سلام برچی نیوز | دو نکته در مورد رویکرد مان به فاجعه
  • انتشار: ۱۱ جوزا ۱۳۹۶
  • ساعت: ۹:۵۷ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 3339
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=3339

دو نکته در مورد رویکرد مان به فاجعه

یک- بعضی سوال ساده‌یی می‌پرسند که فقط به درد جدل در مجالس بگو-مگوی عوامانه می‌خورد. می‌گویند آیا اگر تو هم خواهر و برادرت را در انفجار از دست می‌دادی، باز ماجرا را همین گونه تحلیل می‌کردی؟

یک- بعضی سوال ساده‌یی می‌پرسند که فقط به درد جدل در مجالس بگو-مگوی عوامانه می‌خورد. می‌گویند آیا اگر تو هم خواهر و برادرت را در انفجار از دست می‌دادی، باز ماجرا را همین گونه تحلیل می‌کردی؟

پاسخ این سوال روشن است: نه، حتما فریاد می‌زدم و گریبان خود و دولت را می‌دریدم.

اما تمام حرف همین است که تا همه‌ی ما به این نقطه نرسیده ایم و تا برگرفتن رویکرد عقلانی برای بعضی از ما هنوز ممکن است، باید سعی مان را بکنیم. حالا تحلیل من این است که سقوط این دولت به نفع مردم نیست. شاید اگر اعضای خانواده ام را از دست بدهم، خواهان سقوط این دولت شوم. اما این چرخش عاطفی من فقط چرخش عاطفی من است و به هیچ وجه معنایش این نخواهد بود که حالا «دولت باید سقوط کند» تحلیل درست‌تری است. این تفکیک‌ها را باید یاد بگیریم.

در ضمن، اگر بنا بر پرسیدن این گونه سوال‌های بی‌مایه باشد، من هم می‌توانم از این دوستان بپرسم: آیا اگر شما عزیزان تان را از دست می‌دادید، می‌آمدید و عکس خونین و پاره-پاره شان را در فیس‌بوک پُست می‌کردید و زیر عکس به اشرف غنی فحش می‌دادید؟ ( قطعا حال و فرصت این گونه عملیات فیس‌بوکی را نمی‌داشتید).

دو- یکی از اهداف کشتارجویان از خلق کردن این فاجعه‌های سنگین و گسترده راندن جامعه به سوی آشوب ِ مطلق است. یک راه ایجاد این آشوب رو در رو کردن خشونت‌آلود مردم با همین دولت بی‌کفایت است. یک لحظه منطقی فکر کنید: اگر این چرخه‌ی تقابل به جاهای غیرقابل‌برگشت برسد و آشوب اجتماعی خشونت‌بار سرتاسری شود، حاصل همگانی اش چه خواهد بود؟ فکر نکنید که معجزه‌یی می‌شود و به جای این‌هایی که عین و غین می‌نامیدشان، مدیران باکفایت آسمانی نازل می‌شوند.

حالا عده‌یی از سر خشم مرا متهم به گفتن سخنان و داشتن باورهایی می‌کنند که نه آن سخنان را گفته ام و نه آن باورها را دارم. مثلا می‌گویند آها، پس برویم از اشرف غنی تشکر کنیم یا این که تو باور داری باید همیشه سر مان را پایین بیندازیم و بگذاریم هرچه بر سر مان آمد بیاید. این گونه بحث کردن مصداق همان چیزی است که کژبحثی‌اش می‌نامیم.

سخیداد هاتف

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *