• انتشار: ۸ حمل ۱۳۹۷
  • ساعت: ۱۰:۳۴ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 2
  • کدخبر: 14810
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=14810
نشست تاشکند و توصیه های اخلاقی دیگر

دو صد گفته چون نیم عمل نیست!

منتقدان می گویند که موارد مطرح شده در اعلامیه پایانی نشست تاشکند، موارد جدیدی نیستند. اینها همان چیزهایی هستند که بارها در نشست های مشابه برای صلح افغانستان، مطرح شده؛ اما هرگز از توصیه های اخلاقی و خواست های به ظاهر توأم با خوشی بینی و حسن نیت شرکت کنندگان، فراتر نرفته است.

در پایان نشست تاشکند برای صلح افغانستان، شرکت کنندگان با صدور اعلامیه ای ۲۵ ماده ای تأکید کردند که «پشتیبانی قوی مان را از پیشنهاد حکومت وحدت ملی برای آغاز گفتگوهای مستقیم و بی پیش شرط با طالبان و به هدف رسیدن به توافق منطقی صلح که از سوی جامعۀ جهانی نیز پشتیبانی می‌شود اعلام می کنیم و طالبان را فرامی خوانیم که این پیشنهاد را بپذیرند.»

آنها همچنین تأکید کردند که یک تواق سیاسی با طالبان، بهترین راه برای پایان دادن به خشونت در افغانستان است و نیاز است که میان حکومت افغانستان و عناصر مصالحه پذیر طالبان گفتگو شود.

شرکت‌کنندگان،  طالبان فراخواندند که مسؤولیت شان را برای آوردن صلح و ثبات به افغانستان درک کنند.

آنها حکومت افغانستان و طالبان را به رفتن به سوی یک توافق سیاسی تشویق کردند.

شرکت کنندگان در این نشست همچنین از تمامی کشورها خواستند که به حاکمیت و تمامیت ارضی افغانستان احترام بگذارند و در مسایل داخلی این کشور مداخله نکنند.

منتقدان می گویند که موارد مطرح شده در اعلامیه پایانی نشست تاشکند، موارد جدیدی نیستند. اینها همان چیزهایی هستند که بارها در نشست های مشابه برای صلح افغانستان، مطرح شده؛ اما هرگز از توصیه های اخلاقی و خواست های به ظاهر توأم با خوشی بینی و حسن نیت شرکت کنندگان، فراتر نرفته است.

ناظران اما می گویند که واقعیت های جنگ و صلح افغانستان، پیچیده تر از آن است که با صدور یک اعلامیه تشریفاتی و طرح چند توصیه و سفارش اخلاقی و غیر الزام آور و بی پیامد، حل و فصل شود.

به عنوان نمونه، طالبان تنها یک گروه شورشی داخلی نیست که گفتگوهای مستقیم میان آن گروه و دولت افغانستان، به مصایب و چالش های کنونی در کشور، پایان دهد.

طالبان، پیش از هر چیزی است یک گروه منطقه ای استواقعیت های جنگ و صلح افغانستان، پیچیده تر از آن است که با صدور یک اعلامیه تشریفاتی و طرح چند توصیه و سفارش اخلاقی و غیر الزام آور و بی پیامد، حل و فصل شود
که قدرت های بزرگ زیادی در منطقه و فرامنطقه از آن حمایت می کنند و هنوز هم اهداف و برنامه های راهبردی و سلطه جویانه خود را در استمرار حمایت از آن گروه می دانند.

افزون بر این، اراده سیاسی و همکاری صادقانه قدرت های خارجی ذینفع در جنگ افغانستان برای ایجاد صلح و ثبات و امنیت و آرامش در این کشور، از پیش نیازهای مهم و جدی تحقق هرگونه برنامه صلحی است.

امریکا و هم پیمانانش در ناتو، نزدیک دو دهه است که در افغانستان، حضور گسترده و لجام گسیخته نظامی دارند. آنها به بهانه مبارزه با «تروریزم» و استقرار «دموکراسی» و «صلح» به افغانستان لشکرکشی کردند؛ اما اکنون بدون آنکه هیچیک از موارد یادشده، محقق شده باشد، دولت افغانستان را ترغیب می کنند که با «طالبان» صلح کند؛ همان طالبانی که پیش از این، «تروریست» خوانده شده و مستوجب مبارزه ای جهانی به رهبری امریکا شناخته می شدند.

به علاوه اینها پاکستان، کشورهای عربی و برخی دیگر از قدرت های خارجی از جمله روسیه، هرکدام به سهم خود، از طالبان به مثابه یک پروژه به منظور تحقق اهداف و پیشبرد برنامه های خود در افغانستان، استفاده می کنند.

با این حساب، صلح با طالبان، نیازمند نوعی اجماع و اشتراک منافع همه قدرت هایی است که به نحو منفعت خود را در استمرار جنگ در افغانستان می دانند.

صرف نظر از این، نشست هایی شبیه نشست تاشکند، هیچگاه قدرت تبدیل شدن به یک روند سازنده و سرنوشت ساز برای صلح و سیاست و ثبات افغانستان را ندارند؛ زیرا این نشست ها اگرچه به نام افغانستان برگزار می شوند؛ اما در عمل، نوعی برنامه سیاسی و تبلیغاتی جاه طلبانه برای کشورهای میزبان و مبتکر آن هستند و برآیند نهایی آن نیز چیزی جز چند توصیه اخلاقی کلیشه ای، بی مصرف و فاقد پشتوانه اجرایی اصولی نیست.

در عدم اثربخشی و سودمندی این نشست ها همین بس که حتی کشورهایی مانند پاکستان و امریکا و… نیز در پایان اعلامیه پایانی آن، امضا می کنند؛ بدون آنکه در عمل، کمترین تعهدی نسبت به مفاد آن، بر عهده بگیرند و یا سیاست ها و رویکردهای دیرینه خود در عرصه صلح و جنگ افغانستان را تغییر دهند.

آوا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *