سلام برچی نیوز | دلواپسان وحدت هزاره ها
  • انتشار: ۱۹ دلو ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱:۴۹ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 951
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=951

دلواپسان وحدت هزاره ها

پس ازتولد جنبش اجتماعی عظیم، توپنده وبی نظیر، تحت عناوین ” انقلاب تبسم” و” جنبش روشنایی” درتاریخ افغانستان ‘ طبل دلسوزی‘ توام با نگرانی برای وحدت هزاره ها ازچهارسووشش جهت‘ به صدادرامده است ؛ گویندگان ونویسندگان کثیری دراین راستا به قلم فرسایی وافادات وافاضات پرداخته اند ‘ انها دلواپسی ونگرانی های خودرا نسبت به تفرقه وشکاف درمیان هزاره هابا شیوه های مختلف ورنگارنگ بیان می دارند .

جامعه ی هزاره اما ، از نظاره گریی نمایش های مضحک ومبتذل موج سواران، خسته شده اند و از نفاق دست ساخته آنان به ستوه آمده اند و از اینکه بی سر و صدا در فضای خاموشی وسکوت به گورستان فراموشی دفن می شدند برخود لرزیده و بانگ بیدار باش را برخود نهیب زده اند، وبا همین موج تکان دهنده ی بیداری وهوشیاری با تکیه بر نیروی لایزال مردمی ، به میدان آمده و فصل تازه ای را در روابط ومناسبات اجتماعی گشوده است…

پس ازتولد جنبش اجتماعی عظیم، توپنده وبی نظیر، تحت عناوین ” انقلاب تبسم” و” جنبش روشنایی” درتاریخ افغانستان ‘ طبل دلسوزی‘ توام با نگرانی برای وحدت هزاره ها ازچهارسووشش جهت‘ به صدادرامده است ؛ گویندگان ونویسندگان کثیری دراین راستا به قلم فرسایی وافادات وافاضات پرداخته اند ‘ انها دلواپسی ونگرانی های خودرا نسبت به تفرقه وشکاف درمیان هزاره هابا شیوه های مختلف ورنگارنگ بیان می دارند .

گواینکه صاحبان این قلم ها وقدم ها وسخنرانی های اتشین اکنون به تماشای مزرعه ای سرسبزی ایستاده اند که درمیان دودواتش می سوزد ودرحال نابودیی کامل وخاکستر شدن است ! درحالیکه پیش ازوقوع واقعه هایی همچون “انقلاب تبسم ” و” جنبش روشنایی” مزرعه حیات سیاسی اجتماعیی هزاره ها به قدری شکوفا‘ پررونق ومشعشع بوده است که چشم هر بیننده ای را خیره می کرده است وناظران ان مزرعه ی سرسبزواباد‘ باچشم حسرت به ان می نگریسته اند وارزو می کرده اند که ای کاش انها نیز از چنان جامعه ی مقتدر‘ متحد وعزتمند ‘ برخوردار می بودند وحظی ازان همه عزت ‘ قدرت‘ رفاه واسایش ! می داشتند.

دلواپسان ‘ از پیامدهاونتایجی که این جنبش عظیم اجتماعی برجای نهاده است شدیدا نگرانند واز سقوط حتمیی هزاره ها در سیاه چال چنددستگی وتفرقه ‘ شکایت دارند وعامل مهم وعمده ی این تفرقه وشکافهای درون اجتماعیی هزاره هارادرتشکل های نوین اجتماعی ‘ مانند ” جنبش روستایی ” مکنون ومتمرکز می دانند.

ازدید این دلواپسان ‘ پیش ازتحقق ” جنبش روشنایی” ‘جامعه ی هزاره گلستانی از وحدت ‘ یکپارچگی وبر خوردارازتمامیی حقوق اساسیی شهروندی بوده است ودر ظل ظلیل ! رحمت وهدایت رهبران خود خوانده ی خود در اوج خوشبختی ‘ رفاه وامنیت کامل به سر می برده اند! وکمترین کمبود را درتمام شئونات زندگی احساس نمی کرده اند!وبه کلیه ی نیازمندی ها ی اقتصادی‘ امنیتی ‘ اجتماعی وفرهنگیی انها از سوی رهبران فداکارهزاره ! درسایه ی مهرورزی وشفقت های کریمانه ی ارگ نشینان کابل رسیدگی می شده است . اززاویه ی دید این دلواپسان ‘ رهبران به اصطلاح سنتی هزاره که به دروازه ی ارگ رسیده بودندوبرسرسفره ی ارگ نشینان زانو زده بودند درطی بیش از یک ونیم دهه توانسته بودندکه ازهزارستان ویران وغم گرفته گلستان عطر اگینی بسازندوچهره مناطق مرکزی را وهمچنین قیافه خاک الود وفقر زده ی دشت برچی وغرب کابل را ازین رو به ان رونمایند وحقوق پایمال شده هزاره هارابه یمن همکاری وهمسویی با پالیسی های مترقیانه !حکومتگران ‘ به انها برگردانند وسیمای زندگی را برای جامعه هزاره ‘ زیباوپررونق بسازند !

مهم نبود که این رهبران صدیق وصادق ! جیب خود ونور چشمی هاوچاپلوسان حلقه بسته درحلقات پیرامونیی خود رابافروختن خون هزاران شهید راه ازادی وعدات خواهی به بهای نشستن در دهلیز ارگ ‘ پرکردند وازراه رانت خواری‘ زمین خواری وبه اقتضای ضرورت ‘خونخواری تا کجاها به پیش رفتند ومی روند؟ بلکه مهم این است که توانستند از برکت شرفیابی درارگ وسپیدار گروه‘ گروه‘ جوانان هزاره را در دانشگاههای معتبر جهان همچون سروران وشرکای پشتون وتاجیک خود بور سیه کردند! وبه موازات انها صدها کیلومتر جاده وراههای ارتباطی ومواصلاتی در شهر وروستا ازبرای هزاره ها احداث نمودند!وچه تعداد پل وپلچه که برروی رودخانه های هزارستان ساختند! وای بسا مکتب ودانشگاه که ازبرای هزاره ها اعمار نمودند! واین همه شغل وحرفه وپیشه که برای این قوم به وجوداوردند!ومهم تراز همه امنیت ومصونیت جانی توام بارفاه رادر سراسر جغرافیای این مردم مستقر ومستحکم نمودند!وچه بسیار اندیشمندان ومتفکران ومتخصصان جامعه هزاره را دروزارتخانه های مهم کشور به منظورمشارکت فراگیردرمدیریت سیاسی ونظامی کشور ‘ گزینش نمودند ودراین راه انچنان توفیق شایان ودرخشانی داشتند که با گشودن هر دری درهر وزارت خانه واداره ای شما در کمال شگفتی وناباوری‘ وزیر‘ رئیس ‘ مدیروکار گزارهزاره را می بینید که برمسنداداره کشور تکیه زده است ! وشکوه وعظمت این قوم را در کنار دیگر ملیت های باهم برادر وبرابر!! افغانستان به تصویر می کشند ! وای بسا فرخنده نتایج دیگری افزون از احصا وشمارش که قلم از توصیف انها ناتوان است !.

امااینکه به گونه ی حساب شده وسیستماتیک هزاره های مسافر وبی پناه را ازموتر پایین اورده وگروه‘ گروه‘ به جوخه اعدام می سپارند وحتی به کودک معصومی همچون شکریه هم ترحم نمی اورند وبرادران نه چندان ناراضیی ارگ نشینان ‘گلوی نازک اورا با کارد نفرت وخشم حیوانی می درند ومی برند وهراز چندی خانه های محقر وگلین دهقانان شکم به پشت چسپیده وگرسنه ی هزاره رابا نام ونشان کوچی وکوچی گری که پیشه وریشه ی پرافتخار اشرف غنی نیزمی باشد به اتش کین می کشند وخاکستر ان را به صورت رهبران لایق هزاره پف می کنند یا مجلس عروسیی هزاره ها را به صورت گزینشی به عزا وماتم مبدل می سازند ویا کارگران وزحمت کشان مظلوم را که در اعماق تاریک معدن زغال سنگ جان می کنند تا لقمه نانی به کف ارند ذبح شرعی وقربانی می کنند ودریک کلام بابرنامه ای منظم واز پیش تعیین شده به حذف ونسل کشیی سیستماتیک هزاره ها می پردازندوهرروز صدها مورد ازاین دست فجائع وشنائع اتفاق می افتد خوب بیفتد!! اینها که به رهبران مربوط نمی شود ! می شود؟ ……

بریده‌ای از مطلب استاد نوروز علی حمیدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *