سلام برچی نیوز | در حواشیِ بحث‌های لطیف پدرام
  • انتشار: ۱۷ حمل ۱۳۹۶
  • ساعت: ۳:۰۴ ب.ظ
  • سرویس: اجتماعی
  • کدخبر: 1899
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1899

در حواشیِ بحث‌های لطیف پدرام

حمایت از پدرام، به عنوان یک پُتلاجِ قومی و اینکه چون روزی در کنار ما بوده، ما هم در کنار او باشیم، نیز درست نیست و به حقانیتِ گفته‌های او آسیب می‌زند. حق‌خواهی مبتنی بر مبادله، هیچ برتری بر مهمانی‌های قرضی و تشریفاتی سران قومی ندارد.

قومی‌سازی سخن‌های پدرام، به نفعِ ما نیست. پدرام، به جایِ ارجاع بحث به اسطوره‌های ادبی و شاعرانه، سخن‌های واقعی، در باب یک مسئله‌ی واقعی و در باره دیورند گفت. این همان چیزی است که به شدت نیاز داریم. تاریخ افغانستان به عنوان کشور، از دیورند آغاز می‌شود. پیش از آن تاخت و تازهای قومی بود ولی کشوری با مرزهای مشخص وجود نداشت. با قومی‌سازی گفته‌های او، فقط حقانیتِ باور اعدام‌اندیشانی چون یون را تصدیق می‌کنیم که مرجع حقی، جز قوم و قبیله، این قتلگاهِ فردیت، نمی‌شناسند. قوم و قبیله یک قتل‌گاه همه‌گانی است و هر فردی اعم ز ازبیک و تاجیک و پشتون و هزاره، در این قتل‌گاه محکوم به اعدام.

حمایت از پدرام، به عنوان یک پُتلاجِ قومی و اینکه چون روزی در کنار ما بوده، ما هم در کنار او باشیم، نیز درست نیست و به حقانیتِ گفته‌های او آسیب می‌زند. حق‌خواهی مبتنی بر مبادله، هیچ برتری بر مهمانی‌های قرضی و تشریفاتی سران قومی ندارد. تقلیل حق به قرضی و نه مسئولیت انسانی، همان فرهنگ ریش‌سفیدبازی است که در نهایت حق را نه به حق فردی، بلکه به سران قوم و قبیله  رهبران و رهبرزادگان ارجاع می‌دهد. اگرحمایت‌های ما مبتنی بر فهم، اندیشیده‌شده و معقول نباشند، در نهایت به مخالفت‌های نامعقول و بی‌دلیل می‌انجامد.

اسطوره‌سازی پدرام و اینکه او حق مطلق است، نیز در نهایت به اعدام‌اندیشی می‌انجامد. پدرام به تمام مقدس، در چشم به‌هم‌زدنی ممکن است به پدرام مطلقن نامقدس تبدیل و در نتیجه سنگ‌باران‌ها شروع شود. فرهنگ اعدام‌اندیشی، چیزی جز آن نیست که کسی را به خاطر کشتن مقدس سازد. گوسفند لاغر لیاقت قربانی‌شدن ندارد. گوسفند قربانی اول چاق می‌شود و امتیاز کسب می‌کند، تا در فرصت مناسب بلاگردانِ بدی‌ها و قربانی شود.  گوسفند چاق قوم و قبیله‌شدن همان و قربانی‌‌شدن همان. بدترین شکلِ اعدام‌اندیشی، چاق‌کردن به هدف قربانی‌کردن است.

پشت سرگذاشتنِ اعدام‌اندیشی، مستلزم بحث‌ها و پرسش‌های ساختاری است. حق‌خواهی که  مبتنی بر افراد است، نه ساختارهای حقوقی، ما را به حق نمی‌رساند، حداکثر ارباب خوب و مهربان تولید می‌کند. آن حقی را که قرار بود اربابِ قوم دیگر غصب کند، ارباب قوم خود ما غصب می‌کند. در هرصورت، بحث حق باید در ساختار حقوقی مطرح و از زیر لنگ ارباب و افراد بیرون شود و از سطح قومیت کنده و به موضوع شهروندی که در آن مرجع حق فرد است، ارجاع و ارتقا داده شود. اعدام‌اندیشی، یک ساختار ذهنی‌ـ شناختی است که نه تنها ما، بلکه نژادگرایان چون یون نیز قربانی آن هستند.

اسد بودا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *