سلام برچی نیوز | خشونت و نفرت، خشونت و نفرت می آورد
  • انتشار: ۱۵ جوزا ۱۳۹۶
  • ساعت: ۹:۱۲ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 3459
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=3459

خشونت و نفرت، خشونت و نفرت می آورد

خشونت ونفرت ، خشونت و نفرت می آورد. چنین چیزی خواست دشمن و استراتیژی اوست. ما باید دقیقا ببینیم چه نوع رفتاری در شرایط کنونی به نفع دشمن تمام می شود، دقیقا بر عکس آن عمل کنیم.

١. خشونت ونفرت ، خشونت و نفرت می آورد. چنین چیزی خواست دشمن و استراتیژی اوست. ما باید دقیقا ببینیم چه نوع رفتاری در شرایط کنونی به نفع دشمن تمام می شود، دقیقا بر عکس آن عمل کنیم.

٢. یگانه راه موفقیت تداوم و اصلاح است نه فروپاشى که از مسیر نفی هرگونه خشونت، به طور خاص نفی خشونت و پرهیز از آن از طرف حکومت، تحمل، مدارا وبردباری ، گفتگو و سازش به دست می آید. مناسب می دانم در اینجا قطعه ای کوتاه ازیک کتاب را که این روزها دارم ترجمه می کنم عینا نقل کنم . این قطعه راز موفقیت اروپا را در کنترل خشونت نشان می دهد:

” بنابراین دولتهای غربی برخی دیرتر و برخی زودتر ،وفاداری شان را به مجموعه ای اصول لیبرال نشان دادند. اهمیت حقوق فردی ، توجه ویژه به افراد آسیب پذیر، آسیب دیدگان و به حاشیه رانده شدگان ، احترام به خود مختاری و سلایق فردی از سوی قدرت عامه، غلبه و تفوق خرد بر احساس گرایی و توسل به سازش گفتگو بنیاد به جای خشونت وباور به اینکه پیشرفت ممکن است.”

٣. جامعه ما به دلیل وضعیت فرهنگی و سیاسی خود که ریشه تاریخی نیز دارد شدیدا مستعد رواندایی شدن است. این جانب این وضعیت فرهنگی و سیاسی را در مقاله ای تحت عنوان تسخیر هزاره یاغستان به روایت سراج التواریخ توضیح داده ام. و روشن ساخته ام که چگونه این وضعیت سبب شد که چهار صد هزار خانواده هزاره حذف شوند.این وضعیت فرهنگی و سیاسی را می توان وضعیت فرهنگی حذف و سرکوب نامید که به درجات گوناگون قابل بازتولید بوده و می باشد و از سوی جوانب گوناگون ممکن است باز تولید شود که بستگی به نوع اراده سیاسی معطوف به قدرت دارد که ممکن است داشته باشند. اما در حال حاضر این وضعیت ، یعنی حذف و سرکوب در بد ترین شکل آن، بدتر از وضعیتی که توسط عبدالرحمن تولید شد، توسط طالبان و داعش باز تولید شده است، چون برای اینها وضعیت فرهنگی و سیاسی حذف و سرکوب و خشونت اهمیت ذاتی دارد و مقدس شمرده می شود.

۴. مسؤولیت مستقیم فرو پاشی نظام پساطالبانی اگر خدای نخواسته رخ دهد، در قدم نخست بر عهده اشرف غنی است.گویا منش و کنش او روح ووجدان جمعی دست کم برخی از اقوام را شدیدا تحقیر وجریحه دار کرده است. بنابراین نیازمندتأمل جدی در پیشفرضهای خود از جمله راجع به اقوام ودیدگاه تباری خویش است. او متهم است که در امر مبارزه با فساد تبعیض آمیز و حذفی عمل می کند . نمونه روشن آن واگذاری زمین خالصه دولتی به شرکت الکوزی با نود درصد تخفیف است که از لحاظ قباحت چیزی کمتر از اتهام آزار جنسی یک شهروند که بر معاون نخست اش وارد شده نیست، او حد اقل از نگاه بخشهای مهم جامعه متهم است که نگاه تباری دارد و در کار جمعی استبداد فکری. تاریخ ، سیاست و قدرت را تک محور می بیند و فقط کافی می داند که دیگران در این خَوان آن هم به صورت ارایه امتیاز برای رهبران قومی شریک شوند و او این امتیاز را بدهد. و متهم است که باور عمیق به ساختن یک ملت از اقوام مختلف بر اساس حقوق شهروندى برابر، شهروندان برابر و نظام سیاسی ای که مشارکت برابر و مؤثر شهروندان را در تعیین سیاستهای عمومی تأمین کند، و نهادها و ساختارهاى غیر قومی که فرصت برابر را برای همگان بر اساس شایستگی فراهم کند، ندارد.

۵. راه حل گفتگوی انتقادی و از موضع برابر در همه سطوح از جمله در سطح رهبری دولت وحدت ملی و کابینه است. این جا یگانه جایی است که خشونت و بی عدالتی را که همزادندمی توان کنترل کرد. البته اعضای رهبری دولت وکابینه همه باید نظر خود را بدون مجامله با شجاعت اخلاقی مطرح کند.

محمد امین محمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *