سلام برچی نیوز | حرکت در جاده روشنایى !
  • انتشار: ۵ دلو ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱:۰۱ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 601
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=601

حرکت در جاده روشنایى !

هراس از روشنایى، در واقع خو گرفتن به تاریکى، سکوت و سکونِ در ظلمت است. جنبش روشنایى، حرکت در مدار عدالت اجتماعى و حرکت به سوى فضاى باز و جاده روشنایى و خود آگاهى است. به تعبیر دیگر حرکت از وضعیت ناهنجار اجتماهى و رویکرد به سوى به هنجار اجتماعى است.

 

هراس از روشنایى، در واقع خو گرفتن به تاریکى، سکوت و سکونِ در ظلمت است. جنبش روشنایى، حرکت در مدار عدالت اجتماعى و حرکت به سوى فضاى باز و جاده روشنایى و خود آگاهى است. به تعبیر دیگر حرکت از وضعیت ناهنجار اجتماهى و رویکرد به سوى به هنجار اجتماعى است. خواستگاه این حرکت، رهایى از تاریکى، جهل و جادو است، رهایى از زندان استبداد خویى، و شب هاى تار بیداد گرى. جنبش پرواز کردن به سوى افق روشن و سحرگاهان آزادى و برابرى است. آزادى به مفهوم رهایى از غل و زنجیرهاى خود برتر بینى، فزون خواهى، تبعیض و ناروایى. آزادى از زندان حرص و آزِ قدرت، ثروت و جاه. آزادى از زنجیر ولعِ داشتنِ همه چیز، اشباعِ نفس خویش و دریغ داشتن از هم نوعان، و ندیدن دیگران! روشنایى یعنى خود را در آینه ى خویش با دیگران همسان دیدن و جهان را زیبا و متنوع یافتن است. اما انسان وقتى از روشنایى ترس برداشته و مى هراسد، که جهان پیرامون خود را درک نکرده و آن را روشن و زیبا نبیند و فقط صداى مهیب دیو و هیولاى تاریکزاد نفس را بشنود و در کابوس وهم برتر بینى دست و پا زدند و گلوى خود را در پنجه ى این دیو و هیولاى احساس کردن است. زیستن در تاریکىِ جهل و جادو، پوسیدن در زندان وحشت و ترس نیز است. خفاش نتواند در گرماى خورشید پرواز کند و خویشتن را بر قله قاف خود آگاهى برساند و در آیینه کثرت در حال وحدت خویشتنِِ خویش را بیند؛ زیرا خفاش ظرفیت دیدن روشنایى خورشید خود آگاهى را نه تنها ندارد، بلکه با روشنایى سازگارى نداشته و توان دیدن پرتو خورشید خود آگاهى را در آیینه زندگى ندارد، زیرا خفاش تاریکزاد است و با تاریکى دمساز و استفاده مى برد. بنا براین نگرش جنبش روشنایى فرهنگ ساز است، در واقع فرهنگ خود آگاهى اجتماعى کانکریت مى کند و همچنان زیرساخت هاى فرهنگ بداندیشى، نا برابرى، بیعدالتى، بى انصافى و تبعیض را مى خواهداز بن بر اندازد و به جاى فرهنگ منحط را ویران کننده، فرهنگ انسانى و دیگر پذیرى را در جامعه نهادینه سازد. به تعبیر دیگر مى خواهد براى جامعه تفهیم کند، که هرآنچه براى خود مى پسندى براى دیگران نیز روا داشته باش! و هر آنچه بر خویشتن روامى دارى، از دیگران نیز دریغ مدار. اگر تو مى خواهى خانه ات روشن باشد، آرزو مکن خانه ى دیگران تار باشد. اساسا وقتى که آدمى در آبشار روشنایى خود آگاهى انسانى تن شوید، او خود را دیگر من فکر نمى کند، بلکه خود را در آیینه صاف و زلال ما مى بیند، یعنى خود را در آینه دیگران، و دیگران را در آیینه خویشتن. در نتیجه هراس ندارد که سویچ روشنایى در کجا است و خط آن از کجا کشیده مى شود، بلکه مى اندیشد منافع همه در کجا قرار دارد. در واقع دوست دارد به سوى افق روشن پرواز کند، در گستره سپهر روشنایى جهان را متنوع و زیبا بیند.

 

حسن رضایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *