• انتشار: ۲۷ جدی ۱۳۹۶
  • ساعت: ۴:۱۱ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 11215
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=11215

جنگ زرگری امریکا و پاکستان موجب قربانی شدن افغانستان می شود

نیویارک تایمز در تفسیری نوشت: جنگ زرگری امریکا و پاکستان فقط بر سر دلار در ازاء حذف دشمن است، اما افغانستان در آتش این بازی سیاسی می سوزد و قربانی می شود.

نیویارک تایمز در تفسیری نوشت: جنگ زرگری امریکا و پاکستان فقط بر سر دلار در ازاء حذف دشمن است، اما افغانستان در آتش این بازی سیاسی می سوزد و قربانی می شود.

محمد حنیف نویسنده انگلیسی – پاکستانی نیویارک تایمز در این مطلب آورده است: روابط امریکا و پاکستان سالیان زیادی است که شکست خورده و ترمیم نشده و کارشناسان این امر را به استعاره ‘طلاق و جدایی و از پشت خنجر زدن دوستان به هم ‘ توصیف می کنند.

در سفر چند سال قبل ‘هیلاری کلینتون’ به پاکستان، عده ای در این کشور از او پرسیدند که چرا امریکا در مورد پاکستان مانند یک مادرشوهر غرغرو رفتار می کند.

پیش از آن هم یک مقام امریکایی پاکستانی ها را مردمانی خواند که حاضرند به خاطر چند هزار حتی مادرشان را هم بفروشند.

این نیش و کنایه زدن ها کار خود را کرد. تیرگی روابط دو کشور بیش از آنکه به آنها آسیب برساند بر کشور ثالثی یعنی افغانستان لطمه می زند.

در واقع نابودی افغانستان از ۱۱ سپتامبر شروع نشد. نابودی افغانستان اولین بار در سال ۱۹۷۹ یعنی هنگامی که رئیس جمهور وقت امریکا و جنرالهای پاکستانی دست در دست هم در افغانستان قدم زدند و همزمان دوستان سعودی شان با چمدانهایی مملو از دالر وارد شدند به این امید که خون بینی شوروی را بریزند و کمونیسم را به زانو در آورند آغاز شد.

هدف اعلام شده آنها آزاد ساختن افغانستان از چنگال اشغال شوروی بود اما از آن روز به این سو؛ دو نسل از افغان ها هنوز که هنوز است رنگ صلح و آرامش به خود ندیده اند.

در تمام این سالها امریکا دائما به پاکستان چنگ و دندان نشان داده است. الآن هم رئیس جمهور کنونی اش می گوید که امریکا در تمام این مدت احمق بوده که میلیاردها دالر به پاکستان کمک مالی کرده است چون آنها در ازاء آن فقط به ما حقه زده اند.

اخیرا هم رئیس جمهور ‘ترامپ’ به بهانه اینکه پاکستان در موضوع افغانستان کمک کننده نبوده است، کمکهای امریکا به ‘اسلام آباد’ را قطع کرد.

اما کمک نکردن به پاکستان به همان اندازه بد است که کمک کردن به آن به خاطر افغانستان.

اگر این کمکها همینطور بی رویه ادامه داشته باشد؛ جنگ افغانستان هم ادامه خواهد یافت آن هم به بهانه هایی واهی.

در این وانفسا؛ هردو دارند فریبکاری می کنند. هیچکدام بی گناه نیستند.

چهار دهه است که ارتش پاکستان به مردم این کشور القا می کند که جنگ آنقدرها هم که گفته می شود چیز بدی نیست. بسیاری از صاحب نظران امر هم نظرشان این است که پاکستان در آستانه تبدیل شدن به یک افغانستان دیگر است.

هر دو نظریه ؛ توهین به هردو کشور است.

در طول این مدت پاکستان هم قربانی تروریسم ‘طالبان پاکستان’ بوده است. مدارس و مساجد و کلیساهایی منفجر شده اند و سیاستمداران برجسته کشور هم ترور شده اند.

حتی این قتل عام ها تقدیس هم می شود و نام ‘جهاد’ و ‘شهادت’ بر آن نهاده می شود. کشتن کودکان بی گناه دبستانی و یا مردم عادی جامعه که مشغول کسب و کار روزمره خود هستند؛ ‘شهادت ‘ تعبیر می شود.

یک فرهنگ رادیکال ‘تکفیری ‘ که ملهم از آئین ‘وهابیت’ عربستان است، در دوران جنگهای جهادی افغانستان وارد شد و تکامل یافت و امروز آنقدر در ذهنیت مردم پاکستان جا افتاده است که هرکس با این نوع خشونت و وحشیگری مخالفت کند؛ به عنوان ‘کافر’ و یا ‘ مزدور امریکا’ شناخته می شود.

دستگاه حکومت پاکستان اعم از دولت و ارتش وقتی به امریکا می رسند؛ می گویند ما هم قربانی تروریسم هستیم و تلفات داده ایم و اقتصادمان خسارت دیده است. اما همین حاکمیت وقتی مقابل مردمش قرار می گیرد می گوید که مشکل اصلی ما طالبان نیست، امریکاست.

پاکستان یک روز بعد از آنکه افراد طالبان را در آغوش می گیرد به امریکا می گوید:’ شما می توانید از پایگاههای ما برای بمباران طالبان استفاده کنید اما صدایش را درنیاورید چون ما به مردم مان گفته ایم که طالبان دوست ماست. لطفا اگر ما به بعضی از افراد خوب طالبان بگوییم که وقتی هواپیماهای شما از زمین برخاستند؛ پناه بگیرید هم شما بر ما خرده نگیرید’.

آنگاه طالبان هم به پاکستان قول می دهد چنانچه این کشور هدف حمله امریکا و یا هند قرار بگیرد؛ پشت سر ارتش بایستد. این پیچیدگی سیاسی به دنبال مرگ ‘اسامه بن لادن’ در سال ۲۰۱۱ بدست سربازان امریکایی بغرنج تر هم شد.

مردم هنوز هم نمی دانند آیا این بن لادن بود که حاکمیت ملی پاکستان را نقض کرد و در خاک او پناه گرفت یا این امریکایی ها بودند که او را در داخل خاک ما کشتند.

مردم هنوز هم نمی دانند آیا ارتش پاکستان هم در کشتن بن لادن همدست امریکایی ها بود و یا اینکه خودش از انجام این کار ناتوان بود. شاید هم هردو.

هر پاکستانی که این سوالها را از مسئولان کشور مطرح کرده، تحت تعقیب قرار گرفته است. ارتش پاکستان با این جنگ بی انتهایی که در افغانستان آن را هدایت می کند و منطق آن را هم بین المللی کرده است؛ در واقع به مردم تازیانه می زند و مجبورشان می کند از درون حلقه های آتش بپرند.

ارتش پاکستان معتقد است که امریکا هرگز نمی تواند بدون کمک پاکستان برنده جنگ افغانستان باشد. دستگاه امنیتی پاکستان سالیان مدید است که دچار این توهم است که باید به کمک نیروهای نیابتی اش کنترل افغانستان را در دست داشته باشد. جالب است که این دستگاه آنقدر بی عرضه است که حتی نمی داند با نیروهای نیابتی دیروز و امروزش چه کند.

همانطور که پاکستان به جنگ افغانستان معتاد شده، امریکا هم شده است.

امریکا برای اثبات وجودش به عنوان یک قدرت جهانی؛ نیاز به آن دارد که جنگ افغانستان، یک ‘ویتنام ابدی’ باشد.

در واقع این دعوای چندین ساله پاکستان و امریکا هم مطلقا بر سر جنگ افغانستان نیست؛ بر سر مقدار پولی است که پاکستان بابت کشتن آدم بد های داستان می گیرد. حالا در این داستان به صورت اتفاقی جمعی از دوستان هم بطور دسته جمعی کشته می شوند.

بعضی از نخبگان امریکایی معتقدند که ترامپ در سیاستهای داخلی آدم خل دیوانه است اما فقط در دو موضوع افغانستان و پاکستان یک آدم معقول است.

سر و سامان دادن به اوضاع این بخش از دنیا؛ میراثی است که تا به حال شش رئیس جمهور امریکا آن را به ارث برده اند و برای رئیس جمهور آینده هم به میراث گذارده خواهد شد.

اما عقلا معتقدند، ترامپ شخصا یک نبوغ ذاتی دارد و آدم متعادلی است و بهتر است برای حل معما از دوستان جدید سعودی اش کمک بگیرد و از آنها بخواهد تا از نفوذشان بر روی پاکستان استفاده و در این دعوا میانجیگری کنند.

تاریخ تکرار خواهد شد.

چهار دهه بعد از سال ۱۹۷۹، این بار هم یک رئیس جمهور از امریکا؛ یک شاهزاده از سعودی و مشتی جنرال از پاکستان، دوباره شانه به شانه هم به خاک افغانستان باز می گردند.

خوب دیگر کجای کار غلط است؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *