• انتشار: ۲۱ حمل ۱۳۹۷
  • ساعت: ۱۰:۳۴ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 2
  • کدخبر: 15784
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=15784
۱۵ سالگی سقوط صدام؛

جنگی که بر پایه یک دروغ اتفاق افتاد

یکی از شواهد غلطی که کالین پاول ارایه کرده بود، در مورد لابراتوار های سیار سلاح کیمیایی و بیولوژیکی صدام حسین بود.

به تاریخ ۹ اپریل ۲۰۰۳ سربازان امریکایی مجسمه صدام حسین را در بغداد سرنگون ساختند. ۱۵ سال پس از آن می دانیم که این جنگ، که به قیمت جان صدها هزار انسان تمام شده و خاور میانه را در هرج و مرج غرق کرده است، بنیاد دروغین داشت.
پس از آنکه اشغال عراق به رهبری ایالات متحده امریکا آغاز شد، تقریباً سه هفته طول کشید تا آنکه جهانیان به تاریخ ۹ اپریل ۲۰۰۳ سقوط مجسمه صدام حسین را در پرده های تلویزیون تماشا کردند. این تصویر ثبت حافظه جمعی بشریت شد. اما پس از گذشت ۱۵ سال هنوزهم سوال های بی پاسخ مانده اند. طور مثال چه تعداد مردم عراق در این جنگ و هرج و مرج ناشی از آن کشته شده اند؟
به اساس اکثریت تخمین ها، شمار قربانیان جنگ عراق بین ۱۵۰ هزار تا نیم میلیون تن می رسد. برخی از تحقیقات جدی شمار کشته شدگان را حتی بیشتر از این تخمین زده اند. طور مثال هفته نامه معروف طبی “لانست” در سال ۲۰۰۶ حتی از ۶۵۰ هزار “کشته اضافی” سخن گفته بود. در این آمار، در پهلوی قربانیان خشونت، همچنان تلفات ناشی از بمباران زیرساخت ها و نظام ویران شده صحی در نظر گرفته شده است.
اما یک چیز دقیقاً واضح است‌ و آن اینکه این جنگ بر بنیاد دلایل دروغین آغاز شد. تصویر دومی که ثبت حافظه جمعی بشریت شد، سخنرانی کالین پاول وزیر خارجه آن وقت ایالات متحده امریکا به تاریخ ۵ فبروری ۲۰۰۳ در برابر شورای امنیت سازمان ملل است. پاول شش هفته پیش از آغاز جنگ عراق، در سخنرانی ۷۶ دقیقه یی اش، بیشتر بر این تأکید کرد که صدام حسین سلاح های کشتار جمعی بیولوژیکی و کیمیایی در اختیار دارد، حکومت صدام حسین از تروریسم بین المللی حمایت می‌کند و برای ساختن سلاح های اتومی تلاش می‌ورزد.
همچنان با نشان داده شماری از تصاویر ماهواره یی ادعا شده بود که حکومت صدام، به منظور فرار از کنترول سختگیرانه بازرسان سازمان ملل، یک تعداد موتر های لاری را به لابراتوار سیار سلاح بیولوژیکی تبدیل کرده بود. یکی از دلایلی که سخنرانی پاول را فراموش ناشدنی ساخته اینست که همه این ادعا ها بعداً غلط ثابت شدند. خود پاول هم در سال ۲۰۰۵ این اظهارات خود را لکه شرم آور در تاریخ زندگی کاری اش خواند.
ری مک گاورن ۷۸ ساله، که ۲۷ سال در اداره استخبارات مرکزی ایالات متحده امریکا (سی.آی.ای) کار می‌کرد، در صحبتی با دویچه وله گفت: «استخبارات اشتباه نکرده بود، بلکه این یک جعل بود، و آنها آن را می دانستند.»

هشداری که نادیده گرفته شده بود
اداره جورج دبلیو بوش، چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده امریکا این جنگ را می‌خواست. خاویر سولانا، مسئول پیشین امور خارجی اتحادیه اروپا و همچنان دبیر کل پیشین سازمان ملل متحد به مناسبت پانزدهمین سالروز آغاز جنگ عراق گفته است که زمینه سازی برای اشغال عراق بسیار پیش از ۹ سپتمبر ۲۰۰۱ صورت گرفته بود، با آنکه این زمینه سازی جزء “جنگ علیه ترور” خوانده شده بود. سولانا به یاد می آورد که جورج دبیلو بوش اندکی پس از انتخاب شدنش به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده امریکا در سال ۲۰۰۰، عراق را یک از دو نکته اساسی در سیاست امنیتی خود عنوان کرده بود.
در همان اوایل متحدان بریتانیایی نیز در این مسأله دخیل ساخته شدند. هفته نامه “سندی تایمز آف لندن” در ماه می ۲۰۰۵ در مورد محتوای نشستی که تا آن زمان شدیداً سری گفته می شد، گزارش داد. موضوع این نشست، در ۲۳ جولای ۲۰۰۲ در زمان نخست وزیری تونی بلیر، عراق بود. در این نشست جک استرا وزیر خارجه، جف هون وزیر دفاع، لارد گولدسمیت لوی سارنوال و همچنان سر ریچارد دیرلف رئیس استخبارات خارجی بریتانیا (ام آی ۶) شرکت داشتند.
دیرلف در این نشست از یک دیدار با رئیس “سی.آی.ای” در واشنگتن گزارش داده بود. دیرلف گفته بود: «حمله نظامی حالا اجتناب ناپذیر پنداشته می‌شود. بوش می‌خواهد که صدام را با یک حمله نظامی معزول سازد و دلیل این حمله نظامی را ارتباط (صدام حسین) با تروریسم و همچنان سلاح های کشتار جمعی توجیه کند.» به همین ترتیب جک استرا اظهار کرده بود که “شواهد دست داشته ناچیز اند. صدام هیچ کشور همسایه اش را تهدید نمی‌کند و توانایی های سلاح کشتار جمعی اش نسبت به لیبیا، کوریای شمالی و ایران  کمتر است”. لوی سارنوال بریتانیا نیز گفته بود که “آرزوی تغییر دادن رژیم عراق، هیچ بنیاد حقوقی برای یک مأموریت نظامی نیست”. با اینهمه استدلال ها، تونی بلیر به خاطر “مناسبات خاص” با ایالات متحده امریکا، در این جنگ سهم گرفت.
با وجود “نه” گفتن شرویدر، آلمان در این جنگ سهم داشت
بیورن شیفباور، کارشناس حقوق بین الدول از شهر کولن آلمان می گوید: «بلی، به نظر من این یک عمل خشونت آمیز و ضد موازین بین الدول بود، یک جنگ ناقض حقوق بین الدول از سوی ایالات متحده امریکا و متحدانش علیه عراق در سال ۲۰۰۳.»

با آنکه گرهارد شرویدر صدراعظم آلمان با سهمگیری کشورش در جنگ عراق رسماً مخالفت کرده بود، اما به قول شیفباور آلمان در این جنگ به گونه غیر مستقیم سهم داشت.

طیاره های اکتشافی آواکس آلمان در جنگ عراق مأموریت انجام داده اند

فلوریان پفاف،افسر پیشین اردوی آلمان در صحبتی با دویچه وله گفت: «اردوی آلمان به صورت گسترده در جنگ عراق سهم داشت. طور مثال اردوی آلمان طیاره های آواکس را تجهیز کرد، از قرارگاه های نظامی ایالات متحده پاسداری کرد تا سربازان امریکایی بتوانند آزادانه به جنگ بروند. اردوی آلمان همچنان کمک های لوژستیکی انجام داد، از جوراب گرفته تا بمب. ما نمی دانیم که در مجموع چه کمک های لوژستیکی صورت گرفت، اما همینقدر می‌دانیم که امریکایی ها از آن بسیار سپاسگزاری کردند.»

پفاف در سال ۲۰۰۳ به عنوان کارشناس تکنالوژی معلوماتی در اردوی آلمان کار می کرد. او گفته بود که در یک جنگ متناقض با حقوق بین الدول شرکت نمی کند. پفاف به کارفرمایش گفته بود: «از همین حالا به بعد همه دساتیر را ارزیابی می‌کنم، و اگر ببینم که به گونه ای در جنگ دخیل ساخته شده ام، از این دساتیر سرپیچی خواهم کرد.» در واکنش به این سخنان پفاف، آمرش او را برای یک هفته به بخش روان درمانی فرستاده بود.
در سال ۲۰۰۵ محکمه اداری فدرال در لایپزیک فیصله کرد که پفاف حق داشته است که از حمایت از جنگی خودداری کند که به دلایل موجه آن را متناقض با حقوق بین الدول می پندارد و آن را غیرقانونی می‌خواند.

دویچه وله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *