سلام برچی نیوز | جنبش ملی در حمایت از رهبرش شکست خورد!
  • انتشار: ۳۱ ثور ۱۳۹۶
  • ساعت: ۲:۵۴ ب.ظ
  • سرویس: توره های فیس بوکی
  • کدخبر: 2911
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=2911

جنبش ملی در حمایت از رهبرش شکست خورد!

رفت‌ و برگشت دوستم به ترکیه بدون به‌جاگذاشتن ابتکار فکری، افسرده‌گی سیاسی را به همهء اعضای جنبش و هواخواهان آن سرایت می‌بخشد.

رفت‌ و برگشت دوستم به ترکیه بدون به‌جاگذاشتن ابتکار فکری، افسرده‌گی سیاسی را به همهء اعضای جنبش و هواخواهان آن سرایت می‌بخشد.

جنبش باید بداند که وضعیت سیاسی افغانستان به‌ شدت ظریف و آسیب‌پذیر است. حکمت‌یار با نیروی تازه برگشته‌است، جمعیت به فکر بررسی بحران درون‌حزبی است و جوانان وحدت متحرک‌تر شده‌اند. جنبش در این میان به بحران قدرت و رهبری درگیر شده است. مهم‌ترین کار برای جنبش، رهیابی برای حل بحران رهبری و آسیب مشروعیت در قدرت است. اگر رییس جمهور جنبش را از قدرت برون کشد، ضربهء فنی و جبران‌ناپذیری برای این گروه سیاسی خواهد بود. جنبش باید جرئت آن‌را پیدا کند که عمل‌کرد رهبر خود را در برابر ایشچی بررسی و نقد کند و در صورت اشتباه، از جامعهء سیاسی پوزش بطلبد. اما تسلیم به اشتباه و پافشاری بر «برحق‌بودن» جنبش را بیش‌تر به حاشیه می‌کشاند. اگر جنبش نتواند خود را از نشست‌های تکراری قوم‌گرایانه در جوزجان، فاریاب و سرپل برون کشد، گامی برای اضمحلال خود می‌گذارد. تجرید فرسایشی دوستم از قدرت، ضعف جنبش را به عنوان یک نهاد ارگانیک سیاسی برملا می‌کند. این در حالی‌است که جنبش می‌تواند تجرید رهبر خود را از قدرت به‌چالش بکشاند. این درست است که دوستم در برابر حکم قانون پاسخ‌گو است، اما مشروعیت قوی سمت «معاون نخست رییس جمهور» سنگ‌پایه‌یی برای تعریف جنبش، موضع رییس جمهور و قدرت آرای مردم می‌تواند باشد. به باور من جنبش نتوانسته است، رهبر خود را از بحران بیرون کشد. واقعیت این‌است که رهبران و مشاوران دوستم با «دوستمیزم» درونی خود در جدال هستند. اگر از دید قدرت به پروندهء دوستم نگاه شود، رییس‌جمهور میزان ضعیف‌تری نسبت به دوستم در اذهان جامعه دارد. اما قدرتِ مانورِ رییس جمهور در تجرید دوستم به‌مراتب بالاتر است. به باور من این ضعفِ چهره‌های کلیدی جنبش نسبت به رهبر آن‌ها را به نمایش می‌گذارد. سخن‌گویان جنبش، ضعیف سخن می‌گویند، ایدیالوگ‌های جنبش ناپدید هستند و صفوف جنبش به ویژه جوانان جنبشی منفعل هستند. خبرهای تلخ رسانه‌یی برای دوستم و جنبش کُشنده است. این روی‌کرد لرزانِ جنبش، رهبر شان‌را مریض‌تر و نهاد شان‌را ضعیف‌تر می‌گرداند.

به باورم دوستم باید به‌عنوان رهبر مستقیم جنبش در حاشیه رود و راه را برای بازسازی جنبش با رهبران تازه‌اندیش فراهم گرداند. کهولت و مریضی بهترین بهانه برای این کار است. دوستمیزم می‌تواند به چهره‌های جدید در جنبش تمثیل شود. اما برای برون‌رفت از بحران حقوقی، دوستم گروه فعال رهبری را برای حزب خود شناسایی کرده و جنبش را با فکر، برنامه و دورنمای تازه به سنگر پیکارهای سیاسی معرفی کند. این‌جا ترکیه و آسیای میانه می‌توانند نقش مهمی در مشروعیت منطقه‌یی و حتا جهانی جنبش داشته باشند. چیزی‌که دیگر گروه‌های سیاسی کم‌تر از چنین امتیازی بهره‌ می‌برند.

جنبش با سیاست جدید باید مؤتلفین خود را در سیاست داخلی شناسایی کند. این‌که با کدام احزاب سیاسی داخلی می‌تواند برای انتخابات آینده نقش بازی کند، این‌که چه زمینه‌ها را برای دریافت بیش‌تر کرسی‌های شورای ملی فراهم می‌سازد، این‌که چگونه در رسانه‌ها، جامعهء مدنی و سکتور اقتصادی جا پیدا می‌کند.

جنبش ظرفیت آن‌را دارد که به‌سان یک حزب معاصر و مدرن چهره عوض کند. این حزب منابع کافی برای راه‌اندازی، کانگره، همایش‌های تحقیقی، نشر مقالات، آثار و کتب، بررسی‌های تاریخی عوامل اتنیکی و قومی افغانستان، گفتمان چندین فرهنگی و بسا مسایل با اهمیت دارد. حزب سیاسی باید فکر را از درون تحلیل برون کشد تا مردم به‌آن اعتماد کند.

ملک ستیز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *