سلام برچی نیوز | جانشینان احتمالی معاون اول
  • انتشار: ۲۰ دلو ۱۳۹۵
  • ساعت: ۲:۱۵ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 964
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=964

جانشینان احتمالی معاون اول

به نظر می‌رسد که عمر سیاسی جنرال عبدالرشید دوستم دیگر به پایان رسیده است. جنرال دوستم پس از ادعا‌های تجاوز جنسی از سوی او بر احمد ایشچی، ربط خود را با اوضاع از دست داده است. معاون اول ریاست جمهوری دیگر نه به دفتر می‌رود و نه بر وظایف معاونیت اول ریاست‌جمهوری نظارت دارد. او با افراد مسلح‌اش در خانه‌اش حضور دارد. مقام‌های عدلی و قضایی، نامه‌های «جلب» به نشانی معاون اول ریاست‌جمهوری فرستاده‌اند، اما او به هیچ یک از این نامه‌ها پاسخ نداد. جنرال عبدالرشید دوستم با آن که شاکی خصوصی دارد، نمی‌خواهد با دستگاه قضایی افغانستان همکاری کند، با دستگاه قضایی دولتی که خودش نفر دوم آن است.

به نظر می‌رسد که عمر سیاسی جنرال عبدالرشید دوستم دیگر به پایان رسیده است. جنرال دوستم پس از ادعا‌های تجاوز جنسی از سوی او بر احمد ایشچی، ربط خود را با اوضاع از دست داده است. معاون اول ریاست جمهوری دیگر نه به دفتر می‌رود و نه بر وظایف معاونیت اول ریاست‌جمهوری نظارت دارد. او با افراد مسلح‌اش در خانه‌اش حضور دارد. مقام‌های عدلی و قضایی، نامه‌های «جلب» به نشانی معاون اول ریاست‌جمهوری فرستاده‌اند، اما او به هیچ یک از این نامه‌ها پاسخ نداد. جنرال عبدالرشید دوستم با آن که شاکی خصوصی دارد، نمی‌خواهد با دستگاه قضایی افغانستان همکاری کند، با دستگاه قضایی دولتی که خودش نفر دوم آن است.

سفیران اتحادیه اروپا و مجموع کشورهای تمویل‌کننده، از دولت افغانستان می‌خواهند که جنرال دوستم را در جایگاه متهم در یک دادگاه با صلاحیت قرار دهد. رییس‌جمهور غنی هم نمی‌تواند این خواست جامعه جهانی را نادیده بگیرد. به همین دلیل است که جنرال دوستم دیگر نمی‌تواند به کارش برگردد. واقعیت مهم دیگر هم این است که همراهی و هم‌سویی جنرال دوستم با محمداشرف غنی، از همان آغاز نه استراتژیک بود و نه ایدیولوژیک. برای محمداشرف غنی هم‌سویی با جنرال دوستم یک ضرورت انتخاباتی بود و برای فردای انتخابات، معنایی نداشت. با این حال، جنرال دوستم توانست به یک موقعیت خوب برای هم‌تبارانش در حکومت دست بیابد.

جنرال عبدالرشید دوستم هم می‌خواست مقام معاونیت اول را به دست بیاورد. جنرال دوستم می‌خواست مارشال فهیمی دیگر شود و از قدرت بی‌حد و حصر برخوردار باشد. اما چنین چیزی عملی نشد. رییس‌جمهور غنی لایحه‌ی وظایف معاونان ریاست‌جمهوری را ترتیب کرد و در آن وظایفی به جنرال دوستم داده شد که به تصور دوستم، انجام آن کارها برایش کسر شأن بود. قانون اساسی افغانستان به رییس‌جمهور، اختیارات بی‌حد و حصر داده است. هیچ مرجعی برای مهارزدن قدرت رییس‌جمهور در قانون اساسی در نظر گرفته نشده است.

هیچ فصل و ماده‌ی قانون اساسی برای معاونان ریاست‌جمهوری در نظر گرفته نشده است. معاونان ریاست‌جمهوری بیشتر نقش سمبولیک دارند تا عملی. جنرال دوستم پیش از رویداد‌های مربوط به ادعای احمد ایشچی، متوجه خلای قانونی در مورد صلاحیت‌های معاون اول ریاست‌جمهوری شده بود. او در یک گردهمایی در فاریاب گفت که نیاز است که قانون اساسی تعدیل شود، تا دیگر قدرت در دستان یک نفر متمرکز نباشد.

اما داستان ایشچی، جنرال دوستم را به حاشیه راند و از او سیاست‌مداری ساخت که ربط خود را با اوضاع از دست داده است. بنا بر این ایجاب می‌کند که شخص دیگری جای وی را بگیرد. نخبه‌گان ازبک هم به این نتیجه رسیده‌اند که زمان عبور از جنرال عبدالرشید دوستم فرا رسیده است. عده‌ای از آنان به این باوراند که جنرال دوستم در دهه‌ی هفتاد و قبل از آن نقش تاریخی خود را ایفا کرد و حال وقتش رسیده است که از سمت‌های حزبی و دولتی کناره‌گیری کند.

جامعه‌ی جهانی هم از جنرال دوستم می‌خواهد تا در یک دادگاه با صلاحیت در برابر اتهام‌هایی که احمد ایشچی بر او وارد کرده است، از خود دفاع کند. این اتفاق زمانی ممکن است بیفتد که برای جنرال عبدالرشید دوستم، از میان نخبه‌گان ازبک یک جانشین در نظر گرفته شود. برخی از نخبه‌گان ازبک به این باور اند که شخصیت‌هایی مثل اسدالله ولوالجی، ثریا دلیل و شاکر کارگر، کسانی هستند که می‌توانند جانشین جنرال عبدالرشید دوستم در مقام معاونت اول ریاست‌جمهوری شوند. تعلق‌گرفتن معاونت اول ریاست‌جمهوری به یک ازبک‌تبار، شاید بزرگ‌ترین دست‌آوردی باشد که جنرال دوستم برای هم‌تبار‌انش انجام داد و در واقع سهم تاریخی‌اش را در هویت‌بخشیدن به قومش ایفا کرد.

اسدالله ولوالجی، از شخصیت‌های فرهنگی شناخته‌شده‌ی ازبک است. از او نوشته‌ها و مقاله‌هایی در زمینه‌ی تاریخ سه دهه اخیر و مسایل فرهنگی در مطبوعات کشور به نشر رسیده است. اسدالله ولوالجی بعد از فروپاشی حکومت دکتر نجیب، یکی از فعالان فرهنگی جنبش بود و بر فعالیت‌های فرهنگی این حزب در شمال نظارت می‌کرد. آقای ولوالجی شناخت دقیقی از مردم ولایات شمال و روستا‌های ازبک‌نشین کشور دارد. از او به عنوان یکی از فرهنگیان هویت‌طلب ازبک، یاد می‌شود. از این نظر نیز او می‌تواند از مطالبات قومی ازبک‌ها نیز نمایندگی کند. جنرال عبدالرشید دوستم در اوج جنگ‌ها و کشمکش‌های قومی در دهه‌ی هفتاد، با شعار حق‌خواهی و هویت‌طلبی برای ازبک‌ها ظاهر شد و آن زمان هم آقای ولوالجی با نوشتن مقاله و رساله از او حمایت می‌کرد. اگر آقای ولوالجی به جای آقای دوستم تکیه زند، این مطالبات را دنبال خواهد کرد.

دکتر ثریا دلیل، در حال حاضر سفیر افغانستان در سویس است. او در دوران ریاست‌جمهوری حامد کرزی به صفت وزیر صحت عامه کا کرد. ثریا دلیل پیش از این که به صفت وزیر صحت عامه وارد کابینه‌ی حامد کرزی شود، در سازمان‌های بین‌المللی غیر دولتی ایفای وظیفه می‌کرد. بانو دلیل در سطح جهانی چهره‌ی شناخته شده است. اما او در داخل کشور از پایگاه قومی اجتماعی برخوردار نیست. او در جنبش نقشی نداشته است، اما می‌تواند به عنوان یک ازبک‌تبار درس‌خوانده، راه بهتری برای هم‌تبارانش ایجاد کند. در دوران جنگ‌های داخلی که نخبه‌گان قومی‌اندیش از آن به نبرد‌های هویت‌خواهانه تعبیر می‌کنند، خبری از بانو دلیل نبود. اما با آن هم او به عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده، به عنوان یک جانشین بالقوه برای معاونت اول ریاست‌جمهوری مطرح است.

چهره‌ی دیگری که خیلی در محافل سیاسی از او یاد می‌شود، آقای شاکر کارگر است. آقای کارگر در حکومت وحدت ملی نماینده‌ی ویژه‌ی رییس‌جمهور در امور کشورهای آسیای میانه است. او در سفر‌های رییس‌جمهور به پایتخت‌های کشورهای آسیای میانه، او را همراهی می‌کرد. به نظرمی‌رسد که سیاست افغانستان در مورد کشورهای آسیای میانه، در مشورت با آقای کارگر طراحی و اجرا می‌‌شود. در افتتاح بندر تجارتی آقینه، نقش آقای کارگر خیلی برجسته بود. او در کشورهای آسیای میانه چهره‌ی شناخته شده است. او در حکومت موقت آقای کرزی، سمت وزارت آب و برق را داشت و پس از آن به پارلمان راه یافت.

احتمال آن زیاد است که بحث جانشینی جنرال دوستم در ماه‌های آینده جدی‌تر شود. دیگر تردیدی باقی نمانده است که جنرال دوستم، از این به بعد با اوضاع نامرتبط است و ایجاب می‌کند که رییس‌جمهور کسی دیگر را به جایش معرفی کند. بیشتر نخبه‌گان ازبک هم بر ضرورت عبور از جنرال دوستم اتفاق نظر دارند، اما تا حال این موضوع با شخص آقای دوستم و خانواده‌اش در میان گذاشته نشده است. از احتمال به دور نیست که در آینده نزدیک نخبه‌گان و بزرگان قوم ازبک از جنرال دوستم تقاضا کنند که استعفا بدهد و زمینه را برای ظهور یک چهره‌ی دیگر از میان ازبک‌ها فراهم کند. در چنین وضعیتی، جنرال دوستم هنوز از مرتبت یک بزرگ قوم برخوردار خواهد بود که مایل است به دیگران نیز فضا بدهد. به نظر نمی‌رسد که جنجال جنرال دوستم و احمد ایشچی در شورای بزرگان قومی حل شود، این موضوع ایجاب می‌کند که جنرال دوستم یا خودش یا وکیلش در یک دادگاه با صلاحیت از خود دفاع کند. تمکین جنرال دوستم به دادگاه، جایگاه او را در اذهان عامه بلندتر خواهد برد و بهانه‌ای برای فرار دیگران از قانون نیز به جای نخواهد گذاشت. فرزندان دوستم اما مانند فرزندان سایر رهبران حکومتی، جایگاه‌شان را در میان مردم خواهند داشت و چه بسا که با اتکا به دانش نوین و تجربه‌های آموزشی در بیرون از کشور، بتوانند به رهبران موفق‌تری مبدل شوند.

برگرفته از ۸ صبح/نویسنده: بابک کابلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *