• انتشار: ۱۴ حوت ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۱:۲۸ ق.ظ
  • سرویس: شبکه های اجتماعی
  • کدخبر: 13413
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=13413

جامعه افغانی و غیبت حوزه سیاسی

دموکراسی‌های موفق امروز محصول قلمروی به نام حوزه سیاسی است، حوزه‌ای ‏خاص فعالیت سیاسی که رقیب شاهزادگان و کلیساست و خود را به عنوان جایگزینی برای آن دو در ‏زندگی سیاسی، پیش می‌نهد.

دموکراسی‌های موفق امروز محصول قلمروی به نام حوزه سیاسی است، حوزه‌ای ‏خاص فعالیت سیاسی که رقیب شاهزادگان و کلیساست و خود را به عنوان جایگزینی برای آن دو در ‏زندگی سیاسی، پیش می‌نهد.

این حوزه در نتیجه تنش میان شاهزادگان و کلیسا در طی سده‌های میانه ‏ظهور کرده، تنشی که به گفته‌ی برتران بدیع، از جمله نتایج آن، ظهور تئوری قرارداد اجتماعی است و بر آن است که قدرت ‏کلیسا از خداوند ناشی می‌شود و بنابراین قدرتی بالاتر است، در صورتی که قدرتی شاهان از ملت ‏برمی‌‌خیزد و بنابراین، قدرتی پایین‌تر است.

این تقسیم در منبع قدرت منجر به قائل شدن به امکان عزل ‏شاهان در صورت عدم فعالیت در جهت خدمت به مردم و به سود «منافع عمومی» و پایه‌ریزی مشروعیت ‏قدرت بر اساس قرارداد اجتماعی گشت.

در جامعه‌ی افغانی جای حوزه سیاسی را سران قبایل و متنفذین قومی اشغال نمود و تأخیر ظهور حوزه سیاسی و تسخیر جایگاه جامعه‌ی مدنی توسط سران قبایل و اربابان قومی در جامعه‌ی افغانی، در نهایت به ظهور مافیای سیاسی همراه با مافیای اقتصادی منجر شد.

تفاوت بنیادین جامعه‌ی مدنی با نقشی که منتفذین قومی و رؤسای قبایل در محدود کردن حاکمیت حاکم ایفا می‌کنند آن است که جامعه‌ی مدنی معطوف به منفعت عمومی است، اما متنفذین قومی و رؤسای قبایل، در گام نخست در پی تحکیم سیادت و افزایش ثروت خویش‌اند و در گام دوم، رسالت‌شان تأمین منافع قبیله‌ و قوم‌شان است.

این خصیصه به صورت طبیعی، به تداوم عقلانیت قومی-قبیله‌ای و تعمیق تقسیمات خویشاوندی و منطق سیاسیِ مبتنی بر خون و نسب و در نهایت، سلطه‌ی مافیای سیاسی معطوف به مافیای اقتصادی بر تمام سرنوشت جامعه است.

نگارنده: محمد شفق خواتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *