سلام برچی نیوز | توسل به اقتصاد؛ بدیل مناسب برای تجارب ناکام سیاسی هزاره ها
  • انتشار: ۱۶ عقرب ۱۳۹۶
  • ساعت: ۷:۰۹ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 9456
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=9456

توسل به اقتصاد؛ بدیل مناسب برای تجارب ناکام سیاسی هزاره ها

وضعیت سیاسی هزاره‎ها در شانزده سال گذشته طوری رقم خورده است که آن‎ها کمتر خود را شهروند و مالک افغانستان احساس کرده‎اند.

وضعیت سیاسی هزاره‎ها در شانزده سال گذشته طوری رقم خورده است که آن‎ها کمتر خود را شهروند و مالک افغانستان احساس کرده‎اند.

هرباری که این قوم تلاش کرده است نقشی در سیاست ایفا کند، شدیدا سرکوب شده و به زمین خورده‎اند. پانزده سال بر طبل سیاست کوبیدند.

فکر می‎کردند که همه نیازهای اساسی زندگی‎ با تحقق خواسته‎های سیاسی‎ بدست می‎آیند، اما در عمل چنین نشد. ما در سیاست ناکام شدیم. به هیچ خواسته سیاسی خود نرسیدیم.

نه حکومت به ما بعنوان یک پتانسیل سیاسی جایگاه قائل شد و نه تأثیر گذاری‎ما در وادی سیاست افغانستان اثبات شد. یکی از دلایل آن شاید عدم صداقت متولیان امور سیاسی باشد.

فضای معاملاتی که رهبران سیاسی‎ هزاره‎ها بر قمار سیاست‎محوری این قوم ایجاد کرده بود بعنوان اصلی‎ترین دلیل این تجربه ناگوار، ثبت تاریخ خواهد شد. از سوی دیگر، آن‎ها نمی دانستند که سیاست در ذات خود چنین مواردی را دارد. امروزه فقط انسان‎های ساده لوح می‎پندارند که سیاست صداقت و حقه خیانت است. انسان‎های زرنگ می‎دانند که امروزه حقه سیاست و صداقت شکست مطلق است.

بیایید با پذیرفتن این‎ واقعیت‎که شانزده سال بر طبل سیاست کوبیدن‎ اشتباه بوده و ما برای دسترسی به زندگی بهتر این مقطع زمانی را بیراهه رفته هدر داده‎ایم، تداوم این راه را خاتمه داده و این تجربه ناکام را برای آیندگان خود با پیچیدن به برگ‎های تاریخ عبور کنیم.

بنظر نگارنده حالا زمان آن رسیده است که هزاره‎ها با عبور از سیاست‎محوری، وارد متن معاملات اقتصادی افغانستان شده و در سایه فراهم کردن «سرمایه» تلاش کنند آرمان دیرینه «زیستن در رفاه و آسایش» شان را تحقق بخشند. خوشبختانه در چند سال اخیر تلاش‎های این حکومتِ آلوده به تبعیض در سطح منطقه حداقل مبتنی بر گسترش تعاملات اقتصادی بوده است و این رویکرد یک‎سری فرصت‎های تعاملات اقتصادی را با کشورهای منطقه فراهم نموده است. ایجاد بندر چابهار در نقطه مرزی ایران-افغانستان به هدف تقویت داد وستد تجاری با هند، تکمیل خط آهنی که افغانستان را از طریق ازبکستان و قزاقستان به چین وصل می‎کند، ایجاد دهلیز هوایی برای انتقال اقسام میوه خشک و تازه افغانستان به هند و امضای تفاهم‎نامه تمدید خط آهن از مزار شریف به هرات، عمده‎ترین کارهای است که در زمینه انکشاف اقتصادی افغانستان انجام شده است. از جانبی هم چین رؤیای بلندپروازانه احیای جاده ابریشم را در سر می‎پروراند. این جاده با عبور از افغانستان و ایران چین را به اروپا وصل می‎سازد. قطعی است که از این طریق نیز فرصت‎های برای تعاملات اقتصادی افغانستان فراهم خواهد شد. بر علاوه این موارد افغانستان یک کشور ۱۰۰% مصرفی است. حداقل از حوزه تکنالوژی دست این کشور کوتاه است و شرکت‎های کلان بین المللی نیز با استفاده از این فرصت برای کنترول بازار تلاش می‎کنند در افغانستان برندهای را ایجاد کنند.

با مطالعه فرصت‎های یاد شده به این نتیجه می‎رسیم که برخلاف تجربه ناکام شانزده ساله سیاست‎محوری هزاره‎ها، زمینه بدست آوردن جایگاه اقتصادی در افغانستان برای همه و مخصوصا این قوم فراهم است. بررسی زندگی واقعی هزاره‎ها در هرسه سطح اقتصادی(کوچک، متوسط و بزرگ) می‎نمایاند که علیرغم عدم موجودیت منابع هنگفت مالی برای وارد رقابت اقتصادی شدن، یک‎سری سرمایه‎های کوچک و متوسط در دست افرادی از هزاره‎ها است که اگر دقیق، مدیریت شده و محاسبه شده با مطالعه ریزبینانه فرصت‎های اقتصادی در افغانستان به کارگرفته شود به نتایج خوبی خواهد انجامید.

منابع کسب ثروت در فعالیت‎های اقتصادی امروزی معمولا گرفتن قراردادهای دولتی، در اختیار داشتن معادن، وجود کمپنی‎های بزرگ تجاری، چنگ‎زدن به تجارت تریاک-اقتصاد مافیایی و رقابت در تجارت آزاد است. همه میدانیم که دست هزاره‎ها را غنی برای گرفتن قرارداد‎های دولتی و تسلط بر معادن، از پشت بسته است و چنگ‎زدن به اقتصاد مافیایی هم حداقل برای فعلا با توجه به شرایط بد سیاسی هزاره‎ها ممکن نیست. تجارت آزاد، داشتن شرکت‎های تولیدی و آوردن برند کمپنی‎های جهانی، فرصت‎های عمده‎ای است که می‎تواند زمینه فعالیت اقتصای را برای هزاره‎ها فراهم نماید.

طی شانزده سال گذشته، در کنار تجربه ناکام سیاست‎ورزی یک‎سری کارهای خوبی نیز انجام شده است. اکثر نسل جدید هزاره‎ها به زبان انگلیسی دسترسی کامل دارند و تعداد قابل ملاحظه‎ای نیز با کاربرد تکنالوژی آشنایند. این دو مهارت وجوه مثبتی است که حالا می‎شود آنرا فراتر از مراکز آموزشی برای آوردن برند کمپنی‎های بین المللی، خرید و فروش مال التجاره و تأسیس شرکت‎های تولیدی کار بست. کافیست همین مهارت دانستن زبان انگلیسی، آشنایی با کاربرد تکنالوژی و سرمایه‎های کوچک و متوسطی که در اختیار هزاره‎ها قرار دارد کنار هم قرار گرفته و روزنه امیدی را برای فرزندان آینده این این قوم مهیا کند.

خوبی عبور از سیاست‎محوری و متوصل شدن به داد و ستد اقتصادی این است که ما چشم‎بین لطف دیگران نیستیم. خود برای خود تلاش می‎کنیم. دیگر حقه و نیرنگی هم در کار نیست. و خوبتر از آن اینکه با این کار در آینده نه چندان دور رفاه اقتصادی خانواده‎ها تأمین می‎شود. ما وقتی دغدغه نان نداشته باشیم و مصارف روزانه مهمانداری‎های سیاسی خود را داشته باشیم، دیگر به «قوم فروشی» هم متوسل نمی‎شویم. در نتیجه آرمان‎های سیاسی ما نیز تحقق یافته و به زندگی شرافت‎مندانه‎تری دست می‎یابیم.

نویسنده: یوسف نیکزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *