• انتشار: ۲۴ دلو ۱۳۹۶
  • ساعت: ۲:۴۲ ب.ظ
  • سرویس: اجتماعی
  • کدخبر: 12171
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=12171

تظاهر به دیانت و مباهات به تخصص غنی/ شگردهایی برای تبلیغات و عوام فریبی!

تاریخ معاصر افغانستان آمیخته با دروغ و فریب است. پس از سال ۲۰۰۱ که انتخابات و دیگر مظاهر دموکراسی در کشور پدید آمد، تظاهر به تقوا و دیانت نیز با آن گسترش یافت. حتا سیاستمداران سکولار آمده از غرب نیز دیگر آن اشتباه حفیظ‌الله امین در قرائت بسم‌الله را تکرار نمی‌ کردند.

در ادبیات سیاسی مروج در رسانه‌های افغاستان از واژه‌های دماگوژی یا عوام‌فریبی و پوپولیسم یا عوام‌گرایی به یک معنا استفاده می‌شود، اما در غرب، یعنی بستر پیدایش این واژه‌ها، میان آن‌ها تفاوت قایل می‌شوند. هرچند عوام‌فریبی در سیاست شگرد تازه‌یی نیست، اما به‌سادگی کهنه نیز نخواهد شد. از روزگاری که فن مدیریت اجتماع پدید آمد، عوام‌فریبی نیز با آن زاده شد. لیکن توسل به عوام‌فریبی در روزگار کنونی شکل کاملن خاصی به خود گرفته است. با این‌حال، در جوامعی که سطح سواد و آگاهی مردم در آن‌ها بالاست، میزان عوام‌فریبی پایین است، اما در جوامع عقب‌مانده این پدیده در بلندترین سطح خود قرار دارد.
ایتالیایی‌ها در دوران رنسانس به عوام‌گرایی و عوام‌فریبی در سیاست به‌گونه‌یی مشروعیت قایل شدند. به همین دلیل، سیاست در اروپای پس از رنسانس نام دیگری برای «مکر ایتالیایی» بود.

افغانستان از جمله کشورهایی است که با گسست اجتماعی، اقتصاد متزلزل، فساد گسترده، نبود ثبات و ساختار فروپاشیده مواجه‌اند. در چنین وضعیتی است که توسل به عوام‌فریبی جای تقوای سیاسی را در نزد سیاستمداران گرفته است.
ما در این نوشته سعی می‌کنیم این مسأله را بیشتر بکاویم.

تظاهر در دیانت

هرچند در جهان کنونی مسأله‌ی جدایی دین از سیاست به‌شکلی گسترده مطرح است، اما به‌نظر می‌رسد که در جوامع عقب‌مانده چندان نمی‌توان بر این امر پا فشرد. تظاهر به تقوا و دیانت شایع‌ترین پدیده در نزد سیاسمتداران در این جوامع و از آن جمله در جامعه‌ی ماست.

مونتسکیو نویسنده‌ی عصر روشنگری تقوای سیاسی را چیزی جدا از پرهیزگاری اخلاقی که مذهب توصیه می‌کند، تعریف کرده است. اما مراد من از تقوا در این‌جا، همان تقوای مذهبی است.

صوفیان زیر عنوان «شطاحی» بر ریا و تظاهر تاخته‌اند، اما مفهوم شطح فراتر از انتقاد سیاسی می‌رود و صوفیان شطح را سخن متضاد با ظواهر و سازگار با باطن دین تعبیر کرده‌اند. لیکن سیاست در حوزه‌ی فرهنگی ما گاهی عین دیانت بوده است و بر اساس همین باور است که متولیان امور فرصت این را می‌یابند که خود را «سایه‌ی خدا» بخوانند. محض نمونه، تیمور گرکانی مشهور به تیمور لنگ خود را «حضرت صاحب قرآن» خواند و برای کله‌منار ساختن‌هایش توجیه مذهبی فراهم کرد.
تاریخ معاصر افغانستان آمیخته با دروغ و فریب است. پس از سال ۲۰۰۱ که انتخابات و دیگر مظاهر دموکراسی در کشور پدید آمد، تظاهر به تقوا و دیانت نیز با آن گسترش یافت. حتا سیاستمداران سکولار آمده از غرب نیز دیگر آن اشتباه حفیظ‌الله امین در قرائت بسم‌الله را تکرار نمی‌ کردند.

باری، اشرف غنی رییس‌جمهور افغانستان امام‌ حسین را «نواسه‌ی خدا» خواند. اما ستایش ‌گران او هم ‌چنان آگاهی مذهبی و تقوای وی را به رخ می ‌کشند؛ تسبیح گرداندن، سخنرانی پس از ادای نماز جمعه، تمجید از روحانیون، ادعای اشراف در دیانت و…

با این‌حال، به ‌قول حافظ، «خرقه‌ی سالوس» پوشیدن تنها کار سکولارهای این کشور نیست، بقایای تنظیم‌های جهادی نیز جهت احیای مجدد خود به دامان دیانت پناه برده‌اند و آماده‌ی مصاف در این زمینه‌اند. آخرین مورد آن چالش «الم تر کیف» از سوی عطامحمد نور رییس اجراییه‌ی جمعیت اسلامی افغانستان بود. در ضمن، «استشهاد» آقای گلبدین امیر حزب اسلامی افغانستان نیز یکی دیگر از نمونه‌های آن است.

مباهات به تخصص و توانایی
محمداشرف غنی در هنگام پیکارهای انتخاباتی خود گفت: «پرسان کردین که چطور فساد اداری را گم می‌کنی؟ بروید از استاد عطا پرسان کنید. گفته که نیم مأمورین دولت فرار خواهند کرد اگر اشرف غنی رییس‌جمهور شود. او جناب استاد عطا، من همیشه احترامت را کرده‌ام. اگر نمی‌ترسی، چرا ای گپ‌ها را می‌زنی؟»

میزان صداقت یا عوام‌فریبی این سخن آقای غنی را می‌توان در عملکرد کنونی او یافت.
در اخیر این‌که، شگرد مباهات به توانایی و تخصص به‌عنوان ابزاری برای اغوای مردم در حوزه‌ی سیاسی افغانستان پیش از این هم وجود داشت، اما آقای غنی آن را در قالب دلبستگی خود به محاسبه، برنامه و جدیت، تبدیل به فرصتی تبلیغاتی کرد، اگرچه رقبای سیاسی او نیز کم نیاوردند.

اقبال برزگر

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *