سلام برچی نیوز | ترامپ باید با طالبان به توافق برسد
  • انتشار: ۱۹ دلو ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱۰:۲۳ ق.ظ
  • سرویس: سیاسی
  • کدخبر: 935
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=935

ترامپ باید با طالبان به توافق برسد

برنت روبین کارشناس سیاسی امریکایی در یادداشتی برای نیویارک تایمز نوشت: بهترین راه رسیدن امریکا به هدف خود در افغانستان استفاده از یک استراتژی دیپلماتیک و نظامی تلفیقی است.

برنت روبین کارشناس سیاسی امریکایی در یادداشتی برای نیویارک تایمز نوشت: بهترین راه رسیدن امریکا به هدف خود در افغانستان استفاده از یک استراتژی دیپلماتیک و نظامی تلفیقی است.

برنت روبین کارشناس سیاسی امریکایی در یادداشتی برای نیویارک تایمز نوشت: بهترین راه رسیدن امریکا به هدف خود در افغانستان که ریشه‌کن کردن پناهگاه‌های تروریست‌های بین‌المللی در این کشور است، استفاده از یک استراتژی دیپلماتیک و نظامی تلفیقی است.

در ادامه این یادداشت آمده است: هدف کوتاه مدت در این استراتژی، حفاظت از دولت افغانستان و دارایی‌های استراتژیک آن است.

در میان مدت، باید به تلاش‌ها ادامه داد تا ضمن ایجاد ثبات در وضعیت سیاسی متزلزل این کشور، روند تأمین مالی و آموزش دولت و نیروهای امنیتی افغانستان را حفظ کرد.

در بلند مدت، امریکا باید از تلاش برای ایجاد اقتصادی در افغانستان حمایت کند که بر خودکفایی بیشتر و ارتباط با کشورهای همسایه استوار باشد.

توافق سیاسی با طالبان و پاکستان برای صلح در افغانستان ضرروی است.

برای عبور از دوره هدف میان مدت، توافق سیاسی نه تنها با طالبان که با پاکستان و دیگر کشورهای منطقه ضروری است. برای حصول یک توافق، امریکا باید از سویی برای پایان حضور نظامی خود زمانی را مشخص کند تا از آن به عنوان عامل اصلی چانه زنی استفاده کند و از سویی در مذاکره با طالبان و کشورهای همسایه افغانستان بر سر ایجاد زمانبندی خروج نیروها تمایل نشان دهد.

برخی امریکایی‌ها و افغانستانی‌ها فقط دید کوتاه مدتی دارند. آن‌ها امیدوارند دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا موقعیت امریکا و دولت افغانستان را در برابر طالبان تقویت کند.

طبق گزارش وال استریت ژورنال، در دسمبر، ترامپ طی مکالمه تلفنی با اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان در مورد اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان گفتگو کرده است.

جنگ ترامپ به طالبان همانند ۱۵ سال گذشته دستاوردی نخواهد داشت.

نویسنده در ادامه می‌نویسد: ممکن است ترامپ فشار بیشتری بر پاکستان وارد کند تا از پناه دادن به طالبان دست بکشد و از سویی اقدامات نظامی شدیدتری علیه طالبان اتخاذ کند؛ با این حال دلیلی وجود ندارد باور کنیم این اقدامات از آن چیزی که در ۱۵ سال گذشته صورت گرفته، بیشتر کارگر افتد.

انتظار اینکه ترامپ پیگیر چنین اقدامات بی‌حاصلی باشد، برخلاف گفته‌های خود اوست. در اکتبر ۲۰۱۵، وی به CNN گفت که افغانستان یک افتضاح بود و ما با درگیر شدن در آن مرتکب اشتباه وحشتناکی شدیم.

ایالات متحده در افغانستان ۸۴۰۰ نیرو دارد و برای تأمین مالی نیروهای امنیتی و دولت آن نزدیک به ۴ میلیارد دالر سالیانه هزینه می‌کند. به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ این مقدار هزینه کرد را حفظ کند، چرا که طبق گزارش‌ها در حال بررسی راهی است تا طی ۱۰ سال مخارج بودجه فدرال را ۱۰٫۵ هزار میلیارد دالر کاهش دهد.

ایجاد ثبات در افغانستانی که حضور امریکا در آن کاهش یافته، نیازمند آن است که به مسئله پناه دادن طالبان توسط پاکستان پایان گذاشته شود و توافقی سیاسی در افغانستان صورت گیرد.

اما عوامل جغرافیایی و ژئوپولتیکی این موضوع را که امریکا تا چه حد می‌تواند به پاکستان فشار وارد کند، محدود می‌کند زیرا واشنگتن برای دسترسی به افغانستان محصور به خشکی، نیازمند پاکستان است.

در سال ۲۰۱۱ میلادی، پس از یک سری اتفاقات، پاکستان مسیر ترانزیت زمینی امریکا به افغانستان را مسدود کرد. دسترسی از طریق ایران هم غیر ممکن است. روسیه در همان سال اجازه ترانزیت تدارکات به شمال افغانستان را داد اما امروز، ممکن است یا اجازه ندهد یا هزینه سنگینی به ازای آن طلب کند که احتمالا این هزینه در اروپا است. سؤال اینجاست که افغانستان مهمتر است یا ناتو؟

بهترین راه برای تغییر رفتار پاکستان نزدیکی با چین است.

همکاری با چین دوست روزهای تلخ و شیرین پاکستان، باعث می‌شود تلاش برای تغییر رفتار اسلام آباد نتیجه بهتری بدهد. در دسمبر گذشته، مقامات پکن به من گفتند که همکاری چین با امریکا در افغانستان، صرف نظر از اختلافات بر سر دریای جنوب چین، کوریای شمالی و یا مسائل تجاری، ادامه خواهد داشت.

باید گفت به چالش کشیدن سیاست چین واحد یعنی روندی که ترامپ آن را شروع کرده، به تمام همکاری‌های ایالات متحده و چین خاتمه می‌دهد که افغانستان را نیز دربر می‌گیرد.

سیاست ضد تروریسم دولت امریکا، می‌تواند توافق سیاسی را غیر ممکن سازد.

سیاست ضد تروریسم دولت امریکا، می‌تواند توافق سیاسی را غیر ممکن سازد؛ چیزی که احتمالا ترامپ مشکلی با آن ندارد. روند صلح مستلزم تفاوت قائل شدن میان طالبان و جنگجویان جهانی، جذب و ادغام اعضای سابق آن -در بدنه حکومت- و ایزوله کردن افراد باقیمانده آن است.

در پیش‌نویس افشا شده از یک قانون اجرایی در ارتباط با از سرگیری شکنجه و ایجاد پایگاه‌های پنهانی به نبرد مسلحانه جهانی با داعش، القاعده، طالبان و دیگر گروه‌های ترویست اسلامگرای بین‌المللی مرتبط با این گروه اشاره شده و در این پیش‌نویس هیچ تفاوتی میان این گروه‌ها قائل نشده بود.

هر اقدامی در افغانستان، نیازمند حضور ایالات متحده است ولو ناخوشایند باشد. افغانستانی‌های ضد طالبان به جای اشغالگر، ایالات متحده را به چشم یک محافظ می‌نگرند. اما در برابر یک رئیس جمهور امریکایی که معتقد است «اسلام از ما متنفر است» و از پذیرش پناهندگان مسلمان سر باز می‌زند، آیا این حسن ظن آنها دوام خواهد آورد؟

در مارچ ۲۰۱۱ که تری جونز کشیش امریکایی در فلوریدا، چند نسخه قرآن را سوزاند، در مزار شریف هفت کارمند سازمان ملل توسط تظاهرات کنندگان کشته شدند.

در فبروری ۲۰۱۲، نگهبانان امریکایی در بازداشتگاه بگرام چیزی که نشریات افراطگرا عنوان شد را سوزاندند اما بعد معلوم شد نسخه‌هایی از قرآن و مقالات دینی بوده است. دو هزار تظاهرات کننده بیرون پایگاه بگرام گرد هم آمده و خواستار خروج نیروهای ایالات متحده شدند. چند هفته بعد سربازان افغانستان دست کم شش سرباز امریکایی را آشکارا در تلافی آن کشتند.

به محض ممانعت دولت ترامپ از پذیرش پناهندگان مسلمان، حسن ظن یاد شده نسبت به ایالات متحده ممکن بود به سرعت از بین برود.

هر حرکتی برای فرستادن زندانیان جدید به گوانتانامو، شکنجه بازداشت شدگان، تلفات غیرنظامی بیشتر، ممانعت از ورود افغان‌ها به ایالات متحده، مدارا یا تشویق به ایذاء مسلمانان در ایالات متحده، یا انتقال سفارت امریکا در اسرائیل به بیت المقدس به امکان فعالیت امریکایی‌ها در افغانستان صدمه خواهد زد.

توسعه اقتصادی افغانستان نیازمند همکاری با همسایه‌هاست.

در ادامه این یادداشت آمده است: توسعه اقتصادی مستلزم همکاری با کشورهای همسایه برای اتصال افغانستان به بازارها است. دولت‌های منطقه پروژه‌های زیرساختی‌ای را آغاز کرده‌اند که می‌تواند این امر را تسهیل کند.

ابتکار «کمربند و جاده» چین، این کشور پهناور را به خاورمیانه، اروپا، آسیای مرکزی و جنوب آسیا متصل می‌کند. این امر کریدور اقتصادی چین-پاکستان (C.P.E.C.) از سین کیانگ به بندر گوادر پاکستان را در بر می‌گیرد. بحران در روابط ایالات متحده-چین یا ایالات متحده-پاکستان می‌تواند الحاق افغانستان به این کریدور اقتصادی را بیش از آنچه هست مشکل کند.

افغانستان جایگزین دیگری برای کریدور اقتصادی چین-پاکستان دارد. هند و ایران در حال توسعه بندر چابهار و اتصال آن به شاهراه اصلی افغانستان هستند و سه کشور در ماه می گذشته توافقنامه ترانزیتی امضاء کردند.

در ماه جنوری، شینزو آبه نخست وزیر جاپان در پی نگرانی از حضور چین در اقیانوس هند، به دهلی نو رفت تا بر مشارکت جاپانی‌‌ها در چابهار تأکید ورزد.

اگر افغانستان در فهرست اولویت‌های ترامپ باشد، افتضاح (همان چیزی که ترامپ در زمان انتخابات بیان کرده بود) در این کشور کاملا دور از ذهن است.

آینده افغانستان همانقدر وابسته به ایالات متحده است که به چین، هند، روسیه و پاکستان وابسته خواهد بود.

امریکا ممکن است بتواند به شکل‌گیری توافقات منطقه‌ای برای ایجاد ثبات در افغانستان و توقف تروریسم که موثرتر از هزاران حمله پهپادی است، کمک کند اما نه تا زمانی که واشنگتن جنگ جهانی علیه تروریسم را منحصر به خود کند و حضور همسایگان افغانستان در این مسئله را غیر ممکن سازد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *