• انتشار: ۲۷ اسد ۱۳۹۷
  • ساعت: ۱۲:۴۰ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر یک
  • کدخبر: 19977
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=19977

تحمیل فاجعه بر هزاره نباید بی هزینه بماند

تحمیل فاجعه بر انسان هزاره، روندی عادی و بی هزینه برای حلقات فاشیستی و حامیان آنها شده است. هرچند در جریان خشونت ها همه شهروندان آسیب می بینند و هزینه می دهند؛ اما هدف قرار گرفتن قربانیان به خاطر تبار و قومیت، ویژگی خاص حملاتی مانند انفجار آموزشگاه موعود در غرب کابل است که نشان‌ می دهد شهروندان هزاره تبار خشونت های مضاعف را در سرزمین شان متحمل می شوند.

تحمیل فاجعه بر انسان هزاره، روندی عادی و بی هزینه برای حلقات فاشیستی و حامیان آنها شده است. هرچند در جریان خشونت ها همه شهروندان آسیب می بینند و هزینه می دهند؛ اما هدف قرار گرفتن قربانیان به خاطر تبار و قومیت، ویژگی خاص حملاتی مانند انفجار آموزشگاه موعود در غرب کابل است که نشان‌ می دهد شهروندان هزاره تبار خشونت های مضاعف را در سرزمین شان متحمل می شوند.

تشدید حملات تروریستی علیه هزاره ها در میان بی تفاوتی و یا همراهی حکومت با دهشت افکنان دیگر قابل کتمان نیست. حکومت افغانستان عملا نشان داده است که انگیزه ای برای متوقف کردن حملات علیه هزاره ها ندارد و در فردای تحمیل هر فاجعه بر جامعه هزاره تنها به نمایش تسلیت و تعزیت اکتفا می کند.

رضایت حکومت از آسیب‌پذیری هزاره ها در برابر خشونت و دهشت افکنی را می توان از چشم پوشی آشکار ارگان های نظامی و امنیتی از پاتک افکنی گروه های تروریستی در تمامی مسیرهای ارتباطی مناطق هزارستان مشاهده کرد. منطقی نیست که کسی ادعا کند حکومت و حامیان بین‌المللی آن توان تصفیه ساحه جلریز در ولایت میدان وردک و یا ساحات ولسوالی سیاگرد در ولایت پروان را نداشته باشند. مسافرینی که همه روزه در این مسیرها تردد دارند جولان دادن نظامیان طالب در کنار پوسته های نظامیان حکومتی افغان را می بینند و این مماشات برای شان عجیب و آزاردهنده است.

در این بین برخورد تمام عیار و بدون اغماض حکومت با هر نیروی مدافع هزارگی مانند برچیدن نیروی امنیتی محلی قوماندان شجاعی در ارزگان خاص و یا مستمسک قراردادن حضور مسلحانه عبدالرحمان شهیدانی وکیل بامیان در جریان خیزش مردمی برای دفاع از بامیان، زیر عنوان «داشتن نیروی مسلح خودسر» و حذف او از فهرست کاندیداها٬ نشان می دهد که حکومت افغانی خواهان بی دفاع بودن انسان هزاره در برابر حملات تروریستی است.

تا کنون جریان های سیاسی هزاره در درون حکومت بر این موضوع چشم بسته و از کنار این سیاست حکومت با انتقاداتی نرم و مقطعی گذشته اند؛ اما برای جامعه هزاره ادامه این روند فاجعه بار غیر قابل تحمل شده است.

حال در برابر ما این پرسش قرار دارد که چه باید کرد؟

آیا می توان برای مصؤنیت بخشی به جامعه خود از رویه و رفتار دهه هفتادی استفاده کرد؟

آیا مجموعه جناح های سیاسی جامعه ما در صورت متحد شدن حول منافع عمومی، توان تأثیر گذاری بر سیاست های حاکمیت افغانی را دارند؟

آیا می توان با بهره گیری از روش های خشونت پرهیز، فاجعه آفرینی برای انسان هزاره را برای فاجعه آفرینان پر هزینه ساخت؟

نگارنده: احمد بهزاد

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *