• انتشار: ۱۲ جدی ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۱:۱۸ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 10935
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=10935

تاریخ تکرار خواهد شد

واضح بگویم، اگر تکان نخوریم، هزاره کشی تا آنجا به پیش خواهد رفت که هیچ هزاره‌ی در هیچ کجایی این مملکت آرام نخواهد ماند. کشته اند، می کُشند و خواهد کشت.

واضح بگویم، اگر تکان نخوریم، هزاره کشی تا آنجا به پیش خواهد رفت که هیچ هزاره‌ی در هیچ کجایی این مملکت آرام نخواهد ماند. کشته اند، می کُشند و خواهد کشت.

تاریخِ هزاره با قتل و کشتار دسته جمعی و همیشگی شکل گرفته است. متن تاریخ هزاره جز کشتار این قوم، چیزی دیگر برایش ندارد و این را آنانیکه کتاب خوانده اند میدانند و اگر از متن تاریخ بی‌خبر اند، قصه روز گار این قوم هردم شهید را از سیما و سخن پدران شان خوانده اند.

بگذریم از روایت های تاریخی که نه حال شنیدن و خواندن را داریم و نه هم اینجا فرصت آن بحث هاست. بیایید تاریخ سه سال پسین هزاره را بخوانیم!! تاریخ دهمزنگ و بلخ و باقرالعلوم را.

تاریخ هرات و زابل و کارته سخی و دشت برچی را که همگان شاهد آنیم و هنوز زجه ها و ناله های آن در خانه های مان طنین انداز است و اشک های مان در چشمان مان جاری. نه، شاید دیگر اشکی برای جاری شدن هم نباشد.

نفس ها حبس و با قلب های پر از درد، تماشاگرِ مرگ هم‌دیگریم. اما، این همه نه آخری کار است و نه هم ما با رفتار های واکنشی و فریاد های همیشگی مان راه به جای می‌بریم. تاریخ هزاره کشی بار دیگر در حال تکرار شدن است….

تکرار می کنم! شمشیر های هزاره کشی بار دیگر صیقل یافته است و هر روز ما را به کام مرگ فرو خواهد برد که داریم می‌بینیم. این “جنگ” غافل گیرانه در برابر ما، تازه شروع شده است، چه فرق می‌کند که در دهمزنگ با گلوله های “پولیس” کشته شویم یا با انتحار و انفجار عربی، پاکستانی، ننگرهاری، هلمندی، قندهاری و زابلی و ….؟

عبدالرحمان هم هزاره را با طرح انگلیس اما با نیروی “افغانی” قتل عام کردند. حالا اشرف غنی احمدزی اگر خود فرمان قتل عام ما را نمی دهد/نمی‌تواند بدهد، پروایی امنیت مال و جان و ناموس هزاره را هم ندارد.

این آدم که دو سال قبل در برابر گرفتاری دو راس شتر “کوچی” توسط هزاره در بهسود بر آشفته شده بود و چیغ می‌زد و اما در برابر این همه هزاره کشی که در دوران حکومت وی انجام شده است، چه اقدامی انجام داده است؟ هیچ. نمی‌شود درد هزاره کشی را با تقبیح دروغین، مداوا کرد.

هزاره هم چون دیگر هم‌وطنان‌اش، مالک این سر زمین است و تامین امنیت، مسوولیت دولتی که بر سرنوشت “مُلک” شان حاکم شده است. اما چنین توقعی از این رژیم برای ما، دیگر مضحکه است و پیامدش دوام همین وضعی که داریم. دشنام و لعن و نفرین فیسبوکی هم دیگر چندش آور شده است و نتیجه اش هیچ. نمیشود، بعد از هر حادثه گریست و با کلمات فیسبوکی کاری برای این مردم کرد.

بیاییم، در فیسبوک هزاره را مسلح نسازیم، به اقوام و تبار های دیگر دشنام ندهیم و توهین نکنیم که محرومان آنان، قربانی تر از ما هستند. بل، هزینه های مذهبی، عروسی، جشن، ختم، حج، کربلا و … را تجهیزات مبارزه فردای مان در برابر این جنگ” تحمیلی” و “اعلام شده” کنیم تا خشم و نفرت مان را گلوله بر مغز فاشیزم و دشمن جمعی مان کرده باشیم.

من دیده ام که جز هزاره، همه کسانی دیگر، هم مسلح اند و هم آماده‌گی جنگ در برابر جنگ را دارند. اگر ازبیک ها مسلح نمی‌بود، جوزجان، فاریاب، سر پل و …. یک سال قبل در دست داعش و طالب، سقوط کرده بود و تا حالا در آنجا نیز جوی خون جاری میشد. اگر “سلاح” نمی بود، عطا محمد نور چگونه مشت خود قبضه می‌کرد و “فرق” این رژیم را نشانه می رفت؟ اگر سلاح، نمی‌بود، ظاهر قدیر، یک تنه به سینه اش، انگشت تهدید به اشرف غنی را سیخ نمی‌کرد…!

بیایید، هر خانه، سلاح دفاع از خود را داشته باشیم!!

نگارنده: هادی صالح

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *