• انتشار: ۲۲ حمل ۱۳۹۷
  • ساعت: ۱۰:۳۴ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 2
  • کدخبر: 15877
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=15877

بولتن به کاخ سفید بازگشت/ حلقه تندروها کامل تر می شود

همه رویدادها و تحرکات، خبر از وضعیتی خطرناک و عمیقا تهدیدآمیز برای صلح و امنیت بین المللی می دهد و این همان چیزی است که بخش مهم آن، ناشی از سیطره هشدارآمیز تندروها بر کانون مرکزی سیاست امریکا در کاخ سفید می باشد.

تام باسرت؛ مشاور امنیت داخلی دونالد ترامپ استعفا کرده است. استعفای ناگهانی آقای باسرت با آغاز به کار جان بولتن؛ سومین مشاور امنیت ملی آقای ترامپ مرتبط بوده و آن‌طور که رسانه‌های امریکا می‌گویند از آقای باسرت “خواسته شده که استعفا دهد”.

آقای باسرت از اصلی‌ترین مشاوران کاخ سفید در زمینه مسائل امنیت داخلی و مبارزه با تروریزم بود. او همچنین در تصمیم‌گیری‌های مربوط به سیاست‌های امریکا در قبال سوریه نقش داشت.
با استعفای او، تعداد مقام‌هایی که در ۱۵ ماه گذشته، از تیم کاری ترامپ کنار گذاشته شده‌اند به حدود ۳۰ نفر رسید؛ رکوردی کم سابقه که نزدیک‌ترین مثال آن، دوران ریاست‌جمهوری رونالد ریگان است.

صبح سه‌شنبه این استعفا در حالی اعلام شد که آقای ترامپ در جلسه‌ای که بولتن هم در کنارش نشسته بود، وعده داد که پاسخ امریکا به حمله شیمیایی ادعایی در سوریه، “قاطع و کوبنده” خواهد بود.

همزمان ترامپ سفر برنامه‌ریزی‌شده خود به امریکای لاتین را لغو کرده تا بر واکنش امریکا به این حمله نظارت کند.
صرف نظر از اینکه با رفتن باسرت و آمدن بولتن، ترامپ به سوریه حمله می کند یا نه، کاخ سفید اکنون بیش از هر زمان دیگری تحت سیطره افراط گرایان و رادیکال های پوپولیست سیاست امریکا قرار گرفته است.

ترامپ در محور این چیدمان مهره های تندرو و همفکر قرار دارد؛ کسانی که شعار مبنایی شان «اول امریکا» است و در عرصه روابط بین الملل نیز بر اقتدارگرایی تحکم آمیز امریکایی تکیه می کنند که به نحو اغراق آمیز و خطرناکی بر پایه میلیتاریزم قیم مآبانه ایالات متحده بنا شده است.

این در حالی است که واقعیت های جاری در عرصه بین المللی به سرعت در حال تغییر است. از سیاست های امریکا در قبال ایران و برجام تا موضوع سوریه، جنگ افغانستان، بحران شبه جزیره کوریا، جنگ اقتصادی با چین، محدودیت مرزها، برخورد سخت گیرانه و فاشیستی با موضوع مهاجرت و نگاه ابزاری به شورای امنیت سازمان ملل و البته عمیق ترین و پایدارترین بحران خاور میانه یعنی مسأله فلسطین.

ترامپ و تیمی که او در حال آرایش آخرین مهره ها و بازیگران آن است، به شدت معتقد به قدرت بلامنازع امریکا در مدیریت همه موارد یادشده بر پایه رویکردهای افراطی و رادیکال برآمده از افکاز افراطی نیروی مسلط بر کاخ سفید هستند؛ اما جهان امروز، بی تردید این رویکرد را برنخواهد تافت و به سرعت به آن واکنش نشان خواهد داد؛ واکنشی که بر پایه یک برداشت – شاید در حال حاضر بدبینانه- در نهایت به برخورد تمدن ها و ابرقدرت ها منجر شود و جنگ سرد جاری میان روسیه و متحدانش به شمول ایران را به رویارویی گرم و سهمگین با غرب و متحدانش بکشاند و در نهایت، واپسین سکانس سناریوی محتوم پایان تاریخ را رقم بزند.

البته در این میان، امیدهایی نیز به فروپاشی زودهنگام و کم هزینه بلوک قدرت غرب به رهبری امریکا وجود دارد؛ امیدی که ناشی از تنش های داخلی امریکا، کاهش ملموس قدرت ایالات متحده در جهان، شکاف رو به تعمیق و گسترش در اردوی متحدان و شرکای سنتی امریکا به دلیل سیاست های بحث برانگیز و فاشیستی ترامپ در قبال برخی مسایل بین المللی و در عین حال، قدرت گیری غیر قابل مهار و انکارناپذیر بلوک رقیب امریکا در جهان و منطقه می باشد.

با اینهمه، رخدادهای جاری در سیاست داخلی امریکا هرگز به نفع صلح و امنیت بین المللی نیست؛ همان چیزی که دیروز در نشست شورای امنیت سازمان ملل در باره حمله کیمیایی ادعایی در دوما از سوی استیفان دی میستورا؛ نماینده سازمان ملل در امور سوریه نیز مورد اشاره قرار گرفت و نسبت به آن، هشدار داده شد.

آقای دی میستورا در آن نشست که از طریق ویدیوکنفرانس شرکت کرده بود، خطاب به نمایندگان حاضر از جمله سفرای امریکا و روسیه گفت که اکنون او بیش از آنکه نگران امنیت و ثبات در سوریه باشد، از تزلزل و تردید در خصوص امنیت و صلح جهان، نگران است.

اشاره ای که از دید آگاهان مسایل بین المللی، به معنای قریب الوقوع بودن برخورد مستقیم و سهمگین امریکا و اسراییل و متحدان آنها با روسیه، ایران و متحدان شان در زمین سوریه بود.

همزمان گزارش شده است که فرستاده ویژه ولادیمیر پوتین در امور سوریه، در سفری غیر منتظره به تهران، با علی شمخانی؛ دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در خصوص بحران سوریه و ماجرای دوما به صورت محرمانه گفتگو کرده است.

همه این رویدادها و تحرکات، خبر از وضعیتی خطرناک و عمیقا تهدیدآمیز برای صلح و امنیت بین المللی می دهد و این همان چیزی است که بخش مهم آن، ناشی از سیطره هشدارآمیز تندروها بر کانون مرکزی سیاست امریکا در کاخ سفید می باشد.

ترامپ در پی ادعای حمله کیمیایی به دوما، رسما و مستقیما ایران و روسیه و از جمله شخص ولادیمیر پوتین را مسؤول دانست و وعده پاسخی سخت و قاطع داد؛ بنابراین، بسیار غیر واقع بینانه است اگر تصور کنیم که ایران و روسیه، در قبال این تهدید توهین آمیز، دست روی دست بگذارند و منتظر اقدام ترامپ بمانند؛ ضمن آنکه حمله هوایی رژیم اسراییل به پایگاه هوایی تی‌- فور در سوریه که چند مشاور نظامی ایران را نیز هدف قرار داد، بیش از هر زمان دیگری، اوضاع را بحرانی و شکننده کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *