سلام برچی نیوز | به ‌بهانه مذاکره حکومت و جنبش‌روشنایی!
  • انتشار: ۱۳ عقرب ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۰:۰۳ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر یک
  • کدخبر: 9356
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=9356

به ‌بهانه مذاکره حکومت و جنبش‌روشنایی!

ترفند حکومت در ایجاد شقاق بین اعضای شورای عالی جنبش روشنایی، مؤثر افتاد، در اینکه طرفداران تعلیق تظاهرات و یا طرفداران برگزاری تظاهرات دوم اسد، مقصر و کدام طرف حق به جانب بودند، قضاوت نمی‌کنم، چیزی که برای همه عیان شد این بود که حکومت در مذاکره صادق نبود و به همین دلیل، طرفداران مذاکره که مهلت ده روزه می‌خواستند، بعد از گذشت چهارده ماه هنوز هم به نتیجه نرسیدند.

پیش از پرداختن به مذاکره کنونی حکومت و جنبش روشنایی و وقت‌کشی و تلاش حکومت برای عقیم ساختن مذاکره، لازم است به صورت گذرا به سابقه و پیشینه‌ی این این بحث اشاره شود:

۱. ظلم، تبعیض و بی‌عدالتی از سوی حاکمیت‌های قبیله‌ای علیه هزاره‌ها، در طول تاریخ وجود داشته است، در نظام جدید با اینکه همه کمک‌های جهانی در مناطق خاص هزینه و حتی یک پروژه اساسی هم در مناطق هزاره‌نشین اجرا نگردید، اما هزاره‌ها سکوت کرده و با نگاه ملی‌گرایانه از اجرای پروژه‌ها در هر نقطه افغانستان، استقبال نمودند.

۲. تنها پروژه‌ای (لین برق ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان) که فقط از مناطق هزاره‌نشین عبور می‌کرد و توسط شرکت معتبر و بین‌المللی آلمانی (فیشنر)، کارشناسی و سروی شده بود، در جلسه ۱۱ ثور ۱۳۹۵ کابینه از مسیر اصلی منحرف و به سمت سالنگ سوق داده شد، یعنی حتی نتوانستند عبور یک پروژه را هم از هزارستان، برنتافتند.

۳. اعتراض‌ها و تلاش‌های معاون دوم رئیس جمهور، معاون دوم ریاست اجرائیه و نمایندگان پارلمان، برای برگشت لین برق به مسیر اصلی، به جایی نرسید و حلقاتی از حکومت به طور ناجوانمردانه این پروژه ملی را به یک مشکل سیاسی و خواسته قومی، فروکاستند و به همین، برخی از نمایندگان و شخصیت‌های پشتون آشکارا در مناظرات تلویزیونی شان، می‌گفتند که هزاره‌ها کلید برق می‌خواهند و یا حتی بی‌شرمانه اظهار می‌کردند که حتی وجود تان در پایتخت قابل تحمل نیست، آنگاه شما حق و حقوق هم می‌خواهید؟

۴. در روز ۲۷ ثور ۱۳۹۵ تظاهرات بزرگ، مدنی و میلیونی از سوی جنبش روشنایی برگزار گردید و حکومت به جای شنیدن صدای اعتراض و پاسخ دادن به مطالبات برحق و عدالت‌طلبانه معترضین، با کشیدن دیوارهای آهنی و کانتنری، بین حکومت و مردم، دیدار بی‌اعتمادی به وجود آورد، بعد از تظاهرات فوق، حکومت وحدت ملی در یک حرکت فریبنده، معاون دوم ریاست را اجرائیه را قانع ساخت تا به طرح بدیل رضایت دهد و قرار بود که طرح بدیل؛ یعنی کشیدن لین برق ۲۲۰ کیلوولت از بغلان به سوی بامیان کشیده و این پروژه تا تا ماه اسد ۱۳۹۶ تکمیل شود، اکنون که بیش از دو ماه از موعد مقرر گذشته، نه تنها پروژه مزبور تکمیل نشده است، بلکه هنوز آغاز نیز نگردیده است.

۵. جنبش روشنایی به طرح بدیل رضایت نداد و اعلام کرد که در روز ۲ اسد ۱۳۹۵ دومین تظاهرات خود را برای برگشت لین برق به مسیر اصلی آن برگزار خواهد کرد، با اینکه حکومت، از ۲۷ ثور تا ۲ اسد، بیش از دو ماه فرصت داشت، اما کوچکترین توجهی به خواسته‌های جنبش روشنایی نکرد و تن به مذاکره نداد، اما در دقیقه ۹۰ که آمادگی‌های برای تظاهرات گرفته شده بود، حکومت در یک حرکت تفرقه افکنانه و برای ایجاد شکاف بین جنبش روشنایی، بحث مذاکره را پیش کشید و تا ساعت ۱۱ شب اول اسد، اعضای شورای عالی جنبش روشنایی را سر دواندند.

۶. در ساعت ۱۱ شب قبل از تظاهرات دوم اسد بود که تعدادی از اعضای شورای عالی جنبش روشنایی خواستار تعلیق تظاهرات به مدت ده روز و ادامه مذاکره با حکومت شدند، اما تعدادی دیگر اعضای شورای عالی جنبش روشنایی، بر این باور بودند که حکومت ثابت کرده است که در مذاکره خود، صداقت ندارد و پیشنهاد مذاکره صرفا برای فرسایش جنبش و تلف کردن وقت، صورت گرفته است.

۷. ترفند حکومت در ایجاد شقاق بین اعضای شورای عالی جنبش روشنایی، مؤثر افتاد، در اینکه طرفداران تعلیق تظاهرات و یا طرفداران برگزاری تظاهرات دوم اسد، مقصر و کدام طرف حق به جانب بودند، قضاوت نمی‌کنم، چیزی که برای همه عیان شد این بود که حکومت در مذاکره صادق نبود و به همین دلیل، طرفداران مذاکره که مهلت ده روزه می‌خواستند، بعد از گذشت چهارده ماه هنوز هم به نتیجه نرسیدند.

۸. حکومت و گارنیزیون کابل، همانگونه که از تأمین امنیت کامل تظاهرات ۲۷ ثور شانه خالی و اسامی ۱۸ نفر از جمله: خلیلی، شفق بهسودی، بهزاد، لطیف پدرام، عزیز رویش، جواد سلطانی، ناهید فرید، عارف رحمانی، ذوالفقار امید، سید انوری، سید هادی و… را منتشر و افراد فوق را در صورت وقوع فاجعه، مسئول معرفی کرده بود، از تأمین امنیت تظاهرات دوم اسد نیز شانه خالی کرد، اما مانند تظاهرات قلبی (۲۷ ثور) لیستی را منتشر نکرد، در نهایت با تلاش اعضای شورای عالی مردمی جنبش روشنایی، نهادهای امنیتی گفتند در صورتیکه مسیرهای تظاهرات را از چندین مسیر به یک مسیر کاهش دهید ما امنیت تظاهرات را تأمین می‌کنیم و اعضای شورای عالی نیز با این پیشنهاد موافقت و مسیر واحدی را برای تظاهرات در نظر گرفتند.

۹. باوجود انشقاق و کارشکنی‌ها، تظاهرات دوم اسد با حضور صدها هزار نفر برگزار و با زیبایی تمام به پایان رسید و بعد از آنکه مردم پراکنده شدند و فقط اعضای شورای عالی و پیشآهنگان جنبش روشنایی در میدان دهمزنگ باقی مانده بودند تا خیمه‌های تحصن را برپا نمایند، انفجارهای وحشتناک به وقوع پیوست، در اثر انفجار، بیش از هشتاد نفر از پیش آهنگان جنبش روشنایی شهید و بیش از ۴۰۰ نفر زخمی شدند، کاملا پیدا بود که هدف حمله انتحاری، اعضای شورا عالی و پیشآهنگان جنبش روشنایی بودند، به همین دلیل، انگشت اتهام به سوی حلقاتی از حکومت نشانه رفت، حکومت تا غروب روز دوم اسد، میدان دهمزنگ را کاملا از آثار جنایت پاک و به کلی محل را شست‌وشو نمود، در حالیکه در سایر موارد اینچنینی با سرعت برای پاک‌کاری و شست‌وشوی محل انفجار اقدام نمی‌کرد.

۱۰. بعد از وقوع انفجار، جنبش روشنایی چنان از هر طرف تحت فشار شدید گرفت که هیچ کسی گمان نمی‌کرد که دیگر کمر راست کند، زیرا از یکسو بهترین نیروهای فکری و پیشاهنگ خود را از دست داد، از سوی دیگر، افرادی به ظاهر خودی که از جنبش جدا شده بودند، به جای دادخواهی برای شهدا و اعتراض علیه حکومت به دلیل کوتاهی و در تأمین امنیت و انجام وظیفه، با تمام توان شان، اعضای شورای عالی و قربانیان انفجار را مورد حمله قرار دادند تا جنبش را زمینگیر سازند، حتی خلبان رحمان رحمانی که خود عضو شورای عالی مردمی و در تظاهرات نیز شرکت داشت، با نوشته تفرقه افکنانه خود، تنش و درگیری درونی را داغ کرد، جعفر عطایی از لندن در نقش یک کارآگاه جنایی، مدرک جمع‌آوری و نشر می‌کرد تا اثبات کند که اعضای شورای عالی مردمی مقصراند و آن‌ها از زمان و مکان انفجار خبر داشته و عمدا مردم و جوانان را به کشتن داده‌اند. تعدادی دیگر، تظاهرکنندگان و شهدا و زخمی‌ها را فریب‌خورده قلمداد می‌کردند که کورکورانه خود را به کشتن داده‌اند، این در حالی بود که شهدای روشنایی که اکثرا ماستر، داکتر و لیسانسیه بودند و از نظر علمی و مدرک از اعضای شورای عالی در سطح بالاتری قرار داشتندداشتند؛ لذا اتهام‌زدن اغفال‌شدگان به شهدا و زخمی‌ها روشنایی که با آگاهی برای برپایی عدالت مبارزه می‌کردند، بزرگترین جفایی بود که از سوی به اصطلاح خودی‌ها به آن‌ها روا داشته شد، دکتر صفری از زخمی‌های پرافتخار روشنایی بارها گفت که ده‌ها زخمی که در بدنم در دهمزنگ وارد شد، به اندازه یک هزارم زخم‌زبان‌هایی که از سوی به اصطلاح خودی‌ها به ما زده شد، قلبم و روانم را جریحه‌دار نساخته است و من این درد را هرگز فراموش نخواهم کرد.

محمد نسیم جعفری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *