سلام برچی نیوز | به بهانه هشتم مارچ/جنگ زن و مرد روی چیست؟
  • انتشار: ۱۸ حوت ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱۰:۳۱ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 1468
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1468

به بهانه هشتم مارچ/جنگ زن و مرد روی چیست؟

رفیقم نیچه :« بزرگترین زنان تاریخ همواره در راستای مرد شدن عمل کرده‌ اند ، نمونه‌ بارزش مکتب فمنیسم ! »

رفیقم نیچه :« بزرگترین زنان تاریخ همواره در راستای مرد شدن عمل کرده‌ اند ، نمونه‌ بارزش مکتب فمنیسم ! »

صورت مسئله این نیست که در رفتار اجتماعی مردان ظالم و زنان مظلوم اند بلکه قضیه برعکس است مردها مظلوم ترین موجوداتِ اند که در زیر گیوتین ظلم زن خم به ابرو نمی آورند. مردها اگر رنجنامه های زندگی شان در پیوند با زن بنویسند از هر یکی مثنوی هفتاد من کاغد خواهد شد.

من یکی فکر می‌کنم! جنگ زن و مرد بیش از اینکه یک دعوای اجتماعی و حقوقی باشد یک نبرد پنهانِ روانی است به یاد جنگِ لاکان و فروید و ایریگاری و دوبوار می افتم !

اگرچه دوبوار مادر فمینیسم پنداشته می شود ولی این لوس ایریگاری بود که حداقل استیلای مردانه را به چالش کشاند دوبوار به نحوی به فروید تمکین می کند ولی این ایریگاری است که بد رقم تئوری می بافد و در آخر ثابت می کند که مرد پیش زن بیخی لگه است.

من «جنس دوم» دوبوار را تقلای برای آشتیِ زن و مرد و طعنه‌ی بر فرآیند مرد سالاری یافتم ولی «جنسی که جنس نیست» ایریگاری را پتکی بربنیان مرصوص مردسالاری.

دوبوار پذیرفته بود که زن پیش مرد کم است و این احساس خودکم بینی از زن گنجشککی در مشتِ مرد ساخته است که فروید در بحث ورای (اصل لذت) از آن به عقده قضیب یا ترس اختگی (بی‌خایه‌گی) زنان یاد می‌کند فروید را باور بر این بود که زنان با دیدن اندامِ بلندِ جنسی مرد و احساس حفره‌ی جنسیِ حقارت در جسم خودشان، دچار خودحقیربینی و نقصان می شوند و این است راز جنگ زن و مرد که زن‌ها همواره تقلا می‌کنند که مرد شوند ولی شده نمی توانند و در فرجام فکر می کنند که مردها بر زنها ظلم می کنند.

ولی لوس ایریگاری مادرِ «کُس‌سالاری» تاریخ بشر با همین عقده قضیب فروید استیلای «کیرسالاری» مردانه را به خاک برابر کرد و فرصتی به و جود آورد که زن‌ها بیخی مردها راعقب گذاشت.

ایریگاری چنین فکر می کرد که آلت تناسلی فیزیولوژیک زنان، حتا از آلت تناسلی مردان برتر است؛ چراکه این مرد است که به زن محتاج است و نه عکس آن، فروید و دوبوار فکر می‌کردند که کنش‌گریِ چولی مردانه و کنش پذیری سوراخی زنان در حین عمل جنسی به زنان این باور را می دهد که فطرتا زنان در زیر و مردان در بالاست.

ولی ایریگاری ثابت کرد که مهبلِ زنانه اطاق گرم و نرم برای خروسه‌ی ایلا گشتِ و به شدت حریص یک مرد است که قلفش به دست زنان است ایریگاری براین باور بود که جسم زن جغرافیای لذت است کافی است زن دستش را روی این تخته لذت بگرداند ولی جسم مرد نیاز به تن زن دارد که لختی لذت ببرد کافیست، زنان مردان را تحریم کنند وآنگهی قیامت کبری برپا خواهد شد.

ایریگاری برای مرد شدنِ زن سه راهبرد پیشنهاد کرد، یکی اینکه زن از هیئت مفعولی در لباس فاعلی ظاهر شود علیرغم انقلابِ دکترین مدرن سکسی بازهم در فرجام کار زنان مفعول اند، دیگر اینکه دوم تقویت خود انگیختگی زنانه در زنان جا بیفتد که بازهم تاکنون ناکام است ومعمول که زنها باید به مردان کابین دهند، سوم اینکه زنان باید اطاقی از خود داشته باشند که بازهم نشد هنوز هم زفاف ها در اطاق مردان سحر می شود.

ویرجیینا ولف در حسرت همین اطاق جان داد . . .

لذاست که جنگ بین زن و مرد خیلی بنیادی‌تر از مسئله‌ی خشونت رادیکال است، من یکی فکر می کنم تا ابد زن، زن می‌ماند و مرد، مرد ـ تلاش های ایریگاری فقط پرده از اوج مظلومیتِ مرد برمی‌دارد وای که چی‌قدر ظلم بر ما مردان رفته است.

در یک کلام گپ خدای محمد اینکه زن «لتسکنو الیها» است.

رضا مهسا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *