سلام برچی نیوز | بر ضد اشغالگران سخن بگویند
  • انتشار: ۲۹ سرطان ۱۳۹۶
  • ساعت: ۶:۱۸ ق.ظ
  • سرویس: توره های فیس بوکی
  • کدخبر: 5474
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=5474

بر ضد اشغالگران سخن بگویند

هر کجا که این آرمان ها را ببینم از آن دفاع میکنم و به جمع و جماعتی که این آرمان ها را داشته باشد میپیوندم.بارژیم های کابل در دو دهه ی پسین، مخالف بوده ام و از اصول هایم تخطی نکرده ام. هیچ فاشیستی و مزدوری را رهبر و سرقومندان خطاب نکردم.

آرمان های من و کنگره ملی روشن اند:

-جمهوری دموکراتیک فدرال

-ایجاد دولت رفاه

-ایجاد جامعه ی رفاه

-ایجاد اقتصاد بازار اجتماعی

-خدمات رایگان برای بهداشت و آموزش و پرورش

-کمک هزینه یا سوبسید برای تحقق نیاز های اولیه برای مردم فقیر

-تنظیم سیاست های حمایتی برای مردم تهیدست

-تاسیس بیمه های اجتماعی برای نیازمندان جامعه

-رفع تبعیض در همه ی صورت ها وانواع آن

-توزیع عادلانه ی قدرت و ثروت

-احترام به حقوق شهروندی

-احترام به آزادی فردی و عدالت اجتماعی

-آزادی و برابری و همبستگی

-افغانستان آزاد و مستقل

هر کجا که این آرمان ها را ببینم از آن دفاع میکنم و به جمع و جماعتی که این آرمان ها را داشته باشد میپیوندم.بارژیم های کابل در دو دهه ی پسین، مخالف بوده ام و از اصول هایم تخطی نکرده ام. هیچ فاشیستی و مزدوری را رهبر و سرقومندان خطاب نکردم. برای هیچ جنایتکاری منار یادبود نساختم. حلقه هایی که میخواهید از آنها حمایت کنم برای تحقق این خواست ها هیچگاه از ما و راه ما که راه نجات مردم افغانستان است یکبار هم حمایت نکردند در قضیه ی دیورند سکوت مرگبار کردند. در تغییر نظام برای فدرالیزم و ریشه کن کردن بی عدالتی و ستمگری ملی، سکوت کردند. در هنگام تصویب پیمان اشغالگرانه ی کابل-واشنگتن سکوت کردند و وکلای شان با شور واشتیاق در پارلمان رای دادند.تمام قدرت خود را وقف ستایش و تقویت شوونیست ها کردند از کنفرانس بن تا امروز، گام به گام در خدمت شوونیست ها عمل کردند.قدم به قدم و مرحله به مرحله دست آورد های مردم و مقاومت را تحویل ستمگران نمودند. از هتاکی و ناسزا گفتن به رفیقان و همراهان خود، به خاطرمنفعت شخصی، رحم نکردند و رعایت ادب ننمودند. هربار که منافع شخصی شان به خطر مواجه شد طبل قومیت و مبارزه جویی کوبیدند. هر بار که برای خود و خانواده و یا گروه شان امتیاز گرفتند مهر سکوت بر لب زدند. دولت فاشیستی-شوونیستی را دولت خود خواندند و برای تحکیم و راست کردن پایه های آن شعار دادند. هم اکنون هم قصد تغییر این نظام فاشیستی را ندارند.قصد تحکیم پایه های این رژیم را دارند. آنها با هزار زبان میگویند که ما بخشی از این رژیم هستیم. بخشی از این دولت هستیم منظور دیگری نداریم و میخواهیم آنرا اصلاح و تقویت کنیم.در هر سخنرانی بیت الغزل شان در آخر تحکیم نظام است. و با زبان بی زبانی میخواهند چراغ سبز شان روشن باشد و بگویند ما را جدی نگیرید فقط امتیاز بدهید!…

من و مایی که با تمام جان کوشش کرده ایم این رژیم فاشیستی و ستمگر و ضد عدالت اجتماعی و ضد عدالت ملی را سرنگون کنیم چه گونه میتوانیم در کنار آنها قرار بگیریم. به راستی اگر یکی از این مدعیان در راس دولت قرار بگیرد یا صدراعظم شود عدالت اجتماعی و عدالت قومی تحقق پیدا میکند؟ شکم مردم سیر میشود،قدرت و ثروت عادلانه توزیع میگردد،آزادی فردی شگوفان میشود، یا از چاله به چاه می افتیم؟

من راه خودم را میروم. همان گونه که از رژیم فاشیستی نمیترسم و اهدافم را به روشنی بیان میکنم از دیگران هم نمیترسم. این من بودم که دو دهه است علیه این رژیم ها جنگیده ام.من نه به غنی رای دادم نه به داکتر عبدالله. این قدر سواد داشتم که پایان شان را از آغاز بفهمم و گرفتار خطا های شرم آور نشوم که حالا بنالم و اشک بریزم.

نگرانی من این است که چه قدر فرومایگی، مزدور منشی و بی حافظه گی وجود دارد. به جای حمله به من و گله وشکایت از من چرا این سه سال را مرور نمیکنید. چرا دو دهه خیانت و عقب نشینی در برابر شوونیزم را نمی بینید. چرا از قدرتمندان تان شکایت نمیکنید. چرا آنها را نقد نمیکنید؟ من در این دولت ها صاحب چوکی، قدرت و بارگاه نبوده ام.

آشکارا می گویم اصولم، فکرم، اندیشه ام، جهان بینی ام، راه و رسمم با این گونه حلقات جور در نمی آید.از باب مظلومیت تاریخی به هر کدام شان بار ها مراجعه کردم، اتمام حجت نمودم، هشدار دادم، در رسانه ها گفتم و در مواقع هم از آنها دفاع کردم، اما آنها بر اسپ مست خود سوار بودند و حرف هیچ بنده ی خدایی را جز حرف دلقکان دربار خود نمی شنیدند. چه فرصت هایی را که سوزاندند. و چه انرژی هایی را که تباه کردند! از قدیم گفته اند خود کرده را درد است و درمان نیست.

باری، مدعیان اهداف شخصی شان را کنار بگذارند اهداف بزرگ ملی را که برتابنده ی عدالت و آزادی و رفاه برای همه ی مردم افغانستان باشد و رفع ستمگری ملی و اجتماعی باشد مطرح کنند، نظام سیاسی و مولفه های آنرا تعریف کنند تا در کنار شان ایستاد شویم و مبارزه کنیم.

من هوشیار تر از آنم که کسی یا گروهی بتواند همچون ابزاری برای اهداف شخصی خود از من استفاده کند. هیچ شایعه پراکنی و سر و صدایی و رحمت گفتن هایی و لعنت گفتن هایی هم مرا بی موازنه نمیکند. اهداف این ایتلاف ها را میدانم با این وجود علیه آنها موضع نگرفتم. گفتم هر کس حق دارد سیاست کند فقط این است که به این ایتلاف ها باور ندارم. نه به اهداف شان نه به تداوم و ماندگاری شان.

آخر سخن:

بروند اعلام خود مختاری کنند اعلام فدرالی کنند از تغییر رادیکال رژیم فاشیستی آشکارا سخن بگویند، در مورد خط رسمی دیورند اعلام موضع کنند. بر ضد اشغالگران سخن بگویند آنگاه همچون سربازی با وجود همه ی اشتباهات جبران ناپذیر شان در کنار شان ایستاده خواهم شد. در غیر آن حرفی و سخنی را از آنها نمی پذیرم.

صدا هایی که کشیده اند برضد فاشیزم نیست، برای برانداختن دولت فاشیستی نیست، فقط و فقط از ترس فاشیزم است.فاشیست ها یک شبه به وجود نیامدند یادم نمیرود که در و دیوار دیار مولانای بلخ با تصویر های غنی شوونیست مزین شده بود یک ماه پیش رهبر و سر قوماندان بود و حالا یک شبه فاشیست شد. اگر واقعا ضد فاشیزم و بی عدالتی هستند طرح ها و برنامه های ما را راهنمای خود قرار بدهند.

با همه ی این گفته ها در باره ی هر دو ایتلاف پسین در رهبری حزب کنگره ی ملی افغانستان بحث کردیم رهبری ما حمایت نکرد چرا که برنامه های خود را نمیدید.دلیل رهبری حزب این بود که هدف اصلی و موضوع محوری هردو ایتلاف حفظ این نظام فاشیستی و ساز و کار آن است.بقیه خواست ها شخصی و گروهی اند.در حالی که کنگره ی ملی خواهان بر انداختن همین نظام است.

لطیف پدرام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *