• انتشار: ۲۶ دلو ۱۳۹۶
  • ساعت: ۳:۴۰ ب.ظ
  • سرویس: سیاسی
  • کدخبر: 12298
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=12298

اگر فتوای جواز انتحاری را محمد محقق صادر می کرد!

گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، در گفتگو با یکی از رسانه ها مدعی شده است که انتحار جواز دارد. او همچنان از عمل انتحار به نام استشهاد یاد کرده و انتحاری ها را استشهادی خوانده است.

گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، در گفتگو با یکی از رسانه ها مدعی شده است که انتحار جواز دارد. او همچنان از عمل انتحار به نام استشهاد یاد کرده و انتحاری ها را استشهادی خوانده است.

عملیات انتحاری، یکی از روش های تروریستی است که در ١۶ سال اخیر طالبان، شبکه حقانی، گروه داعش و حزب اسلامی اسلامی شاخه حکمتیار به صورت بی سابقه ای از آن در نبرد علیه نیروهای امنیتی، ایجاد وحشت و رعب در میان شهروندان و ترور چهره های برجسته سیاسی کشور استفاده کرده اند، که می توان به عنوان نمونه به ترور استاد ربانی شهید، مولانا عبدالرحمن سیدخیلی، سید مصطفی کاظمی، مطلب بیگ، احمدولی کرزی، احمدخان، محمد رسول محسنی و … اشاره کرد.

همچنان آمار تخمینی تلفات ملکی عملیات انتحاری در ١۶ سال اخیر در افغانستان ده ها هزار نفر خوانده می شود.

علمای جهان اسلام، به اتفاق نظر، از عملیات انتحاری به عنوان یک روش غیراسلامی یاد کرده و آن را حرام می دانند. تنها علمای که از این روش حمایت می کرد، ملاهای پاکستان بود که سرانجام آن ها نیز فتوای تحریم انتحاری را صادر کردند.

بنابراین، آنچه را که حکمتیار در پیوند به جواز عمل انتحاری گفته است نه تنها مخالفت صریح با آموزه های دین مبین اسلام محسوب می شود، بل همچنان نوع خیانت ملی و تمسخر به قربانیان نیروهای امنیتی کشور نیز می باشد.

آقای حکمتیار از چهره های خودفروخته ای است که نیم قرن تمام به دستور بیگانگان مصروف فعالیت های تخریبی علیه کشور خود بوده است. او فاوستی است که روح خود را به شیطان فروخته. از این چهره نباید انتظار انسانیت و معقولیت و وطن دوستی را داشت.

اما آنچه غیرقابل بخشش است سکوت ارگ نشینان در برابر اظهارات کذایی او است.

این در حالی است که وقتی چندی پیش محمد محقق، معاون دوم ریاست اجراییه، در اجلاس بین المللی تهران از نقش فاطمیون در سرکوب گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه به نیکی یاد کرد، دولت افغانستان واکنش رسمی نشان داده و تا سرحد سلب عضویت او از شورای امنیت و کابینه تلاش نمود.

در این مورد اما ارگ ریاست جمهوری نه تنها سکوت کرده است، بلکه ماهانه میلیون ها افغانی را از پول مالیات ملت به حساب حزب اسلامی ریخته و همچنان صدها نیروی امنیتی کشور را به تامین امنیت خانه و دفتر سیاسی او موظف کرده است.

بنابراین، پرسش این است که آیا آنچه را محمد محقق گفته بود خیانت بزرگ تر است یا فتوای را که حکمتیار صادر کرده است؟ آیا آنچه را امروز حکمتیار گفته است فرضا محمد محقق می گفت باز هم حکومت سکوت می کرد؟ این برخورد یک بام و دو هوا از کجا سرچشمه می گیرد؟ چرا دولت افغانستان در برابر حرف های حکمتیار واکنش نشان نداد؟

من فکر می کنم پاسخ همه این پرسش ها را باید در نگاه تبارگرایانه ارگ ریاست جمهوری جستجو کرد. ارگ ریاست جمهوری مردم افغانستان را به دسته های “خودی” و “بیگانه” تقسیم کرده و با هر کس مطابق جایگاه او در این دسته بندی برخورد می کند.

از همین جا است که ما بر ضرورت مبارزه با این حکومت تاکید می کنیم و راه حل را در تاسیس یک دولت مردم سالار، غیرمتمرکز و تکثرگرا می دانیم.

نگارنده: عبدالشهید ثاقب

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *