سلام برچی نیوز | اهداف ترامپ از صدور دستور انتقال سفارت امریکا به بیت المقدس!
  • انتشار: ۱۹ قوس ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۱:۲۲ ق.ظ
  • سرویس: بین الملل
  • کدخبر: 10404
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=10404

اهداف ترامپ از صدور دستور انتقال سفارت امریکا به بیت المقدس!

اقدام اخیر ترامپ به اسراییل و حامیان آنان فهماند که افتراق امت اسلام و تشتت موجود در میان مسلمانان، اولویت اول جهان اسلام را از مسئله فلسطین به مسلمان کشی و برادر کشی تغییر داده است و کشورهای اسلامی، یکدیگر را جایگزین دشمن واحدی به نام اسرائیل کرده اند.

اقدام اخیر ترامپ به اسراییل و حامیان آنان فهماند که افتراق امت اسلام و تشتت موجود در میان مسلمانان، اولویت اول جهان اسلام را از مسئله فلسطین به مسلمان کشی و برادر کشی تغییر داده است و کشورهای اسلامی، یکدیگر را جایگزین دشمن واحدی به نام اسرائیل کرده اند.

در روز های منتهی به یک سالگی دولت جدید امریکا و استقرار ترامپ در جایگاه ریاست جمهوری، و در فاصله یک ماه پس از سالگرد یکصدسالگی صدور بیانیه شوم بالفور که از آن به عنوان «بیانیه تاسیس» اسراییل یاد می شود، وعده بیست ساله روسای جمهور امریکا با فرمان ترامپ، شکل عملیاتی به خود گرفت و دستور انتقال سفارت دولت امریکا به سرزمین اشغال شده قدس شریف صادر شد تا با این نقض فاحش قوانین و قراردادهای بین المللی، رویای پایتختی قدس که از آن با نام اورشلیم توسط اسراییل یاد می شود، برای رژیم غاصب اسراییل شکل واقعیت به خود بگیرد.

هرچند تا زمان تحقق دستور اخیر، زمان زیادی لازم است و مقدمات فراوانی را می طلبد اما به نظر می رسد اتخاذ تصمیم مذکور توسط ترامپ در مقطع کنونی، اهداف مشخصی را دنبال می کند که قابل تامل است.

۱- به نظر می رسد دولتمردان امریکایی با اتخاذ دستور انتقال سفارت به قدس شریف، در وهله اول خواسته اند در مسیر قدرت نمایی و بروز عینی توانایی های دولت امریکا، گامی به پیش نهند. دولت ترامپ که دغدغه خویش را بازیابی قدرت و جایگاه ابرقدرتی امریکا بیان کرده است در تلاش است به نحوی رفتار کند که شائبه تک قطبی بودن جهان بیش از پیش در اذهان همگان زنده شود و جهانیان به این نتیجه برسند که در «لحظه تک قطبی» فعلی، تصمیم نهایی در موضوعات جهانی، با امریکا است. لذا مشاهده می شود که بار دیگر، «سلطه» در دیدگاه دولتمردان جدید امریکا، جایگزین «مذاکره» و توافق شده است و در نتیجه، هر مجمعی که خروجی آن، توافق بر مذاکرات مشخصی است توسط ترامپ و یارانش، به الغا یا خروج تهدید می شود.

تصمیم جدید در مورد فلسطین نیز ناشی از تبختر نوین دولتمردان نوپای امریکایی است که خواسته اند قدرت تصمیم و اراده خویش را به جهانیان نشان دهند و به آنان بقبولانند که امریکا دارای آنچنان قدرت و توانمندی است که با وجود مخالفت دیگران، می تواند اراده خویش را اجرایی نماید؛ هرچند که با قوانین و قراردادهای بین المللی دارای تناقض باشد.

۲- یکی از محوری ترین بخش های سخنرانی های ترامپ در ایام انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶، اشاره به ناتوانی روسای جمهور گذشته در عمل به وعده های انتخاباتی، و تاکید بر توانمندی خویش برای عمل به وعده ها و بازسازی وجهه امریکا در جهان بود. به همین دلیل رئیس جمهور امریکا کوشید با عملی کردن وعده انتقال سفارت کشورش به قدس شریف، علاوه بر عمل به وعده انتخاباتی، حمایت یهودیان ثروتمند و دارای سرمایه های کلان را به اقتصاد داخلی امریکا جلب نماید تا مسیر بازسازی اقتصادی و پیشرفت داخلی کشورش که از اولین شعارهای انتخاباتیش بود تسریع یابد.

۳- برخی تحلیل ها و کنفرانس های سالهای اخیر، به موضوعاتی اشاره داشته و از مصادیقی سخن به میان آوردند که محتوای آنها، حکایت از افول جایگاه اسراییل در ساختار سیاست خارجی امریکا داشت؛ بدین نحو که جایگاه این رژیم از «متحد حیاتی» به «متحد استراتژیک» در ساختار تصمیم گیر سیاست خارجی امریکا تنزل یافته است و برخلاف گذشته، جایگاه منحصر بفرد این رژیم برای ایالات متحده، از دست رفته است. اقدام بی مهابای اخیر ترامپ، این نظریه را که اسراییل در سیاست خارجی امریکا، دچار افت رتبه شده است را به کناری نهاد و اثبات کرد که همچنان مسائل این رژیم غاصب، در اولویت مسائل خارجی امریکا است.

۴- هدف دیگر ترامپ از اتخاذ دستور اخیر، ارائه تضمین عملی به مقامات اسراییل است تا واقعیت امروز جهان اسلام را دریابند و آگاهی یابند که در قبال اقدامات ظالمانه این رژیم، واکنش مابه ازائی توسط مسلمانان و حکام کشورهای اسلامی صورت نمی گیرد و از جهان اسلام، تنها نام و نشانی باقی مانده است که آن هم توان لازم برای اقدام ندارد. اقدام اخیر ترامپ به اسراییلی ها و حامیان آنان فهماند که افتراق امت اسلام و تشتت موجود در میان مسلمانان، اولویت اول جهان اسلام را از مسئله فلسطین به مسلمان کشی و برادر کشی تغییر داده است و کشورهای اسلامی، یکدیگر را جایگزین دشمن واحدی به نام اسرائیل کرده اند.

به همین دلیل، نه تنها کمترین اقدامی در مقابله با تحرکات اسراییل از جانب مسلمانان صورت نخواهد گرفت، بلکه پیمان های مودت و سازش برخی کشورهای اسلامی با دولت اسراییل نیز به تدریج رسانه ای خواهد شد تا تنزل مسئله فلسطین از اولویت اصلی، نمایان تر گردد.

اقدام اخیر امریکا موجب شد مذاکرات سازش که قرار بود در دوره جدید، از سر گرفته شود به شکست بینجامد و دولت خودگردان نیز بار دیگر در بن بست سیاسی قرار گیرد، چراکه از سوئی در مواجهه با تجاوزی آشکار و اقدامی خلاف قانون قرار گرفته است و باید پاسخگوی ملت فلسطین باشد، و از سوئی دیگر، خود را وابسته به کمک های خارجی می بیند که بخش عمده ای از آن را دولت امریکا تامین می کند و در نتیجه، توانایی مقابله با اقدام اخیر را در وجود خود نمی بیند.

آنچه فلسطینی ها از اقدام اخیر دولت امریکا باید بدست آورند آن است که برای بازپس گیری سرزمین خود، هیچگاه نباید اصل گرانبهای «مقاومت» را فدای مذاکرات سازش کرد؛ چراکه روز به روز بر میزان سلطه گری حکام اسراییل و حامیانش افزوده خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *