سلام برچی نیوز | انحراف توتاپ؛ نگاه خشم آلود قدرت بر سیمای عدالت
  • انتشار: ۲۳ میزان ۱۳۹۶
  • ساعت: ۴:۳۰ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 8759
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=8759

انحراف توتاپ؛ نگاه خشم آلود قدرت بر سیمای عدالت

قدما سیاست را ارباب علوم میدانستند، از آن جهت که جهات و ابعاد زندگی از سیاست متاثر میشود و از آنجا که خنده و خشم سیاست خنده ها و خشمهای بسیار را مستوجب است؛ چنین برداشتی از سیاست، عقلانی به نظر میرسد.

قدما سیاست را ارباب علوم میدانستند، از آن جهت که جهات و ابعاد زندگی از سیاست متاثر میشود و از آنجا که خنده و خشم سیاست خنده ها و خشمهای بسیار را مستوجب است؛ چنین برداشتی از سیاست، عقلانی به نظر میرسد.

در جغرافیای که سیاست از مسیر انسانی اش توتاپ وار منحرف میشود، روند زندگی انسانی را نیز از مسیر انسانی اش منحرف میکند و امتداد مسیر این سیاست،با پای لنگ شبیه انحراف توتاپ از بامیان به سالنگ؛ به درد و رنج شهریان فزونی می آورد و بر زخم ناسور خلق نمک می پاشد.

افغانستان معاصر، جغرافیای عینی تطبیق سیاست غیر انسانی در تاریخ است؛ جغرافیای که در آن خشم و نفرت و تعدی و ستم بر انسانهای محکوم این سرزمین تا هنوز چون زهر در حلقوم جاریست.

انسانیت و عدالت تداعی کننده فقیر ترین ولاغرتین مفاهیم اجتماعی و حکومت داری در ذهن آشفته و مغشوش حاکمان مستبد بوده اند وتا هنوز نیست هست.

سیاست غیر انسانی در تاریخ معاصر افغانستان سناریوی در حال تطبیق، با آینده ای پر از ابهام است،سناریو که با شکل گیری کشوری پر از زیباییهای نداشته و با محور ناسیونالیسم قومی به بازار سیاست عرضه شد وتا هنوز فرایند آن ادامه دارد.

انحراف توتاپ از مسیر اصلی اش انحراف یک لین نیست؛ بلکه امتداد تطبیق سناریویی است که تاهنوز تکمیل آن توسط مجریانش باقیست و آنچه تاهنوز ازین سناریو بیرون آمده است سراسر فاجعه و ستم را در اذهان تداعی کرده است، نگاه گرگ مآبانه ای سیاست بسوی اکثریت و خضوع میش صفتانه ای سیاست بر چهره ای اقلیت، عده ای را صدر نشین مجلس کردن و عده ای را خاکستر نشین زندگی کردن، برخی را به جوخه دار آویختن و برخی را بر گرده ای دیگران سوار کردن، ملکیت کسی را بر کسی بذل و بخشش کردن، کسان را کوچ اجباری دادن و کسان را در جایش سکناگزین کردن، عده ای را به صحرای تفت آواره کردن و عده ای را صاحبان قدرت و ثروت و به بالای کوزه ای زر خوابانیدن بوده است…

انحراف توتاپ نیز روایت یک درد تاریخی است؛ درد که فراموش کردن و پنهان کردنش کاریست دشوار وتنها را چاره “نه” گفتن بر سنت قبیله و عصیان کردن در برابر آن است.

اربابان قدرت در افغانستان هیچگاه با اعمال مشروع قدرت برای بهبودی وضع خلق سرزمینش نکوشیده اند بلکه با حدت و شدت کوشیده اند تا با اعمال قدرت غیر مشروع؛ مرض تباری گرایی، قبیله سالاری و راسیستی اش را تداوی و زخم خود زده وناسور شده اش را با ریختن خون دیگران التیام بخشند.

انتقال توتاپ از سالنگ، بخشی از پروژه های کلان محروم نگه داشتن،تحقیر کردن و منزوی نگه داشتن سیستماتیک وتاریخی است که علیه مردم مناطق محروم هزاره جات اعمال میشود و غافل از اینکه محرومیت کتله ای از انسانها محروم؛ ذلت همه گانی در یک جغرافیا پنداشته میشود.

انحراف دهندگان توتاپ یک خط فکری-سیاسی منحرف است و از آن جهت توتاپ را نیز چون افکار شان منحرف میخواهد؛ تفکر که از بر طبل سنت قبیله میکوبد و بر ساز ناخوشایند تبار گرایی اش میرقصد و دم به حرکت می آورد، تا باشد دین دیانت کینه توزی و ستم گریی را اداء کنندکه؛ خویشتن آن را با الفاظ و رنگهای در نهایت فریبنده ای نظیر، منافع ملی و… صیقل داده است.

در آنجا که سیاست انسانی است اعمال قدرت برای تطبیق عدالت است.اما در کشور ما عدالت و قدرت دو مفهوم اساسی متضاد و متعارض از دیر بازیست در شریان سیاست و حکومت جاریست و این فاجعه ای بزرگ؛ تراژدی ترین صحنه های زندگی سیاسی خلق این سرزمین را به تصویر میکشد و هر انسان عادل را در عالم حیرت فرو میبرد.

انحراف توتاپ دوام و جزء از برنامه های در مضیقه و انزوا قرار دادن، بخشی از ساکنان این سرزمین، از قدرت، ثروت و منزلت است.

ستم های بی شمار، بهانه های ملون و طرفند های شیطان صفتانه ای بسیاری در طول تاریخ علیه هزاره ها اعمال شده است و هر بار که این مردم خواستار حقوق خود شده اند، حکومت های قبیله سالار از اینهاکله منار درست کرده است،تبعید کرده است،از شهر بیرون رانده است،کوچ اجباری داده اند، به بردگی گرفته اند …

اینبار نیز توتاپ را نیز با فریبنده ترین شعارهای حقوقی و قانونی میخواهد از مسیر اصلی اش منحرف کند.

فزونی بودجه انتقال لین از بامیان، نشانه گرفتن انگشت تقصیر بر حکومت گذ شته،قلدری وخفه کردن گلوهای معترض از مهمترین نیرنگهای روباه صفت حکومت نا مشروع وحدت ملی است.

هراز گاهی که سخن از توسعه در مناطق هزاره جات شده است، سخن از جبر جغرافیای، صعب‌العبور بودن،کوهستانی بودن و… توسط سران حکومت به میان آمده است.در حال که کلیت هدف، حذف این مردم از فهر ست حقوق انسانی و شهروندی شان، تطبیق اهداف راهبردی برای به انزوا کشانید این مردم چیزی بیش نبوده است. وتوتاپ نیز امتداد سیاست غیر انسانی در افغانستان و نگاه خصمانه ای قدرت به چهره ای عدالت چیزی بیش نیست.

حالاکه فصل عصیان فرا رسیده است، برگهای زرد درخت ستم درحال ریختن است و موسم خزان تعدی و تخطی نمایان شده است؛ نگذاریم که حق مان بیشتر از پیش پایمال شود و با آرمان و اهداف بلند روشنایی طلبی، در پس کوچه های تاریک مان که سالهاست از عدالت و روشنایی محروم بوده است خورشید عدالت بتابد.

عبدالمنان برهان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *