• انتشار: ۳ اسد ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱۱:۱۶ ق.ظ
  • سرویس: بین الملل
  • کدخبر: 134
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=134

انتخاب ترامپ و مرگ جمهوری خواهی

مام خشم های پوپولیستی کارآمد نیاز به چیزی بیش از یک دشمن دارد: نیاز به شر مطلقی دارد که نماد شکست اخلاقی یک ملت است. در این مورد، جرایم ـ به ویژه جرایمی که مهاجران مرتکب می شوند ـ این شر مطلق است

پس از چهار روز رصد گردهمایی بزرگ جمهوری خواهان در کلیولند، برخی حقایق روشن شد: دونالد ترامپ ارزش های حزب جمهوری خواه را تغییر داده است. این تغییر در سه رکن اقتصاد بازار آزاد، محافظه کاری اجتماعی و بلندپروازی های سیاست خارجی است، ارکانی که حزب جمهوری خواه برای چندین دهه از آن حفاظت کرده است.

اما آنچه جای ارزش های گذشته را حداقل تاکنون گرفته خشم خالص است، خشم بر مهاجران، خشم بر نخبگان، و بالاتر از همه خشم بر هیلاری کلینتون. این خشم که به نوعی برآمده از تعصب پوپولیستی است بیشتر از این که بر ایده های سیاسی انتزاعی استوار باشد بر عواملی خارج از دایره خودی ها تمرکز دارد.

به جز دونالد ترامپ، نکات مثبت زیادی نمی توان درباره این حزب جدید گفت. ترامپ کاندیدای خوبی برای ریاست جمهوری نیست: او راه حل تمام پریشانی های ماست. آنچه در ادامه می آید به نوعی راهنمای برخی اصول جدید محافظه کاری و تفاوت آن با گذشته است:

اصل اول: هیلاری بد است

مهمترین نکته قابل توجه در گردهمایی بزرگ جمهوری خواهان ارائه نکردن ایده های جدید سیاسی بود. ستاره واقعی این گردهمایی یک شعار بود که بارها و بارها توسط حضار و سخنرانان تکرار شد: “هیلاری را به زنجیر بکشید!”

اساس این کنوانسیون مخالفت با کاندیدای رقیب بود، آن هم نه فقط از این زاویه که برای کرسی ریاست جمهوری مناسب نیست بلکه از این منظر که او اساسا نامشروع است. یکی از معروفترین اقلام انتخاباتی که در سراسر این گردهمایی دست به به دست می شد، این شعار را داشت: «زندان برای کلینتون.»

آنچه حزب جمهوری خواه در عصر ترامپ از آن دفاع می کند “خشم خام” است. از این منظر هیلاری کلینتون فقط یک فرد نامناسب نیست بلکه مجرم است. او نه فقط مجرم است که نماد یک طبقه سیاسی اساسا فاسد است که پاکسازی شده و بیرون انداخته شود.

اصل دوم: جرم بد است   

تمام خشم های پوپولیستی کارآمد نیاز به چیزی بیش از یک دشمن دارد: نیاز به شر مطلقی دارد که نماد شکست اخلاقی یک ملت است. در این مورد، جرایم ـ به ویژه جرایمی که مهاجران مرتکب می شوند ـ این شر مطلق است.

در نخستین روز از گردهمایی جمهوری خواهان والدین سه نوجوان که به دست مهاجران کشته بودند، سخنرانی کردند. آنها با چشمانی اشک بار از فرزندانشان صحبت کردند و این که درد و رنجشان با سرکوب مهاجران کمتر خواهد شد. سابین دوردن، یکی از این والدین گفت: «هیلاری مجرم همیشه درباره کارهایی که قرار است برای غریبه های غیرقانونی یا آوارگان انجام دهد، صحبت می کند اما دونالد ترامپ درباره کارهایی که قرار است برای آمریکا انجام شود، حرف می زند.»

در واقع، این تمرکز بر جرایم و مهاجرت یک موج واقعی علیه مهاجرت و جرایم نیست. این موج، مخالفت با نخبگانی سیاسی است که به نام مخالفت با نژادپرستی در این باره صادقانه صحبت می کنند.

اصل سوم: تجارت بد است

تاریخی بود که در گردهمایی امسال حزب جمهوری خواهان حتی یکی از سخنرانان هم کلمه ای در ستایش از سرمایه داری بازار آزاد صحبت نکرد. هیچ کس در این باره حرفی نزد. سخنرانان برجسته این نشست هم هیچ یک از دست اندرکاران بازار آزاد نبودند. حزب جمهوری خواه در عصر ترامپ ایده بنیادی بازار آزاد را به طور کامل رها کرده است. البته این تغییر فراتر از سیاست های بازار ازاد است. ترامپ بارها از بیمه های اجتماعی و خدمات درمانی و برنامه هایی که محافظه کاران به طور ایدئولوژیک خواستار پایان یافتن یا تحولات اساسی در آن ها هستند، حمایت کرده است. حزب جمهوری خواهان ترامپ دیگر درباره عبارت “بازار آزاد خوب” و “دولت بد” فکر نمی کنند. به همین دلیل است که ترامپ از شعار قدیمی “اول آمریکا” استفاده می کند. در اینجاست که پوپولیسم سفیدپوستی ترامپ در برابر “جهانی شدن” نخبگان قدیم قرار می گیرد. ترامپ در یکی از سخنرانی هایش گفته است: «مهمترین تفاوت میان برنامه ما و برنامه مخالفان این است که ما امریکا را در اولویت قرار می دهیم. عقیده ما این است که آمریکایی شدن، لزوما جهانی شدن نیست.»

اصل چهارم: اسلام رادیکال بد است

ترامپ سیاست خارجی جمهوری خواهان را نیز ۱۸۰ درجه تغییر داده است. حزب جمهوری خواه در زمان جورج دبیلو بوش، جان مک کین، و میت رامنی به این ایده متعهد بود که “ایالات متحده نسبت به گسترش آزاد و دموکراسی در سراسر جهان تعهد دارد.”

اما ترامپ این اعتقاد را ندارد. او در سخنرانی اش به صراحت از ترک سیاست شکست خورده “ملت سازی” و “تغییر رژیم” صحبت کرد. ترامپ اگرچه در ظاهر هیلاری کلینتون را به عنوان مدافع این سیاست ها هدف قرار داد، اما مهمترین حامی این سیاست ها جورج دبیلو بوش بود. او در عوض با استفاده از عبارت “اسلام رادیکال” از لزوم نابودی داعش کرد. عبارتی که باراک اوباما از به کار بردن آن خودداری کرده و همین ماسله باعث شده که ترامپ بارها و بارها از تیم اوباما و کلینتون انتقاد کرده و آنان را به همدردی با بنیادگرایان متهم کند.

اصل پنجم: ترامپ خوب است

در اغلب داستان ها باید خائنانی هم وجود داشته باشند. اما داستان ها به قهرمان هایی نیز نیاز دارند. و حالا ترامپ تنها قهرمان جمهوری خواهان است. پیش ار ترامپ، جمهوری خواهی یک جنبش بود که با وجود اعلام نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری، افراد نسبت به حزب در رتبه پایین تری قرار داشتند.

اما در عصر جمهوری خواهان ترامپ، شرایط تغییر کرده است. ترامپ بارها در سخنرانی هایش با تکرار شعار “عظمت را به آمریکا باز می گردانیم” گفته او “تنها کسی است که می تواند این کار را انجام دهد.”

تمامی مواردی که اشاره شد، این پرسش را ایجاد می کند که آیا ترامپیسم، این ملی گرایی جدید، با شکست ترامپ می تواند به حیات خود ادامه دهد؟ صادقانه بگویم، نمی دانم. اما آنچه این گردهمایی نشان داد؛ این است که تا هشتم نوامبر این حزب جمهوری خواه جدیدی است که ما با آن روبه رویم؛ حزبی پوپولیستی خارج از چارچوب های مرسوم محافظه کاری گذشته.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *