سلام برچی نیوز | افغانستان محور «اجتناب‌ ناپذیر» در استراتژی دونالد ترامپ
  • انتشار: ۲۴ جوزا ۱۳۹۶
  • ساعت: ۹:۱۸ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 3813
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=3813

افغانستان محور «اجتناب‌ ناپذیر» در استراتژی دونالد ترامپ

استراتژی ایالات متحده با روی‌کار آمدنِ اداره جدید در قصر سفید به گونهء دگرگون می‌شود که هدف اصلی این ابر قدرت دچار آسیب نشود. هدف استراتژی کلان امریکا را که به نام دورنمای استراتژی نامیده می‌شود «حراست و تقویت هژمونی نظامی و اقتصادی امریکا بر جهان» شکل می‌دهد. امریکایی‌ها هیچ‌گاهی این هدف اساسی خود را از جهانیان پنهان نکرده‌اند.

استراتژی ایالات متحده با روی‌کار آمدنِ اداره جدید در قصر سفید به گونهء دگرگون می‌شود که هدف اصلی این ابر قدرت دچار آسیب نشود. هدف استراتژی کلان امریکا را که به نام دورنمای استراتژی نامیده می‌شود «حراست و تقویت هژمونی نظامی و اقتصادی امریکا بر جهان» شکل می‌دهد. امریکایی‌ها هیچ‌گاهی این هدف اساسی خود را از جهانیان پنهان نکرده‌اند. اما در سطح ماموریت استراتژیک، امریکایی‌ها با تغییر در قصر سفید، تاکتیک‌ها و روش‌های گوناگونی را استفاده کرده‌اند. ماموریت استراتژیک قدرت نظامی و سیاسی امریکا را برای رسیدن به‌ هدف بالایی شکل می‌دهد. از این‌رو امریکایی‌ها بنا به تغییرات وضعیت سیاسی و اقتصادی جهان بر روش‌ها و تاکتیک‌های استراتژیک خود بازنگری می‌کنند.

اگر بر ماموریت بارک اوباما نگاهی بیاندازیم، به خوبی دیده می‌شود که امریکا در این دوران کم‌تر به نظامی‌گری تعرضی توجه داشته است. نیروهای امریکایی در جغرافیاهای استراتژیک جهان محدودتر گردید و سیاست خارجی نسبتاَ انعطاف‌پذیری را به نمایش گذاشت. این در حالی‌است که رییس جمهور بوش سیاست تعارضی و نظامی‌گرایانه را در جهان تمثیل کرد. اما در هدف یا دورنمای استراتژیک، هردو رییس جمهور سیاست مشابهی را پیش‌کش کردند.

دکترین سیاست خارجی دونالد ترامپ بیش‌تر در تاثیر ستیف بانان Stephen Kevin Bannon که به نام خطرانگیزترین استراتژیست امریکا نام گرفته، قرار دارد. وی که از داشتن سابقهء کاری با استراتژیست‌های مشهور امریکایی بهره‌منداست به این باور می‌باشد که امریکا باید با قاطعیت هژمونی خود را در برابر دشمنان این کشور به نمایش گذارد. وی از منتقدین سرسخت سیاست انعطاف‌گرایی جان کیری بود و وی را به گرایش‌های مصلحت‌جویانه با دشمنان امریکا از جمله ایران متهم می‌ساخت. از این‌جا است که استراتژی ترامپ بر سه محور جای‌گاه افغانستان را مهم می‌پندارد:

نخست، بی‌ثباتی افغانستان راه را برای بی‌ثباتی امریکا و متحدین‌اش بازتر می‌کند. افغانستان قرارگاهی برای دشمنان اصلی «فکر» امریکایی‌است. هرچند این فکر در دوران جنگ سرد توسط دکترین کارتر شکل گرفت اما امروز این فکر را امریکایی‌ها فکر هراس‌افگنی می‌پندارند. امریکایی‌ها اسلامیزم سیاسی را خطری برای نقش امریکا در خاور میانه و از آن‌طریق به جهان غرب می‌پندارند، اما گاه‌گاهی استفادهء تاکتیکی از آن را پرهیز نمی‌کنند. از این‌رو تلاش ماموریت دونالد ترامپ این خواهد بود تا بحران افغانستان را بهتر از ماموریت اوباما مدیریت کند. برای این کار نیاز دارد تا منابع بیش‌تری را برای حفظ قدرت سیاسی و نظامی در منطقه اختصاص دهد. امریکایی‌ها به خوبی می‌دانند که ابرقدرت‌های منطقه‌یی روسیه، چین و هند در کمین هستند و در صورت ضعف امریکا در افغانستان بر جای‌گزینی به رقابت می‌پردازند.

دوم، افغانستان به بحث سرنوشت‌سازی برای سیاست داخلی امریکا تبدیل شده است. شکست امریکا در افغانستان ماموریت استراتژیک ترامپ را به شکست سیاست داخلی می‌کشاند. امریکایی‌ها نزدیک به هشت‌صد ملیارد دالر در این جنگ مصرف کرده‌اند. استراتژی امریکا به گونهء شکل گرفته است که هزینه‌های اقتصادیی که برای هژمونی نظامی این کشور در جهان به مصرف می‌رسد باید دست‌آورد اقتصادی برای غول اقتصادی امریکا به بار آورد. تصور می‌شود که شکست امریکا در افغانستان به این دست‌آورد پاسخ نمی‌دهد. از این‌جاست که امریکایی‌ها به منابع آسیای میانه و برخی منابع با اهمیت طبیعی افغانستان چشم دوخته اند. حفظ ثبات سیاسی داخلی امریکا بهای گزافی دارد و آن‌را قربانی شکست افغانستان نمی‌سازد. بناَ افغانستان جای‌گاه مهم‌‌اش را در سیاست خارجی دولت ترامپ حفظ خواهد کرد.

سوم، حضور امریکا در افغانستان جغرافیای هژمونی امریکا را در جهان متوازن می‌سازد. امریکا در شرق دور، نزدیک و میانه از یک‌سو، افریقای جنوبی و شمالی از سوی دیگر و اروپای غربی و حتا شرقی پای‌گاه‌های فعالی دارد. حضور امریکا در آسیای مرکزی و جنوبی توسط افغانستان می‌تواند تمثیل شود. دونالد ترامپ که با چین و هند در مشکلات بیش‌تر نسبت به اوباما دست و پنجه نرم می‌کند نیاز بیش‌تری به این حضور فعال دارد. ترامپ به این باور است که قدرت اقتصادی امریکا باید بر چین و هند نمایان‌تر و فعال‌تر از گذشته به نمایش گذاشته شود.

این سه گزینه سبب خواهد شد تا دکترین ترامپ پیرامون افغانستان فعال‌تر از پیش، پیش‌بینی شود. از سوی دیگر ترامپ تلاش خواهد کرد تا با فزونی بر تقویت نظامی سایر دولت‌های غربی را بر حمایت بیش‌تر نظامی افغانستان ترغیب نماید.

ملک ستیز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *