سلام برچی نیوز | اشرف غنی در سفرش به پکتیا چه گفت؟
  • انتشار: ۲۵ سنبله ۱۳۹۶
  • ساعت: ۷:۰۹ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 7785
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=7785

اشرف غنی در سفرش به پکتیا چه گفت؟

اشرف غنی: ” وضعیت استراتیژیک افغانستان به شکل بنیادی تغییر کرده و پیام ما به دشمن این است که در جنگ موفق نخواهید شد، پس باید راه صلح را برگزینید. این وطن جرگه هاست و باید از همین طریق به صلح پایدار دست یابیم. “

اشرف غنی: ” وضعیت استراتیژیک افغانستان به شکل بنیادی تغییر کرده و پیام ما به دشمن این است که در جنگ موفق نخواهید شد، پس باید راه صلح را برگزینید. این وطن جرگه هاست و باید از همین طریق به صلح پایدار دست یابیم. ”

دو نکته قاب بحث است :

۱ ـ وضعیت استراتیژیک افغانستان حتا قبل از حمله امریکا به افغانستان در حال تغییر بود. این تغییر بار دیگر مانند قرن ۱۹ که افغانستان در رقابت ها میان امپراطوری روسیه تزاری در شمال و امپراطوری هند بریطانوی در شرق و جنوب، نقش استراتیژیک مهم را داشت و سرانجام به توافق این دو کشور به پرده حایل (زون تامپون) میان آنها تبدیل شد و شاهان مزدور معاش خودرا از انگلیس ها میگرفتند و افغانستان از تحولات قرن ۱۹ کاملآ عقب ماند.

درست است که افغانستان با همان موقعیت جغرافیایی خود بار دیگر مورد توجه قدرت های بزرگ قرار دارد. در قدم اول، گرچه ماجراجویی های جورج بوش در افغانستان و بخصوص در عراق بحث استراتیژیک را در امریکا کمی ضربه زد ولی با دوران بارک اوباما دوباره استراتیژی کلان امریکا تغییر نمود. موضوع از چه قرار است. غرب نتایج بحران انرژی و گرانی قیمت پطرول را که محصول جنگ اعراب و اسرائیل ۱۹۷۱ بود، کاملآ پشت سر گذاشته. وابستگی غرب به پطرول شرق میانه تقلیل یافته. کشف منابع دیگر در افریقا، الجزایر، نیجریا، گابون …، امریکای لاتین و دست یافتن به منابع انرژی نو، اتوم، برق بادی، آبی، پیشرفت ماشین آلاتی که کمتر مصرف دارند ، همه و همه باعث شد تا وابستگی غرب به شرقمیانه کاهش یابد. مواضع انتقادی اوباما در مقابل شیوخ عربستان سعودی از اینجا منشا میگیرد. دونالد ترامپ هم که با شعار های پوپولیستی مانند “ما در فغانستان نباید باشیم”، “پول امریکا را در این کشور بیهوده مصرف میکنیم”، مجبور شد توسط جنرال های که دور و پیش اورا گرفته و میدانند که افغانستان با مصرف پول ونیرو”عاقلانه تر” میتواند در استراتیژی کلان امریکا بدرد بخورد تغییرعقیده بدهد.

این استراتیژی چیست ؟ شما از کشورهای “بریک BRIC ” شنیده اید (برزیل، روسیه، هند، چین، افریقای جنوبی). این کشور ها که ممکن است در آینده قدرت های نوین دیگری هم به آنها بپیوندند، قطب جدیدی را در روابط بین المملی بوجود آورده اند که هژمونی اروپا و بخصوص امریکا را در بخش سیاسی، اقتصادی و تجارت بین المللی به چالش کشیده اند. در این میان چین دینامیک تر از همه است. چین، دومین اقتصاد جهان همین حالا ۳۰۰۰ دالر برگه های خزینه امریکا را خریده. طی چند سال بعد چین به اولین قدرت اقتصادی جهان مبدل خواهد شد. بی علت نیست که ترامپ تا این حد ضد چین حرف میزند. روسیه هم بعد از دوره اضمحلال بوریس التسین، همراه پوتین دو باره سر بلند کرده تا جایکه وقتی جزیره کریمیه را اشغال و به روسیه ملحق میکند، امریکا و اروپا جز اعتراض و تحریمهای که خودشان را هم ضرر میزند، کاری از پیش برده نتوانستند. نزدیکی چین و روسیه، حتا در بخش نظامی یکی ازابعاد مهم سیاست جهانی است. چین و روسیه باهم در شورای امنیت رای میدهند و ….

امریکا ابایی ندارد که بگوید که وی چین را به حیث یک رقیب جهانی میشناسد و برای پیشگیری از تبدیل چین به اولین قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی (که هنوز فاصله به نفع امریکا وجود دارد) فردا باید آنرا مهار نمود. قبل از اینکه چین به جهان بیندیشد (ازنگاه اقتصادی و تجاری قبلآ چنین شده است) سعی میکند پایگاه های خود را درشرق دور، بحیره چین و کنترول راه های ترانزیت دریایی این منطقه و حکمرانی روی تمام جزایری را که در این منطقه مورد مناقشه با دیگر کشور ها مانند جاپان، ویتنام، مالزی … میباشد تحکیم ببخشد. به این ترتیب آسیای شرقی در بازی های کلان ژئو پولیتیک جهانی جای شرقمیانه را گرفته. افغانستان در واقع پله یا دروازه غربی این منطقه را تشکیل میدهد. میبینیم که افغانستان برای امریکا اهمیت دارد. ترامپ مجبور شد مواضع خود را تغیر بدهد و با مصرف کمتری نسبت به زمانی که بیش از صد هزار سرباز را در این کشور نگهداری میکرد، به نفوذ خود در این کشور توسط دولتمردانی که کاملآ موجودیت خود را تابع امریکا میدانند، ادامه بدهد و از افتادن آن در محوطه نفوذ چین یا روسیه جلوگیری کند.

آیا این سیاست به نفع مردم افغانستان هست ؟ من شک دارم. آنچه را که بنام استراتیژی ترامپ مینامند روی دو اصل استوار است : حمایت از دارودسته کنونی حاکمیت دولتی در افغانستان. علیرغم تضاد های شدیدی که میان عبد الله و غنی بوجود آمد و تمام هواخواهان عبد الله از ضعیف بودن وی در برابرشریک قدرت انتقاد میکردند، وی میدانست که این قدرت مانند قدرت غنی محصول اراده امریکا میباشد و امریکا از وی میخواهد “ادامه بدهد”. بخش دوم استراتیژی ترامپ دعوت رسمی از هند برای نقش بازی کردن فعالتر بود. فعالتر در چه موردی ؟ هند همین حالا کشوریست که در افغانستان نقش مهم بازی میکند. این نقش در زمینه های بازسازی اکثرا مثبت است. در واقع دعوت ترامپ از هند ادامه سیاست نزدیکی با هند که از دو دهه آغاز شده و دعوت به نقش بیشتر در برابر چین است. همچنین اجازه رشد طالبان و حالا داعش در ایالات شمال درهمجواری آسیای میانه (در واقع روسیه) و چین، که چند سال قبل اصلآ حضور نداشتند، نمونه از این “بازی بزرگ” جدید در افغانستان برای مهار چین و روسیه است در چنین حالتی این دو کشور به خود حق میدهنه که با طالبان وارد گفتگو شوند.

نتیجه : این وضعیت استراتیژیک افغانستان در صورتیکه یک هئیت با کفایت امور دولت را در دست داشته باشد، برای ما سودمند است. درغیر آن دولتمداران درغم پول و ثروت اندوختن و حاتم بخشی امریکا است و ممکلت ما بازار رقابت و مناقشات و حمله این یا آن مبدل خواهد شد. نه، اگر کسی دلش به حال مردم میسوزد، میداند که راه حل و رسیدن به صلح فقط در چارچوب یک ابتکار منطقوی که همه کشور های ذ یدخل، امریکا، پاکستان، ایران، روسیه، چین، هند و عربستان سعودی، حامی اصلی طالبان، در آن سهم داشته باشد، ممکن است.

۲ ـ اینکه آیا “این وطن جرگه هاست و باید از همین طریق به صلح پایدار دست یابیم. “. اشرف غنی تلاش دارد یک میکانیزم حل اختلافات خاص پشتونها را که به سطح جرگه بزرگ “لویه جرگه” ارتقا داده اند، جاودانه سازد. این میکانیزم قبیلوی ممکن صد سال قبل کار آمد داشت. همه اعضای آنرا مستقیم یا غیر مستقیم شاه تعین میکرد. ولی امروز در قرن ۲۱، حتا در کشور جنگ زده افغانستان، انتخابات را مردم پذیرفته اند، گرچه متنفذین قومی و سیاسی نفس آنرا یعنی آزادی، شفافیت، عادلانه و بیطرفی دولت، را مراعات نمیکنند. باز هم مارا در درون این مکانیزم تحمیلی و بازمانده دو قرن قبل قبیلوی زندانی کردن، نباید کارگر، منطقی و مطابق شرایط زمان ما باشد.

داکتر کریم پاکزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *