سلام برچی نیوز | از پی‌آیندهای جنگِ ارباب و نوکر
  • انتشار: ۲۲ حوت ۱۳۹۵
  • ساعت: ۳:۴۸ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر یک
  • کدخبر: 1517
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1517

از پی‌آیندهای جنگِ ارباب و نوکر

جنگِ ارباب و نوکر به سیاست‌زدایی منجر گردیده و درگیری را از شهر و خیابان به خانه‌ها و حتا قلمروهای دایاسپورا گسترش داده است. سخنی از خواست‌های واقعی در میان نیست.

جنگِ ارباب و نوکر به سیاست‌زدایی منجر گردیده و درگیری را از شهر و خیابان به خانه‌ها و حتا قلمروهای دایاسپورا گسترش داده است. سخنی از خواست‌های واقعی در میان نیست. سرگرمِ عزاداری و خودزنی‌اند. اربابان طبقِ سنتِ همیشه‌گی بر گور مزاری دکان مردم‌فروشی و عزا و مرثیه باز کرده‌اند. نوکران نیز کوشش می‌کنند، نه با نوآوری، بلکه با تقلید از اربابان و راه‌اندای کارناوال‌های عزا و ماتم برای خود دربار و پایگاهی بسازند، با این تفاوت که اربابان بر اساس تجربه‌ی که دارند با اعتمادبنفس بیش‌تر این کار را انجام می‌دهند ولی ارباب‌زادگان را آن‌ًقدر توهم و ترس فراگرفته که در درونِ خانه‌شان برای خود وصیت‌نامه می‌نویسند. وکلای هزاره در این شرایط حساس پارلمان را که مکانِ واقعی حق‌خواهی است رها کرده‌اند و در مساجد و حسینیه‌ها مشغولِ وعظ و نصیحت‌‌اند، ترویج کین و نفرت می‌کنند و با دادن اطلاعات غلط و ناله و گریه در عزای مزاری، بر چشمِ مردم خاک می‌پاشند. اگر معیار خدمت به مردم را وعظ و نصیحت و خطابه بدانیم، می‌شود این پرسش را مطرح کرد که چه‌چیزی را اربابان و ارباب‌زداگان در مدح و ستایش او گفته‌اند، که اشرف‌غنی از آن را نگفته باشد؟ از قضا از بی‌شمار رهبران و خطیبانی که تا هنوز در باره مزاری سخن گفته‌اند، کمتر خطیب و سخن‌گویی به اندازه اشرف‌غنی دقیق، سنجیده و اساسی سخن گفته است. این تصور که سخن باد هوانست غلط است، چنین سخنانی برای اشرف‌غنی هزینه دارد و چهره‌ای او در میان بسیاری از طرف‌داران و هم‌پیمانانش مخدوش و مکدر می‌کند.

تبعات جنگ ارباب و نوکر اما ویران‌گر است. اربابان دولت نامتوازنِ کنونی را بی‌عیب و نقصِ می دانند و تقدیس می‌کنند و ارباب‌زادگان، با آن‌که اکثرن معاش‌خور حکومت‌اند و خواسته یا ناخواسته بازیچه‌ی دولت پیشین یا برحال، دولتِ فعلی را مطلقن نجس می‌پندارند و در وضعیتی که اقوام دیگر، به شمول هم‌پیاله‌ها شان سرگرم چانه‌زنی و جابه‌جایی افراد در ساختارِ دولت‌اند، مردم را از همکاری با دولت بر حذر می‌دارند. از نظر آن‌ها اتمر خدای مطلق استا. قادر متعالی که برگ درختی بدون اجازه‌ی او از شاخه پایین نمی‌ریزد و سنگی از جا تکان نمی‌خورد. دونرهای بین‌المللی و حامیانِ دستِ اتمر را بازگذاشته و مطلق‌العنان رها کرده‌اند. تردیدی نیست که دولت مسئولِ تامین امنیت است ولی اینکه هر انتحاری را مستقیمن به اشرف‌غنی و اتمر نسبت دهیم و بدنه‌های میانی و پایینی امنیت را که مجاری واقعی نفوذ‌اند نادیده بگیریم، نوعی خودفریبی و تحلیل غلط از وضعیت است. این دولت بد در هر صورت برآییند یک تصمیمِ بین‌المللی است و ضدیتِ مطلق با آن خواهی‌نخواهی مردم هزاره را از نظر منزوی می‌کند. جنگیدن با طالب و ترور در چارچوب دولت و همکاری گروه‌های بین‌المللی آسان‌تر از آن است که تنها بجنگیم. شجاعی با همین رویکرد توانسته‌ است، ناامن‌ترن خطر مرزی را سال‌ها حفظ کند. کسانی که از ترس تروریست احتمالی در بین چهار دیواری مزاری، وصیت‌نامه می‌نویسند و رفتن به دهِ مزنگ در خیال آن‌ها نمی‌گنجد، چه‌گونه می‌تواند از خطوط غور و ارزگان و بغلان و … در برابر ترور و طالب دفاع نمایند؟ ضدیتِ مطلق به عنوان یک رویکرد سیاسی نیز به معنای استقلالِ سیاسی نیست، افتادن در دام استخباراتِ مناطقه‌ای و یا سقوط در حد عمله‌ی نهادهای امنیتی دولت موجود است. در هرصورت دامن‌زدن به انزوای سیاسی، در شرایطی که تمام راه‌های هزاره‌جات مسدوداند وضعیت را بدتر می‌کند و نتایج جنگ قدرت در فرمول سیاسی ارباب و نوکر حد اکثر نمایش‌های مضحکی است که در این روزها می‌بینیم. برای تسلای روانی و تسکین دل‌های داغ‌دار خوب است ولی نه تنها نتایج واقعی در پی ندارد، بلکه جنگ را از شهر و ساختار حقوقی به محله و خانه می‌کشاند و به سیاست‌زدایی مطلق از جامعه منجر می‌گردد.

اسد بودا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *