• انتشار: ۱۰ حوت ۱۳۹۶
  • ساعت: ۹:۵۵ ق.ظ
  • سرویس: تیتر 2
  • کدخبر: 13115
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=13115

“اتمرِ” غنی همان “اسپانتا”یِ کرزی است؟

مشاوران امنیت ملی در دستگاه سیاسی افغانستان، همواره نقطه اتصال رهبران سیاسی با سازمان های استخباراتی بوده اند؛ در این راستا شاید بتوان گفت اتمرِ غنی همان اسپانتایِ کرزی است.

مواضع اتمر درباره صلح و جنگ از آن حیث اهمیت دارد که از دید بسیاری از آگاهان، او مغز متفکر و طراح اصلی سیاست های امنیتی دولت اشرف غنی است و این امر، گاه به اندازه ای پررنگ است که به نظر می رسد خود آقای غنی هم تابع و تحت تأثیر تصمیم های اتمر در این زمینه قرار دارد.

حنیف اتمر؛ مشاور امنیت ملی اشرف‌ غنی می‌گوید که باید طالبان و شبکه حقانی را از تروریست‌های خارجی جدا کنیم. او در عین حال، تأکید کرد که تفکیک تروریست‌ها به خوب و بد، نادرست است.
مشاور امنیت ملی غنی گفت که افراط‌گرایی خشونت آمیز، تنها تهدیدی برای امنیت ملی و حکومت افغانستان نیست؛ بلکه همزمان، منطقه و جامعه جهانی را نیز تهدید می‌کند.
حنیف اتمر با تأکید بر اینکه باید طالبان و شبکه‌ حقانی را از هراس‌افکنان خارجی جدا کنیم، در عین حال، گفت که تفکیک تروریست‌ها به خوب و بد یک عمل نادرست است و دولت ها باید در مقابل تروریست‌ها همکاری کنند.
اتمر گفت: گروه‌های هراس‌افکن به خاطر پناهگاه، حمایت مالی، آموزش و موضوع‌های دیگر به همدیگر نیاز دارند؛ از این‌رو باید متوجه این موضوع باشیم.

مواضع اتمر درباره صلح و جنگ از آن حیث اهمیت دارد که از دید بسیاری از آگاهان، او مغز متفکر و طراح اصلی سیاست های امنیتی دولت اشرف غنی است و این امر، گاه به اندازه ای پررنگ است که به نظر می رسد خود آقای غنی هم تابع و تحت تأثیر تصمیم های اتمر در این زمینه قرار دارد.

شاید همین نقش او موجب شده است که بسیاری از منتقدان و مخالفانش، او را به حمایت از سازمانهای تروریستی مانند داعش، متهم کرده و حضور او در رأس کابینه امنیتی اشرف غنی را خطری برای صلح و ثبات افغانستان و مانعی در برابر مبارزه با تروریزم قلمداد کنند.

صرف نظر از صحت و سقم این برداشت ها، آنچه در واقعیت امر جریان دارد این است که آقای اتمر، صلاحیت زیادی برای تغییر وضعیت امنیتی و معادلات جنگ و صلح افغانستان دارد. او می تواند با استفاده از ارتباطات و نفوذش در سازمان های استخباراتی خارجی، تحولات مثبت یا منفی بزرگی در عرصه امنیت و ثبات و مبارزه با تروریزم در افغانستان به وجود آورد.

این همان نقشی است پیش از این، رنگین دادفر سپنتا؛ مشاور امنیت ملی کرزی، ایفا می کرد. مشاوران امنیت ملی در دستگاه سیاسی افغانستان، همواره نقطه اتصال رهبران سیاسی با سازمان های استخباراتی بوده اند.
در گذشته، از نقش سپنتا در دریافت پول از «سیا»، «ام آی ۶» و سازمان های استخباراتی منطقه ای و انتقال آن به حامد کرزی به منظور اعمال پروژه های سیاسی و امنیتی قدرت های خارجی، پرده برداری شد و رسوایی های بزرگی به بار آمد.

بنابراین، بعید نیست که آقای اتمر نیز اکنون نقش مشابهی ایفا کند.
افزون بر آنکه قدرت او در تدوین سیاست های امنیتی دولت افغانستان، بسیار فراتر از یک مشاور امنیت ملی به معنای ساده و بسیط کلمه است.

با توجه به این تحلیل، فارغ از آنکه اتمر واقعا با تروریست ها ارتباط دارد یا نه؛ سخنان امروز او در دومین نشست روند کابل، نشان داد که او مأموریت تازه ای پیدا کرده است و آن تطهیر تروریزم است.

اتمر با این سخنان، نشان داد که تعلق خاطری عمیق و قوی به گروه های تروریستی مانند طالبان و شبکه حقانی دارد. قومیت هم بی تردید در ایجاد این علقه قدرتمند و مستحکم، نقشی اساسی دارد؛ ضمن آنکه او به واسطه ارتباطات نیرومندی که با سرویس های سیاسی و امنیتی منطقه و فرامنطقه دارد، مأمور است تا همان نقشه ای را عملیاتی کند که آنها می خواهند.

با این حال، جنایت هایی که طالبان و شبکه تروریستی حقانی در طول دو دهه اخیر مرتکب شده اند، به اندازه ای فاجعه بار و خونین هستند که هرگز قابل گذشت و چشمپوشی نیستند.

هیچکس نمیتواند به نیابت از صدها هزار نفر از قربانیان جنایت طالبان و شبکه حقانی، آنها را به آسانی از دیگر تروریست ها جدا کند و به این ترتیب، تطهیرشان نماید.

به ویژه اگر این اقدام از سوی حنیف اتمر صورت بگیرد، هرگز قابل پذیرش نیست؛ زیرا او نه یک مقام منتخب و منصوب مردم یا نمایندگان آنهاست و نه به لحاظ قانونی، حق نمایندگی مستقیم و بلامنازع از میلیون ها نفر از مردم افغانستان را دارد.

چه دلیلی وجود دارد که تروریست های طالبان و شبکه حقانی از سایر گروه های تروریستی، تفکیک شوند؟ مبنای این تصمیم گیری چیست و این تصمیم، از کجا مشروعیت می گیرد؟

خود او می گوید که تفکیک تروریست ها به خوب و بد، عملی نادرست است؛ اما در عین حال، با وقاحت و بیشرمی، این دستورالعمل را نقض می کند و صف طالبان و شبکه حقانی را از دیگر تروریست ها جدا می کند.

تکلیف تروریست های عرب و چچنی و ازبک و تاجیک و پاکستانی و… که از سال ها پیش تاکنون شانه به شانه طالبان و شبکه حقانی در افغانستان می جنگند، چه می شود؟

چگونه ممکن است که دو تروریست در یک سنگر را از هم جدا کنیم و یکی را تروریست بنامیم و با دیگری صلح کنیم؟
این همان کاری است که اتمر و غنی می خواهند انجام دهند. و از همین نوع توجیه گری، نشان می دهد که در کفش اتمر ریگی وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *