سلام برچی نیوز | ابتذال سیاسی هزاره‌ها
  • انتشار: ۲۳ حوت ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱۱:۰۴ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 1521
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1521

ابتذال سیاسی هزاره‌ها

وضعیت سیاسی هزاره‌ها در لحظه حاضر را نمی‌توان چیزی جز یک ابتذال توصیف کرد. وجه شاخص این ابتذال این است که به رغم هیاهو و هیجانات بسیار و به رغم برگزاری محافل و برنامه‌های متعدد و متنوع مردمی آنچه بر زبان رانده نمی‌شود و آنچه وجود ندارد ادبیات سیاسی منظم و صورت‌بندی خواست‌ها و مطالبات متناسب با نیازها و شرایط امروزی هزاره‌هاست. ادبیات سیاسی موجود چیزی جز کلیشه بازمانده از گذشته و معطوف به شرایط تاریخی و اجتماعی که اکنون تاریخ آن گذشته نیست.

وضعیت سیاسی هزاره‌ها در لحظه حاضر را نمی‌توان چیزی جز یک ابتذال توصیف کرد. وجه شاخص این ابتذال این است که به رغم هیاهو و هیجانات بسیار و به رغم برگزاری محافل و برنامه‌های متعدد و متنوع مردمی آنچه بر زبان رانده نمی‌شود و آنچه وجود ندارد ادبیات سیاسی منظم و صورت‌بندی خواست‌ها و مطالبات متناسب با نیازها و شرایط امروزی هزاره‌هاست. ادبیات سیاسی موجود چیزی جز کلیشه بازمانده از گذشته و معطوف به شرایط تاریخی و اجتماعی که اکنون تاریخ آن گذشته نیست. ادبیات سیاسی موجود نه حامل آگاهی تازه‌ای است، نه ظرفیت و قابلیت متحول‌سازی گفتار و آگاهی سیاسی در سطح جامعه هزاره در آن وجود دارد و نه ناظر به دشواری‌ها و پیچیدگی‌هایی است که حیات سیاسی هزاره‌ها و کلیت بستر اجتماعی دستخوش آن است.

مفاهیمی همچون «خیانت»، «استبداد»، «فاشیسم»، «عدالت»، «عدالت‌خواهی»، «تبعیض سیستماتیک»، «جنبش مدنی»، «ظلم و ستم» و مجموعه مفاهیم شناور بر محور این ادبیات نه اکنون وضعیت هزاره‌ها را بدرستی توصیف می‌کند و نه با اتکا به آن می‌توان آگاهی سیاسی را به وجود آورد که برنامه عمل مشخصی معطوف به آینده از درون آن بیرون آید. این مفاهیم اغلب به دلیل ابهام در کاربرد و محتوای آن و به دلیل فقدان تعریف روشن از سوی حاملان آن به یکی از موانع اساسی عمق‌پیداکردن و متحول‌شدن آگاهی سیاسی در جامعه هزاره تبدیل شده اند. پیچیدگی‌های کنونی جامعه هزاره، مطالبات اصیل و بنیادین آن، تحول‌خواهی نیروی رو به رشدی که در درون جامعه و جود دارد و بسترهای حقوقی و سیاسی ملی برای فعالیت سیاسی و اجتماعی هیچ‌کدام در درون و به میانجی این ادبیات قابل صورت‌بندی نیست. جنبش اجتماعی که بزرگ‌ترین نیروی مردمی را در دفاع از دموکراسی و مدنی‌شدن سیاست‌ورزی به صحنه عمل سیاسی کشاند و می‎توانست الگوی عمل و فعالیت خوبی برای عبور از بن‌بست‌ها در سطح ملی باشد اکنون مع‌الاسف می‌رود که در درون این ابتذال که خود برای رهایی از آن به صحنه آمده بود، سقوط کند.

مجموعه برنامه‌هایی که با محوریت سالگرد شهید مزاری برگزار شد نشان می‌دهد که آگاهی سیاسی جامعه هزاره همچنان توده‌وار، کم‌مایه و دستخوش عقب‌ماندگیی است که حتا امکان درست بازخوانی گذشته را نیز سلب کرده است. برای توده هزاره‌ها مشارکت در سالگرد مزاری یک رسم و ادای دین است و برای نخبگان سیاسی پیکار و جدال در یک رقابت سیاسی فاقد چشم‌انداز. در این وسط مزاری از یک فردی که با بخشی از پیچیدگی‌ها و دشواری‌های تاریخ هزاره‌ها و تا حدود تاریخ افغانستان تماس نزدیک برقرار کرد و آن را در قالب نوع خاصی از آگاهی سیاسی صورت‌بندی کرد و بن‌بست تاریخی موجود را درهم شکست گم است و تاحدودی خود به بن‌بست دیگری در کفتار و کردار سیاسی هزاره‌ها تبدیل شده است.

ضرورت اساسی هزاره‌ها در شرایط کنونی صورت‌بندی مجدد ادبیات و گفتار سیاسی در یک سو، خواست‌ها و مطالبات تحول‌یافته در سوی دیگر است. خواست‌ها و مطالباتی که از عدالت به‌عنوان یک مقوله عام عدول کرده و در قالب خواست‌ها و نیازهای پیچیده و متحول زندگی‌ شهری و روستایی در حوزه‌های مختلف سیاست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ ، متناسب با بسترهای حقوقی و سیاسی زمانه کنونی مطرح شود.

نگارنده: اسلم جوادی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *