سلام برچی نیوز | آیینه شکستن هنر نیست!
  • انتشار: ۲۹ دلو ۱۳۹۵
  • ساعت: ۹:۴۰ ب.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 1142
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=1142

آیینه شکستن هنر نیست!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ رحمان رحمانی در پُست‌های اخیر خود سخنی بدین مضمون گفته است: «تن‌فروش‌تر از دختر هزاره و بی‌ناموس‌تر [مرده‌گوتر] از مرد هزاره ندیدم»! هرچند سخنی بدین عمومیت و جزمیت در باب کلیّت یک قوم، هم مغایر با مرّوت و فُتوّت است و هم مذموم و محکوم؛ اما با همه‌ی تلخی و تُرشی و شُوری، رگه‌هایی […]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رحمان رحمانی در پُست‌های اخیر خود سخنی بدین مضمون گفته است: «تن‌فروش‌تر از دختر هزاره و بی‌ناموس‌تر [مرده‌گوتر] از مرد هزاره ندیدم»!
هرچند سخنی بدین عمومیت و جزمیت در باب کلیّت یک قوم، هم مغایر با مرّوت و فُتوّت است و هم مذموم و محکوم؛ اما با همه‌ی تلخی و تُرشی و شُوری، رگه‌هایی از حقیقت و واقعیت در آن به چشم می‌خورد!
علی‌رغم پیشرفت‌های نظرگیرِ هزاره‌ها در عرصه‌های صلح، امنیت، مدنیت، تحصیلات، رسانه‌ها و …؛ سوگمندانه باید اذعان نمود که نه کلیّت و بدنه‌ی جامعه‌ی هزاره، بل قشرهای نیمچه باسواد یا در حال تحصیل و بخشی از هزاره‌های خارج‌نشین، در عرصه‌های ذیل، گوی سبقت را از همگان ربوده‌اند:
الف) دین‌ستیزی و ایمان‌گریزی و نفرت‌پراکنی علیه اعتقادات و مقدسات اکثریتِ جامعه؛
ب) بدزبانی، بی‌ادبی و بی‌اخلاقی؛
ج) غرب‌زدگی و خودباختگیِ مفرط در برابر ارزش‌های دنیای غرب؛
د) اعتیاد و بی‌بند و باری.
به طور مثال در هیچ‌یک از اقوام غیرهزاره (پشتون، تاجیک، ازبک، بلوچ، ترکمن و …) شما نمی‌توانید آدم‌هایی به وقاحت و قباحتِ زید و بکر و خالد پیدا کنید که در یک تریبون جهانی، خدا را «مردار» و پیامبر را «زناکار» و اسلام را «نجس» و عیسی را «زنازاده» و مریم را «فاحشه» و تمام دینداران عالم را دیوانه و روان‌رنجور بخوانند! اما در جامعه‌ی هزاره، چنین وقیحان و قبیحانی وجود دارند!
در عرصه‌ی اخلاق و ادب و عفتِ کلام، آیا هیچ قومیتی در درشت‌گویی و دشنام‌نویسی و چتل‌کاری و مردارخوری به پای چپِ ما هزاره‌ها می‌رسد؟! اگر به این گفته باور ندارید، بروید ذیلِ گفتارها و تحلیل‌های مرتبط با جنبش تبسم و جنبش روشنایی و سالگرد سقوط افشار و سالیاد بابه مزاری را مشاهده نمایید؛ تا به ابعاد و اعماق فاجعه در این پهنه آشنا شوید!
در عرصه‌ی خودباختگی و غرب‌زدگی و تقلیدِ کورکورانه از الگوهای بیگانه و بیرونی نیز متأسفانه هزاره‌ها یک سر و گردن بالاتر از دیگران و همگنان قرار دارند. نمادها و نمودهای فرهنگ و هنجارهای غربی از نیکتایی و والنتاین و برهنگی و می‌خواره‌گی و افیون‌کشی و بی‌بندوباری اخلاقی گرفته تا جامعه‌ی مدنی و پوچ‌گرایی و قداست‌زدایی و رفاه‌زدگی و دنیاگرایی و … در قشرهای خاصی از جامعه‌ی هزاره، بیش از دیگر اقوام به چشم می‌آید.
در خصوص اعتیاد نیز کافیست که نیم‌نگاهی به زیر پل سوخته و بستر رودخانه‌ی کابل بیندازید و از نیروی دریایی استاد خلیلی در آنجا سان ببینید!
در شهرِ فراقومی و چند ملیتی کابل، اقوام غیرهزاره، آرام و صبور، مشغول زندگی و کار خویش‌اند؛ اما هزاره‌ها بی‌وقفه سرگرم تظاهرات، تجمع، اعتراض، تحصن، خیمه‌زنی، عزاداری خیابانی، قمه‌کشی، تجلیل از بابه، تجلیل از افشار، شورت پولادی پوشیدن و دیگر اشکال و اصنافِ خودنمایی و غائله‌آفرینی و ایجاد اخلال و راه‌بندان در شهر و پایتخت هستند! گویی کابل، میراث آبایی آنان است و حق «آزادی بیان» و «آزادی تجمعات» از حقوق انحصاری آنها به شمار می‌رود!
هرگز مبالغه نیست اگر گفته شود: قشرهایی از جامعه‌ی هزاره در قدم نخست، کابل را به ابتذال و استهجان کشانده‌اند و در قدم دوم، دنیای مجازی را متعفن و مردار ساخته‌اند.

علی نجفی (مسیح ارزگانی)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *