سلام برچی نیوز | آینده صلح حکمتیار و اشرف غنی
  • انتشار: ۱۰ جوزا ۱۳۹۶
  • ساعت: ۹:۱۲ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر یک
  • کدخبر: 3284
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=3284

آینده صلح حکمتیار و اشرف غنی

پروسه ویا پروژه صلح حکومت افغانستان با آقای حکمتیار خیلی طولانی وزمانگیر بود، اما سر انجام به واقعیت پیوست واین پروژه، پای حکمتیا ر را به کابل باز کرد. با وجود این که توافق با حکمتیار یا عدم توافق با او، تأثیری بر امنیت و بهبود وضعیت جاری نخواهد گذاشت، اما این توافق می تواند به حکومت وحدت ملی پس از شکست بد در گفتگوهای صلح با طالبان امکان مانور سیاسی و تبلیغاتی را فراهم کند تا با استفاده از این امکان، در صدد کمرنگ کردن شکست در مذاکرات با طالبان باشد.

پروسه ویا پروژه صلح حکومت افغانستان با آقای حکمتیار خیلی طولانی وزمانگیر بود، اما سر انجام به واقعیت پیوست واین پروژه، پای حکمتیا ر را به کابل باز کرد. با وجود این که توافق با حکمتیار یا عدم توافق با او، تأثیری بر امنیت و بهبود وضعیت جاری نخواهد گذاشت، اما این توافق می تواند به حکومت وحدت ملی پس از شکست بد در گفتگوهای صلح با طالبان امکان مانور سیاسی و تبلیغاتی را فراهم کند تا با استفاده از این امکان، در صدد کمرنگ کردن شکست در مذاکرات با طالبان باشد. آقای حکمتیار از همان روز ورود به کابل واستقبال رسمی حکومت ازوی وارد بازی ها وگاهی مغالطه های سیاسی شد وبا سخنرانی های پیهم صحبت های پر شوروگاه پراکنده، طرفدارانش را به وجد در آورد .رقبای سیاسی اش را به تحرک وا داشت .اما در صحبت هایش گاهی هم طور تفصیلی از گذشته صحبت نکرد واظهار ندامتی هم در کار نبود وآنچه برای خودش ومخاطبین با ارزش به نظر می رسید همانا فراموش کردن گذشته ونگاهی به آینده بود که می تواند ارزش صلح را بلند ببرد واین که آینده این صلح چه خواهد بود تا هنوز در هاله‌یی از ابهام قرار دارد.

بازی با جهت نا مشخص، اما در کار زار انتخاباتی، در انتخابات سال ۱۳۹۳ ریاست جمهوری (۸) نفر خود را برای احراز پست ریاست جمهوری کاندیدا نموده بودند که یکی آن آقای قطب الدین هلال معاون آقای گلبدین حکمتیار بود این آقا در حالی که حمایت قاطع همه اعضای حزب اسلامی را با خود داشت و سروصداهایی به حمایت وی نه تنها در داخل کشور، بل فراتر از مرزها شنیده می شد. در برابر همه رقبای سیاسی خود با کسب (۱۸۰۸۵۹) رأی که دو درصد آراء می شود چنان ناکام شد که حتا در ردیف پنجم قرار گرفت.

هرچند آقای قطب الدین هلال خود را به عنوان یک کاندیدای مستقل اعلان کرده بود، اما نه تنها آگاهان، بل همه مردم افغانستان می دانستند که این آقا به نماینده گی از حزب اسلامی حکمتیار خود را کاندیدای ریاست جمهوری کرده است، حتا این کاندیداتوری نگرانی هایی را میان شهروندان کابل و کابل نشینان ایجاد کرده بود که اگر این نامزد انتخابات، برنده شود. سرنوشت کابلیان و کابل نشینان و آنهایی که بخاطر نبود سرپناه در دامنه های کوه شیردروازه و آسمایی خانه ساخته اند چه خواهد شد؟ و یکبار دیگر این بیچاره گان بی خانه و جای نخواهند شد؟ از سویی هم برخی از اعضای ارشد حزب اسلامی حکمتیار زیر نام شورای متحد حزب اسلامی که توسط آقای وحید الله سباوون وقاضی محمد امین وقاد رهبری می شد از کاندیداتوری جناب اشرف غنی حمایت کردند.اگر از لحاظ جهت بندی های فکری واصول انضباطی حزب بر مبنای اساسنامه وهدفنامه در نظر بگیریم این حمایت با اصول واساسات حزبی کاملاً در تضاد بود چون حزب اسلامی افغانستان از زمره احزاب راست افراطی به حساب می آید در حا لی که خط آقای اشرف غنی هم کاملاً چپ افراطی است.وقتی که شرایط چپ افراطی وراست افراطی را کنار هم می آورد، بی هدف بودن مجریان سیاست به خوبی آشکار می گردد، اما یکطرف بازنده ویا ماهیت باخته است ، طرفی که از جناح قدرت حمایت کرده وبعد خودش در حاشیه مانده ویا این که به ارزش های غیر حزبی اتکا نموده اند که طبعاً ارزش به حساب نمی آید. ما در بازی های سیاسی وایتلاف های افغانستان شاهد این نوع ایتلاف ها هستیم که خامی احزاب سیاسی افغانستان را به نمایش می گذارد وهم عمر اتحاد ها وایتلاف ها را با حسرت وندامت کوتاه می سازد چنانچه امروز اعضای حزب اسلامی از نزدیکی شان با اشرف غنی پشیمان اند اما گزینه دیگری نداشتند وتأیید از داکتر عبدالله هم برای شان ایده آل و معقول نبود.

آینده چگونه رقم خواهد خورد؟طوری که در پاراگراف قبلی تذکر رفت، در کار زار های انتخاباتی دوره قبل چپ وراست افراطی حتا ملا های افراطی وسنت گرا کنار هم آمدند ویک جبهه مشترک را جهت پیروزی بر حریفان راست میانه وچپ میانه ساختند و اشرف غنی، رییس جمهوری افغانستان، از توافق صلح با حزب اسلامی حکمتیار در پی احیای تعلقات تباری و قبیله‌یی و بهره‌برداری از آن نیز هست. فکر می کنند غلجایی ها که کمتر امکان رسیدن به قدرت در افغانستان را داشته اند، از رسیدن اشرف غنی به قدرت و ریاست‌جمهوری خوشحال اند و در وجد. این تحول و تغییر، اشرف غنی را وادار کرده است. با استفاده و با همکاری و همسویی با حکمتیار، توده‌های جامعه‌ی پشتون را در راستای سیاست‌های خودش بسیج و از آنها به‌عنوان قدرت مردمی در تحولات کلان سیاسی بهره‌برداری کند. بر اساس این نگاه، حکمتیار از معدود افرادی است که توانایی بسیج سیاسی در میان مردم روستایی و قبیله‌یی پشتون را دارد که در پانزده سال گذشته کسی نتوانسته از عهده‌ی آن برآید.داکتر عبدالله هم که خودرا راست میانه معرفی می کند وبا افراد وشخصیت های چپ میانه چون نورالحق علومی وسائر احزاب چپ اتحاد وایتلاف صورت گرفت، آن هم زیر نام اصلاحات وهمگرایی که در دور دوم توانست برخی راستی های دیگر از جمله عده ای از رهبران مجاهدین را نیز با خود همراه سازد که این مسیر نسبتاً در سیاست معمول است.

واما این که آینده چگونه رقم خواهد خورد وراه این دوستان در کجا از هم جدا می شود، به دقت وتحلیل تجربی نیاز دارد که باید گذشته وآینده را به هم پیوند داد.

من فکر می کنم حکمتیار لقمه راحتی برای اشرف غنی نخواهد بود چون حکمتیار در طول تاریخ، دوم بودن را در رقابت های سیاسی قبول نداشته ، در خارج از کشور چندین بار حکومت مجاهدین شکل گرفت واو همیشه می خواست فرد اول باشد وخودرا بر تر از همه می پنداشت.در آن زمان حکومت پاکستان برایش نمونه والگو بود یعنی حکومت صدارتی نوع پاکستان. همیشه رییس جمهور حضرت مجددی وصدراعظم حکمتیار، یعنی حکمتیار رقیب با قدرت را تحمل کرده نمی تواند. به همین دلیل در انتخابات آینده، حکمتیار رقیب درد سر ساز برای اشرف غنی به حساب می آید چون دیگر افراد حزب اسلامی ومناطقی که طور سنتی از اشرف غنی حمایت کردند. با حضور حکمتیار از بانک رأی اشرف غنی خارج می شوند..وقرائنی که بدست آمده، این احتمال را تقویت می کند که جناب رییس جمهور بعد ازین در صدد خورد کردن حکمتیار است تا در آینده برایش درد سر ساز نباشد.

جسارت امر الله صالح ویا روند سبز که طومار عدالت خواهی بر علیه حکمتیار را امضا کرده است هم از حمایت اشرف غنی آب می خورد، ورنه نیازی نبود تا روند سبز طومار سرخ را روی دست گیرد واز عدالت وانتقام حرف به میان بیاورد.البته این مسائل را آقای حکمتیار به درستی می داند چون او هم در داخل نظام شخصیت های مؤثری دارد. از ریاست پارلمان شروع تا وزراء وسفرا ی زیاد که در گذشته عضویت حزب اسلامی را داشتند وحا لا هم به نوعی از حکمتیار حمایت می کنند وحکمتیار هم حضور خودرا در کابل شانس طلایی دانسته به آسانی میدان را برای حریفان ترک نخواهد کرد.

جهت گیری آینده:طوماری را که روند سبز به رهبری امر الله صالح امضا کرده است با عث تقویت موضع حکمتیار در بین طرفدارانش می شود.شما می دانید که افراد حزب اسلامی دلیل دوری آن را از کابل به دوش شخصیت های ارشد پنجشیر می اندازند. حالا که امر الله صالح سر دمدار عدالت خواهی علیه حکمتیار است، غیر مستقیم حزب را بسیج می سازد چون افرادحزب اسلامی علیه تصمیم گیری های افرادی چون صالح خیلی حساسیت دارند وبا تمام قوا ونیرو علیه مخالفان سنتی وقدیمی شان مبارزه می کنند.این در حالیست که جمعیت اسلامی هم امر الله صالح را جزء از بدنه جمعیت نمی داند ودر کار زار رقابتی، آن را تنها خواهد گذاشت مگر این که تنها پنجشیر ازوی حمایت کند. از سویی هم برخی شخصیت های مؤثر از پنجشیر، هم از حکمتیار حمایت می کنند مانند جنرال دین محمد جرأت وهما یون جریر وغیره لذا آینده آنچنان که اشرف غنی وتیم آن محاسبه کرده اند نخواهد بود.احتمالاً جهت های فکری طور موازی با هم حرکت خواهند کرد مثلاً چپی ها چه افراطی وچه میانه در یک صف قرار خواهند گرفت وراستی ها هم قطع نظر از خصوصیات تباری وقومی، دست یکدیگر را خواهد گرفت وچه بسا که در نهایت امر کا ندیدای واحدی را حمایت خواهند کرد.

لذا اشرف غنی از همین حالا در صدد خورد کردن حکمتیار و وضعیف ساختن برخی حریف های سیاسی اند که سال ها از حضور شان در حکومت رنج برده است.

احمد سعیدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *