سلام برچی نیوز | آیا ریشه‌ی تمام مشکلات در اهداف شوم‌ دیگران است؟
  • انتشار: ۷ سرطان ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۰:۴۲ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 4231
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=4231

آیا ریشه‌ی تمام مشکلات در اهداف شوم‌ دیگران است؟

یکی از دلایل، و نیز یکی از مظاهر، نمادها و نشانه‌های توسعه‌نیافتگی ماها همانا این است که ریشه‌ی تمام مشکلات و مصائب را در وجود دیگران و اهداف و نیات شوم‌شان می‌دانیم.

یکی از دلایل، و نیز یکی از مظاهر، نمادها و نشانه‌های توسعه‌نیافتگی ماها همانا این است که ریشه‌ی تمام مشکلات و مصائب را در وجود دیگران و اهداف و نیات شوم‌شان می‌دانیم.

نمی‌دانم از چه زمانی این ذهنیت “توهم توطئه”ای این چنین عمیق در وجود ما ریشه دوانده. آیا اصولا ما ذاتا و ژنتیکن چنین آفریده می‌شویم؟ یا بعدها و در فرایند رشد و پروش و آموزش چنین سمت‌وسو و خلق‌وخو می‌یابیم؟

به هر حال، شاید هم کمی ریشه در باورها و آموزه‌های مذهبی و دینی‌مان داشته باشد این “دترمنیسم” به “نهیلیسم” پهلوزده‌ی‌مان. جایی که بر آزادی و اختیار ما تاکید می‌شود اما در نهایت حتی مولانا که سرآمد اختیارگرایان است، ضمنی جبرگرایی خویش را آشکار می‌نماید.

امروز گویا اجلاس ناتو بار دیگر برقرار و برگزار خواهد بود. دیروز که از روزهای عید بود و ما خداداده فارغ از فشارهای کاری در خانه بودیم و تلویزیون روشن بود در گوشه‌ی اتاق، آن‌چه جالب توجه بود، این‌که سرتیتر خبری اکثر شبکه‌ها بیانیه حکومت افغانستان مبنی بر این‌که از ناتو خواهد خواست تا فشارها بر پاکستان را افزایش دهد. خوب ناگفته پیداست که از چه رو و با چه غرض. از این رو که دست از حمایت از طالبان و مداخله و تخریب در افغانستان بکشد و ما را به حال خویش‌مان وانهد.

در این میان، یک‌نفر نیست بپرسد که در تمام این ۱۵سال پس از طالبان، چنین کرده‌اید و از ناتو و امریکا و انگلیس و دیگر اربابان جهان خواسته‌اید که پاکستان را سر جای خویش بنشاند. فایده و ای‌بسا فایده”ها”یش را نیز به چشم سر و به چشم بصیرت، هر دو دیده‌اید. اما جالب این است که چرا حتی یک‌بار از خود نپرسیده‌اید که چرا باید به این سیاست و رفتار بی‌نتیجه و ناکارآمد ادامه دهیم. یا جالب است که از خود نپرسیده‌اید که علت یا دلیل رفتار این‌چنین پاکستان وراء دلایل و علت‌هایی که همواره گفته می‌شود، واقعا چیست. شاید حتی این را نیز از خود نپرسیده باشید که به‌عنوان صاحب‌منصبان و صاحب‌مصدران و صاحب‌قدرتان و صاحب‌حکومتان این سرزمین، آیا اصولا وظیفه‌ای در قبال ایجاد امنیت و آرامش این سرزمین و مردمانش دارید یا نه؟ رفاه و توسعه که پیش‌کش ریش مبارک‌تان.

مساله‌ی دیرپا و تا آن زمان لاینحل “ساختار-کارگزار” در فلسفه‌ی علوم اجتماعی حل شد و حالا در کنار یک‌دیگر به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز خویش خوش و خندان مشغولند، اما دترمنیسم توهم توطئه‌ای ما حل نشد که نشد.

تا زمانی که ریشه‌ی مشکلات خویش را در دیگران جست‌وجو کنیم،‌ تنها یک کار دیگر خواهیم توانست کردن. و آن هم تداوم این جست‌وجوی بی‌پایان و بی‌نتیجه است و دیگر هیچ.

پاکستان از ناحیه‌ی ادعای افغانستان بر پشتونستان احساس تهدید می‌کند و موفقیت افغانستان در به‌دست‌آوردن پشتونستان همانا و عدم بقاء و نیستی پاکستان همانا. چرا که پاکستان پس از آن تبدیل به نوار باریکه‌ای خواهد شد که به سادگی قابل بلعیدن توسط هند خواهد بود. بگذریم که دو ایالت باقی‌مانده در پاکستان نیز همواره تمایلات جدایی‌طلبانه داشته‌اند.

این، روایت غالبی‌ست که همواره ذکر می‌شود. روایت غیرغالب و ایده و ادعای ما این است که “ارتش‌سالاری” موجود در سیاست و حکومت پاکستان دلیل و یا حتی علت رفتار این‌چنینی پاکستان در افغانستان است، که نظامیان و ارتشیان پاکستان از مورد قبلی، یعنی ادعای افغانستان بر پشتونستان به‌عنوان تهدید منافع حیاتی پاکستان به‌عنوان دستاویز و توجیه فعالیت‌ها و رفتارهای مداخله‌گرانه‌ی خویش استفاده می‌کنند.

دلیل و علت رفتار پاکستان و نظامیان آن را در افغانستان چه بر اساس روایت غالب و چه بر اساس روایت غیرغالب و ایده‌ی ما تحلیل کنیم، نکته‌ی مهم و مشترک در هر دو این است که این، ما، افغانستان هستیم که باید تصمیم خویش را بگیریم. باید ۱. منافع و ملاحظات امنیتی پاکستان و احساس تهدیدی که برای این کشور ایجاد می‌کنیم را در نظر بگیریم (روایت غالب) و ۲. با عامل اصلی و نهاد اصلیِ باعث چنین رفتاری از سوی پاکستان یعنی ارتش این کشور وارد گفت‌و‌گو شده، دلیل رفتارش را “فهم” کنیم و پراگماتیستی و واقع‌بینانه (نه واقع‌گرایانه) در پی حل مشکل خویش، یک‌بار برای همیشه برآئیم. ور نه، این ما و این پاکستان و این نظامیان و ارتش‌ش. بچرخ تا بچرخیم.

دوکتور مهدی عارفی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *