• انتشار: ۱۲ حمل ۱۳۹۷
  • ساعت: ۳:۴۵ ب.ظ
  • سرویس: تیتر 1
  • کدخبر: 15133
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=15133

آنکه نان از کمر ما می خورد و بر ما منت حکومت می نهد!

پیرمرد قریه نشین با ریش های بلند و لونگی خاک گرفته و چشمان گود نگاهی به جنرال امریکایی می اندازد و می گوید:”جنرال های روس وقتی به قریه ما می آمدند، پشت سرشان موترهای گندم بود اما شما امریکایی ها نان خود را سر ما افغانها می خورید!”

معاون اول مجلس نمایندگان می‌گوید رییس جمهور غنی به اعضای کمیسیون انتخابات هدایت داده است تا نمایندگان کنونی دوباره به مجلس راه نیابند.
همایون همایون معاون اول مجلس که در نشست روز شنبه (۱۱ حمل) این مجلس صحبت می‌کرد گفت: “حلقه نزدیک به رییس غنی می‌گویند آقای غنی به اعضای کمیسیون انتخابات هدایت داده است تا از نمایندگان کنونی به جز چند نفر نزدیک به حکومت، نباید دوباره به مجلس راه یابند.”
او گفت آقای غنی می‌خواهد جوانانی در انتخابات آینده پارلمانی به مجلس راه یابند که از برنامه‌هایش حمایت کرده و برای او در انتخابات ریاست جمهوری کمپاین نمایند.
معاون اول مجلس تاکید کرد مسوولیت انتخابات غیر شفاف را هیچ کسی نخواهد پذیرفت.
به گفته او، کمیسیون انتخابات نیز از استقلالیت کامل برخوردار نیست و فساد گسترده در این کمیسیون وجود دارد.
معاون اول مجلس گفت هم اکنون کارمندان ساحوی و پست‌های دی اف سی در کمیسیون انتخابات بین اعضای این کمیسیون تقسیم شده است.

شورای عالی صلح سکوی کمپاین غنی
آقای همایون همچنین آقای غنی را به دخالت در شورای عالی صلح متهم کرد و گفت تمام مصارفی که در این شورا می شود از خاطر کمپاین آینده رییس جمهور است.
عبدال الله محمدی دیگر عضو مجلس نیز گفت رییس جمهور در دیدار اخیرش به کمیشنران کمیسیون انتخابات دستور داده است تا از نمایندگان فعلی بیشتر از ۲۵ نفر نباید در انتخابات آینده به مجلس راه یابند.
آقای محمدی بیان داشت این هدایت رییس جمهور نگران کننده است و باید بررسی شود.

نگاهی عمیق به نحوه تشکیل حکومت وحدت ملی و مشاهده رفتارهای رئیس جمهور غنی و حلقه اطراف وی به خوبی نشان می دهد که سرقومندان اعلای قوای مسلح و قدرت بلا منازع این روز های افغانستان برخلاف تمام شعارهای انتخاباتی خود چنان لجام گسیخته به تصفیه سازی های قومی و چپاول پتانسیل های کشور مشغول است که انگار به جای خدمت دارد تمام عقده های شخصی خود را سر این ملت مظلوم که سالهاست از نگرانی و جنگ حتی یک شکم سیر غذا نخورده و یک شب آرام سر بر بالین ننهاده اند خالی می کند.

توطئه های داخلی برای وزرای تیم اصلاحات و همگرایی که عمدتا از اقوام هزاره و تاجیک و ازبک بودند، دخالت در استخدام ها در پست های مختلف از سوی رئیس جمهور برای جذب افراد دلخواه وی و تیم ارگ نشینش، سرکوب حرکت های مدنی شهروندان با درک و فهم افغانستان که اکنون به بیداری رسیده اند و حاضر نیستند ظلم داخلی و سلطه تمام عیار خارجی را تحمل کنند، نقشه شیطانی علیه جنرال دوستم و تبعید وی به کشور ترکیه، مبارزه نرم علیه استاد عطا محمد نور، والی پیشین ولایت بلخ که برای دادخواهی و حق طلبی صدا بلند کرده بود، تقاعدی های اجباری در وزارت های داخله و دفاع ملی و چندین و چند مورد دیگر همه و همه کافی است تا ادعا کنیم این رئیس جمهور و تیم زیاده خواه اطرافش برای خدمت نیست که برای بازگردان افغانستان به دوران قهقرا و زنده کردن استیلای قوم  خاص بر چوکی ریاست جمهوری تکیه زده است.

به هر صورت دنیای امروز دیگر دنیای بدون اطلاعات دیروز نیست که شهروندان یک کشور چشم و گوش بسته و از حقوق خود غافل باشند: شهروند امروز شهروند فعال است: رویدادها را مشاهده و مهره های پازل های رویدادهای سیاسی در سطح کشور، منطقه و جهان را در ذهن خود به گونه درست می چیند و تحلیل می کند.

نکته قابل درک و البته دردناک اما ایجانست که چرا این تحلیل های درست شهروندان و حلقات سیاسی کشور به یک برایند نمی رسد تا اقدامی مناسب برای نجات کشور از این اوضاع اسفبار کنونی صورت گیرد؟

پاسخ این پرسش شاید در این نهفته باشد که حکومتیان امروز  با دلگرمی ها و حمایت های اربابان خارجی خود چنان مردم را فراموش کرده و یک تازی می کنند که انگار همه چیز با اشارت های امریکا قرار است در افغانستان رقم بخورد. ارگ نشینان امروز قدرت مردم را فراموش کرده اند، اعتماد به  نفس حتی یک “اف” گفتن به باداران خارجی خود را ندارند در حالیکه امریکا و دوستان داخلی و خارجی اش اکنون هم نان ما را می خورند و هم بر ما منت می نهند.

برای بیان دقیق تر یک خاطره از یکی از دوستان که زمانی سمتی بلند در دولت داشت را مرور می کنیم: وی می گفت روزی یکی ازجنرال های امریکایی همراه با مترجمان افغانی اش به یکی از قریه ها در یکی از و لایات افغانستان وارد می شود و چون از فرط راه رفتن خسته شده بوده روی یک تخته سنگ جلو درب منزل یکی از اهالی قریه می نشیند و از مترجم افعانستانی اش می خواهد درب یکی از منازل را بزند و مقداری آب و نان طلب کند. مترجم افغان همین کار را می کند. جنرال امریکا آب را نوشیده و نان را می خورد و سپس از مترجم می خواهد از پیر مرد افغانی ساکن قریه که آب و نان آورده بود بپرسد:”آیا امریکایی های برای افغانها خوب اند یا روس ها خوب بودند؟”

پیرمرد قریه نشین با ریش های بلند و لونگی خاک گرفته و چشمان گود نگاهی به جنرال امریکایی می اندازد و می گوید:”جنرال های روس وقتی به قریه ما می آمدند، پشت سرشان موترهای گندم بود اما شما امریکایی ها نان خود را سر ما افغانها می خورید!”

جنرال امریکای از شدت عصبانیت چون اسپند سر آتش از جای می پرد و به سرعت قریه را ترک می کند.

امروز از خورشید درخشان تر و روشن تر است که این امریکایی ها سر ما افغان ها نان می خورد: از دخالت در انتخابات گذشته که دولت وحدت ملی با پاشنه های آشیل فراوان را تولید و بر گرده مردم سوار کرد گرفته تا وارد کردن داعشیان همه و همه نشان می دهد که امریکایی های خواب های بدی برای ما دیده است.

امروز از انتخابات که به ادعای خود امریکایی ها تحفه دموکراتیک آنها برای ما بود نیز خبری نیست و انگار قرار است این دولت حالا حالا ها بماند.

وضعیت مدنی و حرکات مدنی و رسانه ها نیز روز به روز وخیم تر می شود.

عدالت اجتماعی به یک شعار تو خالی بدل شده و تا چند متر اطراف ارگ از تقسیم امکانات فیزیکی و آبادانی در مناطق دیگر کابل خبری نیست.

در این میان اما تکلیف ملت مظلوم افغانستان چه می شود: آیا همه چیز با اشارات امریکا و هم پیمانانش قرار است تغییر کند و مردم افغانستان تنها باید تماشاچی باشند؟

آیا مرجع و منبعی نیست که از غنی و حلقه اطرافش حساب بخواهد؟

آیا کسی نیست از گوش این رئیس جمهور و حلقه حریص اطرافش بکشد که بس است و بیش از این به قومی سازی، تعصب، فراری دادن نخبگان علمی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست نزن!

آیا کسی نیست نیست به این رئیس جمهور و حلقه اطرافش گوشزد کند که افغانستان دیگر تحمل زخم ناسور دیگر را ندارد!

پاسخی شفاف به تمام این “آیا ها” همان نسخه درمان است: ملت هوشیار ما خود خوب پاسخ ها را می داند اما چون ملت صبوری است هنوز چشم به سر سوزن نبوغ سیاسیون برحال در قدرت دارند.

اما اگر کارد بیش از این به استخوان برسد، شاید مردم خود به صحنه بیایند و دیگر برای ارگ نشینان و اربابان خارجی اش دیر باشد!

حفیظ الله رجبی

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *