• انتشار: ۲ اسد ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱۰:۴۶ ق.ظ
  • سرویس: اجتماع
  • کدخبر: 76
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=76

آخرین تکه‌های جنبش روشنایی!

جنبش روشنایی از راهپیمایی بیست و هفت ثور تاکنون بارها و بارها تشکیل جلسه داده است؛ این جنبش قرار بود در روز شنبه ۲ سرطان راهپیمایی دیگری را در اعتراض به بی عدالتی‌های دولت و تلاش برای عبور خط برق ۵۰۰ کیلو ولت توتاپ از مسیر بامیان راه اندازی کند اما یک بار دیگر مکر دولت وحدت ملی مؤثر واقع شد و خلیلی نیز از صف جنبش روشنایی کنده شد

رای پی بردن به صداقت، ایمان، سخت کوشی و درست کاری مردم افغانستان کافی است چند صباحی در کشورهای دیگر زندگی کنید؛ سؤال اساسی اما اینجاست که مردم افغانستان علی رغم این همه صفات نیک چرا از نعمت داشتن کشوری توسعه یافته و سرشار از صلح محروم اند در حالیکه مردم کشورهای دیگر با نصف این ویژگی‌ها توانسته‌اند به رویاهای خود جامه عمل بپوشانند. جواب این سؤال در مدیریت غلط دولتمردان افغانستان از گذشته تا کنون می‌باشد: امروز در کشور از انکشاف متوازن خبری نیست و بی عدالتی موج می‌زند. به ولایتی که بیش از دو میلیون جمعیت دارد همان بودجه‌ای اختصاص می‌یابد که به یک ولسوالی صد هزار نفره تعلق می‌گیرد و این به نوبه خود یک ظلم آشکار است.
استعمار در گذشته برای سرکوب کردن مردم در جهل و عقب ماندگی نگه داشتن آنها از مهره‌های بی سواد و دیکتاتور استفاده می‌کرد. ظاهر شاه در افغانستان و رضا خان در ایران نمونه‌هایی از این چهره هاست.
شیوه استعمار اما اکنون فرق کرده و از ترکیبی از انسان‌های بی سواد و با سواد استفاده می‌کند: یکی مغز متفکر خوانده شده بر مقدرات مردم حاکم می‌شود تا همانند ابلیس در گوشهای مردم ساده بدمد و در قلبشان وسوسه کند و برای رسیدن به اهداف شوم خود و اربابانشان شعارهای پوچ و پر زرق وبرق سر دهند. مردم مظلوم افغانستان از دیر باز تاکنون برای تعیین سرنوشت خود و رسیدن به صلح حداقلی میلیون‌ها شهید و معلول داده‌اند و از جنگ‌های داخلی و خارجی به گوشه و کنار دنیا گریخته‌اند و برخلاف میل باطنی خود تابعیت کشورهای دیگر را پذیرفته‌اند. افغانستان بعد از خروج ارتش سرخ به دست مجاهدین نماها افتاد و علما دین اعم از شیعه و سنی در راس قرار گرفت؛ این افراد که بر مقدرات مردم حاکم شده بودند هیچ برنامه‌ای برای اداره کشور نداشتند و از سیاست درک اندکی برده بودند. مهندسین مجاهد تنها برای فیر راکت‌ها طرح می‌دادند و برای پیش برد انقلاب و جهاد و سازندگی کشور فاقد برنامه بودند.
اگر افغانستان امروز نا امن است، این افراد نیز در به وخامت کشاندن اوضاع کشور نقش داشته‌اند و در پیشگاه خداوند، ملت و تاریخ و وجدانهای پاک مسئول هستند.
کشور ژاپن تنها ده سال بعد از جنگ جهانی دوم به توسعه لازم رسید، اروپا با مبلغی کمتر از آنچه در افغانستان از سال ۲۰۰۱ تاکنون هزینه شده از خاک بالا شد و به پیشرفت رسید اما افغانستان بعد از پانزده سال علی رغم حضور نیروهای نظامی ناتو و آمریکا نه تنها به پیشرفت قابل ملاحظه‌ای نرسیده که بد از بدتر نیز شده است.
این درست که نگاه استعمار گران به کشور ژاپن با نگاه آنها به افغانستان تفاوت دارد اما دولتمردان و مردم مسلمان افغانستان نیز این حق را دارند که به پیشرفت و صلح برسند. دموکراسی نیمه نصفه، فقر که شکم مردم خالی است و دست گدایی پیش این و آن دراز می‌کنند، اقتصاد در حال سقوط، فابریکه‌های تعطیل، جوانان بیکار، زراعت و صنعت سقوط کرده و تبدیل شدن کشور به بازار مصرف تنها بخشی از مشکلاتی است که آمریکا و خارجی‌ها برای ما به ارمغان آورده است.
اوضاع امنیتی آشفته، ترویج جهالت و تعصبات قومی و مذهبی، خلق و تقویت طالبان و داعش، سوء استفاده از بی سوادی مردم، سرمایه‌گذاری‌های خارجی روی ایجاد انشعاب در داخل کشور و تحریک رسانه‌ها برای دامن زدن به اوضاع نابسامان و قتل‌عام مردم و به جان هم انداختن اقوام از دیگر پیامدهای منفی حضور خارجی‌ها در کشور است. جنجال‌های پیرامون جنبش روشنایی نیز در همین راستا قابل تفسیر است؛ زمانیکه کابینه تصمیم گرفت خط برق ۵۰۰ کیلو ولتی آسیای مرکزی به سمت پاکستان برخلاف نظر شرکت فیشنر آلمان که مجری طرح ماستر پلان ۲۰ ساله کشور است از مسیر سالنگ بگذرد کتله بزرگی از جمعیت کشور در اعتراض به تبعیض سیستماتیک دولت دست به اعتراض زدند و در ادامه با راه اندازی راهپیمایی بزرگ بیست و هفت ثور سال جاری خشم خود را به گوش دولتمردان به خواب رفته و جهان رساندند.
دولت اما به جای تلطیف قلوب و تلاش برای ایجاد انکشاف متوازن با کانتی نرهای آهنین راه شهروندان را سد و بر مبارزات مدنی خط بطلان کشید.
اقدام دیگر دولت ایجاد انشعاب بین رهبران سنتی چون محقق و خلیلی و رهبران مدرن جنبش روشنایی بود؛ بلافاصله بعد از راهپیمایی بیست و هفت ثور محقق و سرور دانش وارد معامله با دولت شدند و خلیلی با رهبران مدرن جنبش روشنایی ماند.
جنبش روشنایی از راهپیمایی بیست و هفت ثور تاکنون بارها و بارها تشکیل جلسه داده است؛ این جنبش قرار بود در روز شنبه ۲ سرطان راهپیمایی دیگری را در اعتراض به بی عدالتی‌های دولت و تلاش برای عبور خط برق ۵۰۰ کیلو ولت توتاپ از مسیر بامیان راه اندازی کند اما یک بار دیگر مکر دولت وحدت ملی مؤثر واقع شد و خلیلی نیز از صف جنبش روشنایی کنده شد.
اینک جنبش روشنایی با چند رهبر به اصطلاح مدرن مانده و یک مشت شعارهای پیشرفته که معلوم نیست به واقعیت تبدیل می‌شود یا نه!
داکتر سرور دانش، معاون دوم رئیس جمهور، که از منادیان اولیه جنبش روشنایی بود نیزدیروز جمعه ۱ سرطان با نشر اعلامیه‌ای از جنبش روشنایی خواست دیگر به میدان تظاهرات نیایند چراکه دولت خواسته‌های جنبش را پذیرفته است.
برخی از رهبران دیگر جنبش روشنایی که گوش به فرمان خلیلی هستند نیز تأکید کرده‌اند که با وجود پذیرش شروط جنبش از سوی دولت دیگر نیازی به راهپیمایی نیست.
این دسته از سران جدا شده جنبش روشنایی می‌گویند پس از پذیرش طرح منطق حکم نمی‌کند که تظاهرات کنیم. عده‌ای دیگر از أعضای جنبش روشنایی اما بهانه می‌گیرند که چرا حکومت شروط را قبل از ظهر جمعه قبول نکرده و قبول حکومت در بعد از ظهر را قبول ندارند و بر راه اندازی راهپیمایی تأکید می‌کنند.
متن طرح و پیشنهاد جنبش روشنایی که از سوی حکومت کاملاً پذیرفته شده قرار است در اختیار رسانه‌ها قرار گیرد.
به هر صورت راهپیمایی امروز شنبه ۲ اسد بیانگر یک نکته روشن و آن دخالت بیگانگان در ایجاد تفرقه در کشورهای اسلامی از جمله افغانستان می‌باشد و دولت وحدت ملی دست نشانده نیز در این پروسه خواسته یا ناخواسته همراه شده است؛ باید بپذیریم که استعمارگران هیچگاهی سعادت و خوشبختی کشورهای اسلامی را نمی‌خواهد و افغانستان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
مردم مسلمان افغانستان به جای اختلافات داخلی و ریختن به سرک‌ها که مثل همیشه با توطئه دولت بی‌نتیجه می‌ماند، باید اتحاد و هوشیاری خود را حفظ کنند و با درک صحیح از وضعیت کشور، همسایه‌ها و جهان از اختلافات قومی و مذهبی بپرهیزند و با تحمل یکدیگر برای رسیدن به عدالت اجتماعی و انکشاف متوازن مبارزه کنند.
بدون شک جنبش روشنایی درس بزرگ دیگری بود که مردم از اعتماد به رهبران سنتی خود و امید به رهبران جدید که مدرن خوانده می‌شوند گرفتند؛ اینکه این رهبران همیشه در نقاط حساس کناره گیری می‌کنند و مردم را در صحنه تنها می‌گذارند.
مردم ما باید بدانند که توسعه فکری به مراتب کارساز تر از پشت سر رهبران بی خاصیت ایستادن است.
مردم باید با خود باری و اتکا به توانمندی‌های خود از اجانب و مزدوران داخلی قطع امید کنند و خود به میدان بیایند.
نویسنده: حفیظ الله رجبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *