• انتشار: ۱۵ حمل ۱۳۹۷
  • ساعت: ۹:۰۶ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 15309
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=15309

آخرین تابو هم شکست؛ تبانی سعود و صهیون

آخرین تابوی باقیمانده به رسمیت شناختن «کشور اسراییل» از سوی ولیعهد مزدور سعودی بود که شکسته شد. پس از این، تبانی و تراضی سعود و صهیون، وارد عرصه جدیدی خواهد شد و احتمالا آخرین سکانس از سناریوی بحران در خاورمیانه، رقم خواهد خورد.

ولیعهد عربستان سعودی در مصاحبه ای با نشریه امریکایی آتلانتیک، از “حق” اسرائیلی‌ها و فلسطینیان برای زندگی در “کشورهای شان” سخن گفته است.

محمد بن سلمان در پاسخ به سؤالی در این مورد که آیا “یهودیان حق برخورداری از کشوری مستقل برای خود را دارند” گفته است: “به اعتقاد من تمام مردم، در هر کجا که باشند، حق دارند در کشور خود با صلح زندگی کنند، به نظر من فلسطینیان و اسرائیلیان حق داشتن کشورهای خود را دارند…” وی در عین حال افزوده که “اما برای تضمین ثبات برای همگان و داشتن روابط عادی، قرارداد صلح [بین فلسطینیان و اسرائیل] ضرورت دارد.”

بن سلمان در پاسخ به اینکه آیا خصومت با ایران باعث نزدیکی عربستان و اسرائیل خواهد شد، گفت که “اسرائیل نسبت به اندازه سرزمین خود اقتصادی بسیار بزرگ و رو به رشد دارد و البته اگر صلح [بین فلسطینیان و اسرائیل] برقرار شود، بین اسرائیل و شورای همکاری خلیج فارس زمینه‌های متعددی برای همکاری مشترک وجود خواهد داشت.”

این اظهارات به معنای آن است کهم اعراب دیگر اسراییل را دشمن خود نمی دانند و اسراییل هم «کشوری مشروع، مستقل و رسمی» محسوب می شود. از این پس، سعودی ها و صهیونیست ها به صورت همه جانبه بر ایران، تمرکز خواهند کرد. این همان چیزی است که اسراییل از رژیم های مزدور عرب می خواهد. این شاید یکی از امتیازهایی است که اسراییل از آنها در قبال عادی سازی رابطه، مطالبه کرده است.

در این میان، رژیم ریاض و رژیم های عرب پیرو سیاست خارجی ماجراجویانه رژیم سعودی، هیچ چشم انداز و هدفی جز رویارویی بیشتر و با استفاده از هر امکان و بهانه ای با ایران، در حوزه سیاست خارجی خود نمی شناسند.

برای آنها دیگر حتی تفاوتی نمی کند که این رویارویی، چه هزینه های رعب انگیزی دارد و چه کسانی را آماج قرار می دهد. از نسل کشی و تصفیه نژادی مردم مظلوم یمن تا سرکوب اعتراضات مدنی و دموکراسی خواهانه مردم بحرین تا به خاک و خون کشیدن سوریه و حمایت همه جانبه و بی محابا از تروریزم تکفیری در آن کشور و تا اعمال نفوذ زیرزمینی در لبنان از مسیرهای سیاسی و امنیتی و تروریستی و نیز تا دخالت های مستمر و آشکار در امور داخلی عراق و آشفته کردن وضعیت آن کشور توسط تروریست های تکفیری مانند داعش و تا کشتار فاجعه بار زایران خانه خدا در روز عید قربان در صحرای عرفات.

در این میان، سکوت استراتژیک سازمان های بزرگ بین المللی مانند سازمان ملل متحد و حمایت های آشکار و نهان قدرت های غربی از این سیاست ایران هراسانه و اسلام ستیزانه رژیم سعودی و رژیم های وابسته به آن مانند رژیم سرکوبگر آل خلیفه در بحرین، این امکان را برای اعراب فراهم کرده است که به رغم تمام اقدامات ضد امنیتی که در ابعاد منطقه ای و بین المللی مرتکب می شوند، همچنان ایران را مسؤول وضعیت پیش آمده معرفی کرده و مدعی شوند که ایران از تروریزم حمایت می کند، به کشورهای دیگر، سلاح می فرستد، در امور کشورهای عربی، دخالت می کند و سعی دارد، انقلابش را صادر کند!

این در حالی است که از دید این رژیم ها، حزب الله در لبنان و حماس در فلسطین و نیز نیروهای بسیج مردمی در عراق و سوریه که علیه تروریست های تکفیری دست پرورده سعودی ها و اعراب می جنگند، مصداق بارز «تروریزم» هستند؛ اما داعش و النصره و القاعده و احرار الشام و جیش الفتح و طالبان و… تروریست نیستند. به همین دلیل، آنها برای براندازی دولت سکولار و مورد حمایت مردم سوریه در دمشق، تلاش می کنند و این تلاش را از مسیر ارسال کمک های هنگفت مالی و تسلیحاتی به تروریست های ضد سوری، انجام می دهند.

بر اساس این دیدگاه، کشتار فاجعه بار و بی رحمانه مردم مظلوم یمن، کاملا منطقی و قابل توجیه است. کشتار زایران خانه خدا در روز عید قربان، هیچ مسؤولیتی برای شان ندارد و در این زمینه به هیچ مرجع اسلامی و غیر اسلامی، پاسخگو نیستند؛ اما حزب الله لبنان که در خط اول مبارزه با صهیونیزم جهانخوار و نظام ضد اسلامی سلطه، ایستاده «تروریست» است و باید نابود شود!

چیزی که این رویکرد را از رویکردی که سال هاست رژیم نژادپرست و جعلی اسراییل در قبال جهان اسلام و ملت های عربی، دنبال می کند، تفکیک نماید، وجود ندارد. این درست همان چیزی است که اسراییل می خواهد؛ بنابراین، چرا باید اعراب، اسراییل را دشمن خود بدانند و نسبت به ایران، نگاهی دوستانه داشته باشند؟

دشمنی همه جانبه با ایران، همان چیزی است که اسراییل از اعراب خواسته و آنها نیز پذیرفته اند. وقتی عربستان سعودی به عنوان رهبر و سرکرده جریان ایران هراسی در خاور میانه، در قبال کشتارهای فجیع مردم مظلوم غزه توسط اسراییل، سکوت کرد، وقتی همه ملت های عرب از حمله سال ۲۰۰۶ اسراییل به لبنان حمایت کردند و وقتی اکنون اعراب، چشم خود را در برابر کشتار فلسطینی ها می بندند، بدیهی است که هم پیمانی اعراب و اسراییل، بر چه اساسی استوار است و قربانی اصلی این هم پیمانی نحس نیز ملت های عرب منطقه از فلسطین تا لبنان و سوریه و عراق و یمن و بحرین و عربستان و… خواهند بود.

در این میان، آخرین تابوی باقیمانده به رسمیت شناختن «کشور اسراییل» از سوی ولیعهد مزدور سعودی بود که شکسته شد.
پس از این، تبانی و تراضی سعود و صهیون، وارد عرصه جدیدی خواهد شد و احتمالا آخرین سکانس از سناریوی بحران در خاور میانه، رقم خواهد خورد.

محمدرضا امینی- خبرگزاری جمهور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *