سلام برچی نیوز | از آب گِل آلود هرکس ماهی مرادش را می گیرد!
  • انتشار: ۲۲ میزان ۱۳۹۶
  • ساعت: ۸:۱۳ ق.ظ
  • سرویس: x تیتر دو
  • کدخبر: 8707
  • لینک کوتاه: http://www.barchinews.com/?p=8707

از آب گِل آلود هرکس ماهی مرادش را می گیرد!

اصولا ایجاد دولت برای رفای شهروندی، تامین امنیت عامه و بر قراری عدالت اجتماعی و در فرایند حکومت داری سالم است. اپوزیسین ناظر بر عملکرد دولت است، تا حکومت به انحراف و بی عدالتی کشانده نشود.

اصولا ایجاد دولت برای رفای شهروندی، تامین امنیت عامه و بر قراری عدالت اجتماعی و در فرایند حکومت داری سالم است. اپوزیسین ناظر بر عملکرد دولت است، تا حکومت به انحراف و بی عدالتی کشانده نشود.

با گذشت یک و نیم دهه از نظام مورد حمایت امریکا و متحدانش در افغانستان، کشور هنوز تنور داغ بحران در سطح منطقه و جهان قرار دارد و کشمکش های داخلی جدی تر از پیش ادامه دارد!

این تضاد ها و رویایی ها را در دو محور دولت و مخالفان بیرون از حکومت یا مخالفان درون حکومتی به بحث میگیریم:

الف: حکومت بعد از انتخابات با ترکیب نا همگون از دو تیم “تحول” و “اصلاحات” بنام حکومت ” وحدت ملی” بوجود آمد این ترکیب خود، بجای کاستن مشکلات آبستن مشکلات در حوزه کابینه و کلان سیاست های داخلی و خارجی شد.

که هنوز کابینه ای کامل و جامع نداریم. مثلا: سیاست خارجی کشور با سرپرستی شخصِ اداره میشود که نه رییس جمهور او را مورد اعتماد میداند و نه ایشان با ملاحظات که دارد موافق اشرف غنی است، با رویکرد چگونه میشود از سیاست مدون و همه جانبه ای خارجی بر خور دار بود؟

در شورای عالی صلح نیز نگاه دو تیم تشکیل دهنده حکومت در تقابل هم است تا توافق هم، جریان آمدن حکمتیار و طولانی شدن آن قبل از آنکه مشکلات دولت و حکمتیار باشد عدم توافق تیم ” اصلاحات ” بود. و امروزه دقیقا حکمتیار یک خار در چشم و استخوان در گلو در حکومت وحدت ملی است بخصوص برای اقوام غیر پشتون – که هر روز ساز خود را می نوازد و جالب تر اینکه آقای حکمتیار در گفتار پسین اش به نقل از خبرگزاری رشد گفته است:”جنگ را ختم کنید تمام کار را امریکا میکند ما را به جان همدیگر می اندازند آنها به هر دو طرف پول میدهد و هر دو طرف را توسط خودشان از بین میبرند”.

در کل ای شورا بجای سود مند بود صلح یک چالش برای صلح است!

نهاد های امنیتی؛ دفاع، داخله و امنیت ملی هنوز با سیاست های حزبی و قومی و اعمال فشارهای نامرئى رهبری میشود و این نهاد ها که باید ساختار ملی داشته باشد و در واقع آیینه ای باشد که تمام مردم کشور خود را در آن دیده و اعتماد کامل یابند متاسفانه با سلیقه فردی و توجیهی برای حامیان سکتور امنیتی تعریف و رهبری میگردد.

برای سرمایه گذاری و رونق تجارت هر دو رهبر توافق و دید گاه مشترک ندارد که این نابسامانی در حوزه قدرت رییس جمهور و رییس اجرائیه در میدانهای بندری و گمرکی بخصوص در گمرکات روشن و آفتابی است.

دوستم مشکل دیگری در درون حکومت است که با کنار زدنش امروز ائتلاف نجات را تشکیل داده است، گرچند ائتلاف نجات هنوز رسما اعلان موجودیت نکرده، ولی مثلث تکان دهنده برای اشرف غنی و عبدالله است.

از همه مهم تر تیم ماحول رییس جمهور خیلی پیچیده تر و مبهم تر از همه اثر گذار در سیاست جاری کشور است زیرا نگاه بیرونی از این تیم اینست که آنها مورد حمایت ایالات متحده امریکا و حامیانش هستند و هر اتفاق که در سیاست های رییس جمهور می افتد، از خرد جمعی این تیم مفشن و تکنوکرات تراوش می کند و به جامه ای عمل می پوشد.

جالب تر اینکه باور اکثریت اینست که محوریت این تیم حنیف اتمر است که اگر او نباشد رییس جمهور تنهاست.

گمانه دیگر پیرامون این چهره ای کاریز ماتیک یا مرموز خصوصا صحبتهای اخیر اقای اتمر که در فیسبوک دست بدست می شود این است که او کاندید دوره بعدی ریاست جمهوری است در نوشته های آقای غیاثی یکی از دیپلماتهای کشور که مرور شود سخنان او را کمپاین قبل از وقت موصوف برای انتخابات عنوان کرده اند.

انتخاب والیها و تدارکات ملی… نیز از مشکلات درون حکومت است.

اما در حوزه مخالفان بیرون حکومتی تنها کرزی است در سایه ای حکومت هراز چند گاه تیری را از چله ای کمان بسوی حکومت و ایالات متحده امریکا پرتاب می کند و همه ای کوزه و کاسه را بر سر امریکا می شکند حتی اینکه می گوید: ما در افغانستان شورشی نداریم . طالبان چهره های ناراضی حکومت است باید با آنها مذاکره و صلح کرد!

البته سخنان کرزی از سوی تحلیل گران تفسیر و تحلیل متفاوت مبنی بر تشنه گی قدرت، رهبری تباری و غیره میشود زیرا او در زمان ریاست جمهوری خود در هر حال از امریکا و سیاست پاکستان ستیزی امریکا دفاع میکرد ولی در پایان قدرت جاده را عوض کرد و بر امریکا و جکومت تازید!

طالبان و داعش مخالفان دیگر نظام کنونی است که جز سرنگونی و اخراج قوت های خارجی به چیز دیگر قانع نیستند.

در نگاه دیگر ما مخالفان پشت پرده و نامرئى دیگری را داریم که خطر ناک تر از همه است و یا بی پرده می شود گفت پاکستان بخواطر مشکلات مرزی و تعیین خطوط جغرافیایی دشمن دیرینه و حامی جدی مخالفان مسلح افغانستان هست که هنوز سیاست امریکا در زمینه روشن نیست و نمیشود اطمنان کرد که آیا واقعا امریکا پاکستان را متقاعد می کند که دست ازطالبان و یا کلا مخالفان مسلح افغانستان بر دارد یا خیر؟ با توجه به اینکه منافع ملی پاکستان تا حل نشدن خط دیورند سیاست حمایت از خوشنت است!

در نتیجه با ارزیابی و تحلیل از رویا روی و جهت گیری های بالا در می یابیم افغانها استراتیژی جامع و واحد برای حل بحران کشور و آردن صلح در آن را ندارند .

حرکت ها و موقف های که درقالب ائتلاف ها و موضع گیریها طرح و بیان می شود تلاش برای بر اندازی حکومت محسوب می شود تا تقلایی برای صلح و این کار کردها به نفع مردم افغنستان نیست و باید مخالفت و اپوزیسیون بودن در راستای تعدیل حکومت برای رفاه مردم، ثبات و امنیت و عدالت اجتماعی تعریف شود و تلاش شود حکومت مرکزی ملی شود و اقتدار یابد. نباید حرکت های قومی را بجای حرکت های ملی جا بیندازیم. طرح تدویر لویه جرگه عنعنوی و یا ایجاد ائتلاف های نابسامان و موقف گیریهای قومی و غیر معقول و توجیهات دولت از نا امنی ها و نا رضایتی ها و یا پاسخ ندادن به مطالبات عدالت خواهانه بر پیچدگی اوضاع خواهد افزود.

بنا آب را برای منافع خود و بیگانگان گِل آلود نکنیم.

نگارنده: خداداد فقیهی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *